دنیای هیربل
معرفی کتاب
نویسنده داستان پسری به نام هیربل را روایت میکند که در کودکی پدرش را از دست داده و مادرش او را ترک کرده است. هیربل بیمار است و هنگامی که بیماریاش شدت میگیرد، پدرخوانده و مادرخواندهاش او را به آسایشگاه میسپارند. او در آنجا هم تنها میماند و حتی همسن و سالانش نیز تحمل او را ندارند. هدف نویسنده خلق دنیایی است که کودکانی با وضعیت هیربل، احساس امنیت کنند و آسوده باشند.
افسونهای نیل گنج هورهوتپ
معرفی کتاب
رامی پسر 11 سالهای است که با برادرش رأفت، در روستای «میت رهینا» زندگی میکند. مردم این روستا میتوانند هر شب غروب زیبای خورشید را در پشت هرم فرعون مصر ببینند. روزی رامی با باستانشناس فرانسوی به نام آلن دوپره آشنا شده و متوجه میشود که در بیابانهای اطراف روستایشان گنج بزرگی پنهان است؛ ولی ناگهان آلن دوپره ناپدید میشود.
عموجان
معرفی کتاب
اعضای خانواده شیرمر میخواهند به خانه جدیدی اسبابکشی کنند و تصمیم گرفتهاند پدربزرگ که همه او را عمو جان صدا میکنند، با آنها زندگی کند. بنابراین با نامهای از او دعوت میکنند که به شهر آنها بیاید. بعد از انتظاری طولانی پاسخ عمو جان میرسد. او پیشنهاد آنها را قبول کرده است؛ ولی پدربزرگ اخلاق خاصی دارد و زندگی با او کار سادهای نیست. با آمدن عموجان هر روز اتفاقی تازه میافتد.
نان و گل سرخ
معرفی کتاب
داستان زندگی خانوادهای در آغاز قرن بیستم روایت شده است، زمانی که ایالت متحده به اوج قدرت خود رسیده بود. رزا دختر نوجوانی است که همیشه نگران حضور مادر و خواهر کارگرش در اعتصابهاست. او سعی میکند با روشهای متفاوتی خواهر و مادرش را از شرکت در اعتصابها منصرف کند. مخاطب با فضایی آشنا میشود که در آن بیمها، امیدها و سختیهای مبارزهای حقطلبانه به نمایش درآمده است.
من گرسنهام من تشنه
معرفی کتاب
این داستان روایتی است از زندگی زنی بهنام سوتو که به همراه شش فرزندش در روستای آل پانتانو زندگی میکند. داستان تأثیر اوضاع و احوال امریکای جنوبی را بر زندگی مردم بازگو میکند و ظلم و ستمی را شرح میدهد که ثروتمندان بر مردم فقیر روا میدارند. رنج انسان معاصر که سوتو را وادار به مهاجرت به شهر میکند به امید آنکه به آرزوهایش برسد.
بچههای راهآهن
معرفی کتاب
روبرتا، پیتر و فیلیپس در حال کشمکش با مشکلاتی هستند که ناگهان زندگی آنها را دگرگون کرده است. فقر، دوری از پدر و نگرانیهای مادر از زندگی در کنار راهآهن، شرایط را برای آنها دشوار ساخته است؛ اما تماشای قطارها و دست تکان دادن برای مسافران از سرگرمیهای لذتبخش بچههاست و همین امر اتفاقات جالبی را برای آنها رقم میزند.
بابای شب
معرفی کتاب
در کشور سوئد خانمهای مسن، داوطلبانه از بچههای کوچک خانواده نگهداری میکنند. آنها «مادر روز» نامیده میشوند. اما در مقابل «بابای شب» نیز وجود دارد. جولیا به اصرار مادرش که پرستار است، پذیرفته که بابای شب داشته باشد. بابای شب در گوشهای از اتاق به سختی زندگی میکرد و دلش میخواست یک رختخواب داشته باشد. این گونه بود که داستان جولیا و بابای شب آغاز شد.