دوغدو، خانم سیلا و غولهای مادربزرگ
معرفی کتاب
«دوغدو» دختر کوچولویی است که رنگ چشمهایش را از مادر فرانسویاش به ارث برده و رنگ سبزه پوستش را از پدر ایرانیاش. او مجبور میشود از فرانسه به ایران بیاید و با مادربزرگش زندگی کند. مادربزرگ عجیب و غریبی که تا حالا فقط عکسش را دیده است. این داستان پر از ماجراهای خواندنی و پر از رمز و راز میان جادوگران، اژدها، غول و جن و پری است و اتفاقاتی که برای این دختر دورگه و مادربزرگش میافتد.
قصر نه پنجره
معرفی کتاب
قصر سفید بالای تپه قرار دارد. تپهای سرسبز با گلها و پروانههای رنگارنگ. نُه پنجره قصر سفید جای مشخصی ندارند. گاهی روی دیوار هستند و گاهی روی زمین!!!!!. هیچکس تا به حال صاحب قصر را ندیده است. «ساقی» دختر خانم حسابدار هر روز برای صاحب قصر یک لیوان پر از شیر میبرد و از یک در مخفی وارد حیاط پشتی میشود.
دلهرههای خیابان وحید
معرفی کتاب
این رمان، مضمونی طنز و اجتماعی دارد. روزهای نخست جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است و حس و حال مردم آبادان را روایت میکند. از کسانی میگوید که میان رفتن و ماندن سرگردانند. مردم جنگزده در کوچه پسکوچههای شهرشان بهدنبال آسایش و امنیت میگردند؛ اما از ناکجاآباد سر درمیآورند. مقاومت تعبیر واقعی این داستان است.
موهای معلق چشمهای چرخان
معرفی کتاب
نویسنده در داستانی تخیلی، قصه دختر شاه پریان و غول چراغ جادو را روایت میکند. پریدخت (دختر شاه پریان) با تهمتن ( پسر غول چراغ جادو) ازدواج کرده است. آنها دختری به نام بهاران دارند. او از همه جا بیخبر است و نمیداند که چرا با بقیه فرق دارد. پدر و مادر بهاران به دنبال راهی هستند تا این راز را با وی در میان بگذارند.
کارنامهات را قایم کن
معرفی کتاب
داستان از زبان دختری هشت ساله به نام ستاره بیان میشود که دو برادر و دو خواهر دارد. مادرش به پسرها بیشتر میرسد و به دخترها اهمیتی نمیدهد. در عوض پدرش او و خواهرهایش را بیشتر دوست دارد. دخترها برعکس پسرها درسخوان و مرتب هستند. "آن روز ستاره یکراست به خانه آمد. او میخواست تا شب درس بخواند، فردا امتحان تاریخ داشت. کتابش را به دست گرفت که یک دفعه صدای مادرش را شنید."