Skip to main content

این فیل وجود ندارد

معرفی کتاب
قهرمان داستان به تازگی همسایه جدیدی پیدا کرده که اسمش «زولا» است. او دلش می‎خواهد با زولا دوست شود؛ اما فکر می‏‌کند زولا یک فیل بزرگ دارد و تمام وقت با او بازی می‌‏کند؛ چون صدای آب را می‌شنود و می‌داند که فیل‌ها عاشق آب‌بازی هستند. او صدای گروم‌گروم را می‌شنود و می‌داند که زولا با فیلش قایم‌باشک بازی می‌کند. او صدای تق و توق چکش را می‌شنود و می‌داند که زولا و فیلش در حال ساخت قلعه هستند؛ اما... .

سلطان جنگل: موش!

معرفی کتاب
در صحرایی خشک و بی‌آب و علف که شن‌هایش مثل طلا می‎درخشید، زیر صخره بزرگی، موش کوچولویی زندگی می‏‌کرد. موش آنقدر ریزه‌میزه بود که هیچ‎کس او را نمی‎دید و همیشه زیر دست و پای دیگران له می‎شد؛ اما آقای شیر بالای صخره زندگی می‏‌کرد و با نعره‎هایی که می‏‌کشید، قدرت و اهمیت خودش را به همه ثابت می‏‌کرد. موش کوچولو خیلی دلش می‏‌خواست مثل شیر باشد؛ اما نمی‎دانست چه کند تا اینکه فکری به ذهنش رسید و... .

بیا مهربانی بکاریم

معرفی کتاب
آیا می‎شود مهربانی را کاشت؟ دختر کوچولویی این کار را کرد و به دانه‎اش آب، گرمای خورشید و محبت داد و هرروز این کارها را تکرار کرد؛ اما مدت‎ها گذشت و خبری از سبز شدن مهربانی نبود و داشت دیر می‎شد. دختر کوچولو نگران و ناراحت بود تا اینکه روزی جوانه سر از خاک درآورد و... . دختر کوچولو تصمیم گرفت آن را با همه تقسیم کند و... .

کتاب پر سر‌وصدا

معرفی کتاب
«کتاب پر سرو صدا» کتابی با متن کم و تصاویر گویا و زیباست. کتاب درباره‌ی سرو صداهای اطراف ماست. توی دنیا یک عالمه سرو صداست. سروصداهای خوب، سر و صداهای بد و سرو صداهای اتفاقی که باعث می‌شوند همه به سمت ما برگردند. توی این کتاب سروصداهایی که بچه‌ها می‌شناسند طوری کنار هم جمع شده‌اند که هر خواننده‌ای را به وجد می‌آورد.

اگر گربه نیستی، این کتاب را باز نکن!

معرفی کتاب
کتاب «اگر گربه نیستی، این کتاب را باز نکن!» همان‌طور که از نام کتاب پیداست با منع مخاطبان غیر گربه‌ به خواندن کتاب جاذبه ایجاد می‌کند. کتابی تصویری در مورد عادات گربه‌هاست که به شکل لطیفی بیان شده است.

یک دوست مثل هیولا

معرفی کتاب
«ببری» با هیولای زیر تختش دوست است. آن‌ها هرشب، قبل از خواب با هم بازی می‏‌کنند. هیولا هیچ‌وقت ببری را نمی‏‌ترساند؛ چون دوست‌های خوبی هستند؛ اما هیولا باید کسی را بترساند، برای همین وقتی ببری می‌‏خوابد، هیولا همه خواب‌های بد او را می‎ترساند و آن‌ها را دور می‏‌کند؛ اما این‎بار خواب‌ بد، جایی کمین کرده ‌است و هیولا به تنهایی حریفش نمی‎شود و... .

باغ رز

معرفی کتاب
«رُز» که بسیار خیال‌پرداز و ماجراجو است، با قوری شگفت‌انگیزش به دور دنیا سفر می‌‏کند و به هرجا می‏‌رسد، دانه گیاهان را جمع می‏‌کند. بالاخره روزی قوری پر از دانه می‎شود و رُز به شهری کنار ساحل می‎رسد و تصمیم می‏‌گیرد در زمینی خالی دانه‎هایش را بکارد؛ اما هنگامی‌که در حال آماده کردن زمین است، پرنده‌ها همه دانه‎ها را می‎خورند. رُز باقی‌مانده دانه‌ها را می‌‏کارد؛ اما هرچه صبر می‏‌کند، دانه‌ها سبز نمی‌شود تا اینکه اتفاق دیگری رخ می‌دهد.

کارگاه وندل

معرفی کتاب
«وندل» همیشه مشغول اختراع است و هروقت اختراع‌هایش درست کار نکنند، آن‌ها را دور می‌‏اندازد. او آن‌قدر کار دارد که هیچ‎وقت فرصت نمی‌کند کارگاهش را مرتب کند. برای همین یک ربات می‌‏سازد که این کار را برایش انجام دهد؛ اما ربات درست کار نمی‏‌کند. وندل آن را به آشغالدانی می‌‏اندازد و ربات دیگری می‌‏سازد. این ربات بسیار مرتب است؛ اما... .

آقای زیر‌تختی

معرفی کتاب
«جیم» در تختش دراز کشیده بود که ناگهان تشکش تکانی خورد و از زیر تختش، آقای «زیرتختی» بیرون آمد. او خودش را معرفی کرد و از جیم خواست که اجازه دهد تا کنارش روی تخت بخوابد! جیم خیلی تعجب کرد؛ اما اجازه داد و آقای زیرتختی خیلی زود به خواب رفت؛ ولی خروپف‌های او نمی‏‌گذاشت جیم بخوابد. جیم سراغ کمدش رفت تا گوش‌گیرش را بردارد که... .

دوشنبه

معرفی کتاب
«هنری» و «یان»، برادران موش دُم‌عصایی، به هم شب‌به‌خیر می‏‌گویند و می‌خوابند؛ اما ناگهان با صدای عجیبی بیدار می‌شوند! آن‌ها نمی‎دانند این صدا از کجا و از چیست. یان فکر می‌‏کند، این صدای آژیرِ ماشینِ پلیس است؛ اما هنری باور نمی‏‌کند؛ چون هیچ‎وقت ماشین پلیس این صدا را نمی‎‏دهد. بنابراین، تصمیم می‎گیرند بروند و خودشان از نزدیک ببینند. آن‌ها وارد تونل زیرزمینی‌شان می‌شوند و... .