من لارا هستم: روایتی از دختری با نشانگان داون
معرفی کتاب
نشانگان داون نمود ظاهری وذهنی دارد؛ یعنی قیافه و میزان یادگیری کودکان مبتلا به این اختلال، با کودکان دیگر فرق دارد. این کودکان یک کروموزوم اضافه دارند. در این کتاب، که یکی از مجلدات مجموعهای چندجلدی دربارۀ تفاوت تواناییهای کودکان است، لارا، کودکی با اختلال نشانگان داون، دربارۀ خود صحبت میکند و آنچه را میداند و نیز تواناییهای خاصش را، برای مخاطب شرح میدهد. مطالب به زبان ساده و کودکانه بیان شدهاند.
دوست من ایزابل
معرفی کتاب
نشانگان داون نمود ظاهری وذهنی دارد؛ یعنی قیافه و میزان یادگیری کودکان مبتلا به این اختلال، با کودکان دیگر فرق دارد. این کودکان یک کروموزوم اضافه دارند. در این کتاب، که یکی از مجلدات مجموعهای چندجلدی دربارۀ تفاوت تواناییهای کودکان است، دو کودک، یکی سالم و دیگری مبتلا به نشانگان داون، از بازیها و تفاوتهایشان میگویند. مطالب به زبان ساده و کودکانه بیان شدهاند.
گاهی
معرفی کتاب
در این کتاب، که یکی از مجلدات مجموعهای چندجلدی دربارۀ تفاوت تواناییهای کودکان است، برادری دربارۀ بازیها و سرگرمیهایش باخواهر خود که بیمار است و مدام باید برای درمان به بیمارستان برود، صحبت میکند و به مخاطب میآموزد با چنین کودکانی چگونه باید رفتار کرد. مطالب به زبان ساده و کودکانه بیان شدهاند.
خرگوشی با دماغ قرمز
معرفی کتاب
داستانها در محتوای خود مفاهیم رفتاری را به مخاطب میآموزند. کتاب حاضر داستانی است کودکانه که به موضوع کودکان استثنایی و تفاوتها در کودکان توجه میکند. شخصیت اصلی داستان خرگوشی است که ظاهری متفاوت با دیگر خرگوشها دارد و این او را ناراحت میکند. ماجرای این کتاب به طور غیر مستقیم به کودک میآموزد افراد تفاوتهای فردی دارند و در زندگی اجتماعی باید تفاوتها را پذیرفت و با آنها کنار آمد.
ما هشتپا را قرمز میکنیم
معرفی کتاب
نشانگان داون نمود ظاهری وذهنی دارد؛ یعنی قیافه و میزان یادگیری کودکان مبتلا به این اختلال، با کودکان دیگر فرق دارد. این کودکان یک کروموزوم اضافه دارند. در این کتاب، که یکی از مجلدات مجموعهای چندجلدی دربارۀ تفاوت تواناییهای کودکان است، خواهری قصد دارد به برادر کوچکتر خود که نشانگان داون دارد، آنچه را خود میداند، بیاموزد. مطالب به زبان ساده و کودکانه بیان شدهاند.
به من نگو استثنایی
معرفی کتاب
داستانها در محتوای خود مفاهیم رفتاری را به مخاطب میآموزند. کتاب حاضر داستانی است کودکانه که به موضوع کمتوانی در کودکان توجه میکند. شخصیت اصلی داستان کودکی است که به خاطر رفتار مردم با خودش ناراحت است. او کمتوان است و دوست ندارد مردم او را استثنایی بدانند. این ماجرا به طور غیر مستقیم به کودک میآموزدچگونه با افراد کمتوان در جامعه بهدرستی رفتار کند.
فرشته باران
معرفی کتاب
فرشته باران، «شولهقزک»، ابرها را بارانی میکرد، ابرها میباریدند و گلها و درختها و گنجشکها و... میخندیدند و مردم دِه شاد میشدند؛ اما روزی شولهقزک نیامد و نیامدنش روزها طول کشید! پسرِ دهقان که خشک شدن گندمها را دید، از کوه بالا رفت و با تمام قدرت، شولهقزک را صدا کرد؛ اما فرشته باران نیامد. بعد از آن بچهها همه با هم به دنبال فرشته باران رفتند؛ اما باز هم خبری از او نشد. بچهها متوجه شدند بالای ابرها، دود سیاه، همهجا را گرفته است. برای همین صدای فرشته باران به ابرها نمیرسید. بچهها فکر کردند و راهحل خوبی به ذهنشان رسید.
قالیشویی در رود تشنه
معرفی کتاب
هرسال مراسم قالیشویی، کنار نهر برگزار میشد. امسال «یزدان» منتظر بود تا همراه پدربزرگش در این مراسم شرکت کند؛ اما جارچی شهر اعلام کرد که این مراسم به علت خشکسالی و خشک شدن نهر، انجام نمیشود! یزدان خیلی غمگین شد و فکر کرد باید کاری بکند تا این مراسم برگزار شود. اول از همه به قنات سر زد؛ اما آنجا هیچ آبی نبود! یزدان و دوستانش به دنبال آب میروند؛ اما از کجا و چطور میتوانند آب پیدا کنند؟
دیو آبخوار
معرفی کتاب
«اپوش»، دیو آبخوار و خانوادهاش عاشق خوردن آب هستند. اپوش میخواهد وقتی بزرگ شد، مثل پدرش یک غول خشکسالی حسابی شود و همیشه برای بهتر شدن تلاش میکند. اپوش با گُلی دوست میشود و برای آب دادن به دوستش همهجا را زیر پا میگذارد؛ اما حتی یک قطره آب هم پیدا نمیکند! او حتی به رودخانه و قنات هم سر میزند. چه اتفاقی برای گل اپوش میافتد و چه بر سرش میآید؟
خرچنگ بلندپرواز
معرفی کتاب
خرچنگ کنار برکه، روی سنگی نشسته بود و فکر میکرد بهترین موجود دنیاست! وزغ که حواسش به خرچنگ بود، گفت: «اگر جای عقاب یا لکلک بودی، چه میکردی!» و با این حرف وزغ، خرچنگ به فکر پرواز افتاد؛ اما چطور باید این کار را میکرد! روزی مرغ ماهیخواری را دید که در آب شیرجه زد و ماهی گرفت ودوباره به آسمان رفت. خرچنگ با دیدن این صحنه فکری به ذهنش رسید!