کوههای سفید
معرفی کتاب
در این داستان، ماجرایی برای دختران و پسرانی که از دوره نوجوانی عبور کردهاند، اتفاق میافتد. جک، باید در مراسم کلاهکگذاری آدم فضاییها شرکت کند. او دلش میخواهد مثل آوارهها باشد. جک پس از کلاهکگذاری، آرزوی خود را فراموش کرد؛ ولی من که دوست جک بودم هر روز بیشتر به زندگی آوارهها علاقهمند میشدم.
کلاس پرنده
معرفی کتاب
ماجراهای رمان پیش رو در یک مدرسه شبانهروزی اتفاق میافتد. گروهی از دانشآموزان قصد دارند، نمایشنامهای اجرا کنند. چگونگی رویارویی با مشکلات، صادق بودن، درست اندیشیدن پیرامون مسائل اجتماعی و نهراسیدن از شکست، از نکاتی است که در این داستان به آنها توجه شده است. فضای این داستان در سردترین روزهای سال و نزدیک شب کریسمس شکل میگیرد و شور و هیجان خاصی را به مخاطب منتقل میکند.
دلقک و نارنج تلخ
معرفی کتاب
نویسنده در کتاب حاضر رویدادهای قبل از انقلاب اسلامی را به تصویر کشیده است. حوادث در شهر شیراز و در سال 1356 رخ میدهد. «مجتبی» همراه دوستش «همایون» که در مسجد فعالیت دارند، در جاهای مختلفی مثل سینما اعلامیه پخش میکنند؛ ولی او و دوستش تحت نظر ساواک هستند و فردی تمام رفت و آمدهای آنها را گزارش میدهد. در ادامه حوادثی رخ میدهد که باعث دستگیری و زندانی شدن مجتبی میشود.
بیرون ذهن من
معرفی کتاب
نویسنده، داستان دختر معلولی به نام ملودی را روایت میکند که علاوه بر معلولیت حرکتی، قادر به حرف زدن هم نیست. ماجراها به صورت واگویههایی از زبان همین شخصیت روایت میشوند و به مشکلات زندگی او در اجتماع و مدرسه میپردازد. نویسنده نتیجه میگیرد که معلولیت نمیتواند سد راه موفقیت باشد. همچنین به مخاطب فرصت میدهد از نگاه یک معلول به دنیا بنگرد و درک بهتری از این گونه اشخاص به دست بیاورد.
تاجیک هیولایی که بیصدا گریه کرد، بلند خندید
معرفی کتاب
داستان حاضر روایت زندگی پسری به نام تاجیک است. او با همه پسرها فرق دارد. زانوهایش کمی فنریتر از زانوهای دیگران است و هنگام راه رفتن بیشتر بالا و پایین میرود. همه به او میخندند و تاجیک نهتنها از خودش دفاع نمیکند، بلکه خودش هم به خودش میخندد. او هیچوقت عصبانی نمیشود. هر تیمی که تاجیک را دارد، خیالش از توپ جمعکن راحت است. او به اندازه همه میدود.