او هنوز اینجاست
معرفی کتاب
«سوسی» و «گای» مدتهاست که با هم دوست هستند، همهجا با هم و در کنار هم. روزی که «مونوپولی» بازی میکنند، به این فکر میافتند که حیوان خانگی بخرند؛ اما مادر گای با این کار مخالف است. با اصرار بچهها، پدر سوسی راضی میشود و همه با هم به فروشگاه حیوانات خانگی میروند. آنها یک گکوی پلنگی میخرند (نوعی مارمولک)، با یک محفظه شیشهای و کلی وسایل دیگر. سوسی و گای اسم گکو را «ماتیلدا» میگذارند و خانه ماتیلدا در اتاق سوسی قرار میگیرد. ماتیلدا خیلی سریع با گای دوست میشود؛ اما ظاهراً از سوسی خوشش نمیآید و... .
در جستجوی حقیقت
معرفی کتاب
مرد جوان در دانشگاه عاشق دختری زیبا میشود. دختری که همه را جذب خود میکند. مرد جوان آنقدر مبهوت دختر است که فقط از دور به تماشا میایستد و جرئت نزدیک شدن ندارد. سرانجام روزی متوجه میشود که دختر نیز همان احساس را دارد. آنها تصمیم میگیرند ازدواج کنند؛ اما دختر باید مسلمان شود. بنابراین، باید یک روحانی پیدا کنند تا دختر را به آیین اسلام درآورد. آنها با پرس و جو موفق میشوند کسی را پیدا کنند تا این کار را انجام دهد؛ اما... .
دیدار عروس
معرفی کتاب
این کتاب شامل هشت داستان کوتاه است. «خاله گمشده»، «قدر ناشناسی»، «دیدار عروس» و «انتخاب همسر»، نام برخی از این داستانهاست. «دیدار عروس» درباره دختر جوانی به نام «سُعاد» است که به تازگی ازدواج کرده است. سعاد به مسائل مادی و ظاهری اهمیت نمیدهد و ازدواجش به دور از هر گونه تجملات بوده است. حالا او از سفر زیارتی بازگشته است و بهترین دوستش، «غفران» میخواهد هر چه زودتر به دیدن او برود؛ اما چیزهایی میشنود که باورش برای او و درباره دختری مانند سعاد، بسیار سخت است و... .
دیدار در بیمارستان
معرفی کتاب
«ورقا» مادربزرگش را که در سینهاش احساس درد میکند، به بیمارستان میبرد و با خانم دکتر «معاد» آشنا میشود. دکتری که نهتنها خیلی سریع به وضع مادربزرگ رسیدگی میکند، بلکه از ورقا که آثار خستگی در چهرهاش پیداست، میخواهد کمی استراحت کند و خودش کنار بیمار میماند. آشنایی معاد و ورقا با کتابی که خانم دکتر جا میگذارد، ادامه مییابد تا جایی که معاد از ورقا خواستگاری میکند. مادربزرگ مخالف است؛ اما چرا؟
دو زن و یک مرد
معرفی کتاب
«حسنات» به عقد مردی درمیآید که در اروپاست و به پدرش وکالت داده تا دختر را برایش عقد کند. «رَحاب»، خواهر حسنات، نمیداند که چرا خواهرش تن به این ازدواج داده است. چرا به عقد مردی درآمده است که حاضر نشده است به خودش زحمت بدهد و به مراسم عقد بیاید؛ چون متدیّن است یا به این علت که مثل خواهرش غیرعادی است؟ روزی نامه «مصطفی»، نامزد حسنات، به دست او میافتد و تصمیم میگیرد خودش را به جای حسنات جا بزند و... .
تولد دوباره
معرفی کتاب
«نقا» دختر معتقدی است که به تازگی به عقد پسری از خانوادهای مذهبی درآمده است. نامزد نقا، تحصیلکرده و متدین است. «سعاد»، دخترخاله نقا، به خانه آنها میآید و ضمن تعریف از اروپا، انتخاب نقا را زیر سوال میبرد و نامزد نقا را اُمّل و عقبمانده میداند. نقا سعی میکند آرامشش را حفظ کند و درباره ایمان و روشنفکری نامزدش توضیح دهد؛ اما سعاد همچنان حرف خودش را میزند؛ اما چرا سعاد این همه از نامزد نقا متنفر است؟ درحالیکه هرگز او را ندیده است.
بینوایان
معرفی کتاب
قهرمان داستان، «ژان والژان» محکوم سابقهداری است که پس از ۱۹ سال محکومیت با اعمال شاقه، از زندان آزاد میشود. او به خاطر دزدیدن قرصی نان، برای سیر کردن فرزندان خواهرش به زندان میافتد و به دلیل تلاشهای پیدرپی برای فرار، به محکومیتش اضافه میشود. ژان با کمک اسقف پیرِ شهر آینده جدیدی را برای خودش رقم میزند و ماجراهای گوناگونی را پشت سر میگذارد.
بابا لنگدراز
معرفی کتاب
«جروشاآبوت» از همه بچههای نوانخانه بزرگتر است و بچههای ۴ تا ۷ سالِ اتاق «ف» زیر نظر او هستند. جروشا نیروی تخیل بسیار قوی دارد، آنقدر که مسئول نوانخانه فکر میکند در آینده دچار مشکل میشود. فردی نامعلوم و با اسم مستعار «جاناسمیت» جروشا را به دانشگاه میفرستد. جاناسمیت عقیده دارد که نیروی تخیل و فکر جروشا بسیار عالی است و فکر میکند که او میتواند نویسنده شود. در مقابل این لطف، جودی موظف است هر ماه نامهای برای جاناسمیت بنویسد.
هاکلبریفین
معرفی کتاب
این کتاب داستان نوجوانی به نام «هاکلبری فین» است که از پدری لااُبالی متولد میشود. بعد از ناپدید شدن پدر، سرپرستی پسر را به بیوهزنی میسپارند که با خواهرش زندگی میکند و برده سیاهی به نام «جیم» دارد. بعد از مدتی، سر و کله پدر هاکلبری پیدا میشود. او هاک را با خود به جنگل میبرد؛ اما هاک پس از چند روز از آنجا فرار میکند و... .
زنان کوچک
معرفی کتاب
این داستان درباره زندگی چهار خواهر به نامهای «مگی»، «کتی»، «بتی» و «سارا» است که با الهام از زندگی واقعی نویسنده با سه خواهرش نوشته شده است. این خانواده پیش از این ثروتمند بودهاند؛ اما اکنون وضعیت خوبی ندارند. پدرشان در جنگ است و آنها مجبورند زندگی خود را اداره کنند و علاوهبر آن، به مردم محتاج نیز کمک کنند. آنها زندگی سختی دارند؛ ولی از یکدیگر حمایت میکنند و ماجراهای جالبی برایشان پیش میآید.