گردالی خیلی بد
معرفی کتاب
«مورچه کوچولو» به دنبال غذاست که یک چیز گرد زردرنگ میبیند. مورچه به آن چیز یک گاز میزند و آن را به طرف لانه هُل میدهد. «مورچه تپلی»، آن چیز گرد را بو میکند و یک گاز میزند و آن را هُل میدهد. دم در انبار، «مورچه غرغرو» آن را تکهتکه میکند و یک گاز هم خودش میزند؛ ولی این چیز گرد زردرنگ چیست؟
تقسیم شعله
معرفی کتاب
کلبه خرس کوچولو خیلی سرد است. خرس از خانه بیرون میرود تا شعله آتشی بیابد و به خانه بیاورد. خرس کوچولو شعله را پیدا میکند؛ ولی در راه، خانم روباه، موش کور و خارپشت از او میخواهند که کمی از شعله آتش را به آنها بدهد. خرس با مهربانی این کار را انجام میدهد؛ اما برای خودش شعله کوچکی میماند.
قورباغهای که بزرگ شد
معرفی کتاب
بچهقورباغه تازه بزرگ شده است. اینطرف و آنطرف میپرد و دوست دارد همه قورباغهها او را ببینند؛ ولی هیچکس به او توجهی نمیکند و همه سرگرم کارهای خودشان هستند تا اینکه دو پسربچه میبیند که میخواهند بچهقورباغهها را شکار کنند. او با فکر بکری، بچهقورباغهها را نجات میدهد و از آن به بعد معروف میشود.
عمو لبوی سبیلو
معرفی کتاب
مورچه خیلی لبو دوست دارد؛ اما از آقای لبوفروش و سبیل بزرگش میترسد. به همین علت، شب که عمو لبوفروش خواب است، به سراغ قابلمه لبو میرود و تا میتواند لبو میخورد. مورچه از قابلمه بیرون میآید و فرار میکند. وقتی به خانه میرسد، پشت سرش خطی از ردپای قرمز میبیند. حالا نگران است که مبادا عمو لبوفروش، او را پیدا کند.