نینی آدم و نینی پیشی
معرفی کتاب
کتاب« نی نی آدم و نی نی پیشی» داستان تخیلی است در مورد دوستی در کودکان. این کتاب از مجموعه چهارجلدی نی نی قصه است. در هر جلد در کنار موضوع اصلی دوستی در کودکان، بازیهای گوناگون معرفی میشود. هر بازی داستان و قصهی مستقل دارد. در این جلد بازیهای حلقهبازی، دنبالبازی، خالهبازی، اتل متلبازی، توپبازی معرفی میشود.
آش دوستی
معرفی کتاب
خرگوشها تصمیم گرفتند آشِ دوستی بپزند و هر خرگوش قسمتی از کار را به عهده گرفت. خرگوش سیاه هم رفت تا هویج بیاورد. سبد خرگوش سیاه خیلی زود پر از هویج شد؛ اما سبد بسیار سنگین شده بود و او نمیتوانست آن را بلند کند. خرگوش تصمیم گرفت با یک تکه چوب، سبد را بلند کند؛ اما... . لاکپشت، خرگوش سیاه را دید و راهنماییاش کرد؛ ولی سبد همچنان سنگین بود. او به نصیحت الاغ و بُزی هم گوش داد؛ اما سبد سنگین بود تا اینکه... .
قطرههای ریزریزو
معرفی کتاب
وقتی ابرهای کوچولو به خانه برگشتند، نسیم از آنها پرسید که چه کار کردهاند. «ریزریزو» که از همه کوچکتر بود، میخواست چیزی بگوید؛ اما بقیه وسط حرفش پریدند و گفتند هیچ کاری نتوانستند انجام بدهند و حوصلهشان حسابی سر رفته است. ریزریزو میخواست حرفی بزند؛ اما بچهابرهای دیگر دوباره حرفش را قطع کردند و گفتند ما خیلی کوچک هستیم، نمیتوانیم کاری بکنیم؛ ولی ریزریزو حرفهایی برای گفتن داشت! او چه میخواست بگوید؟
لبخند خدا
معرفی کتاب
بهار از راه رسیده است و همه حیوانات خوشحال هستند. حلزون کوچولو، بهار را به خاطر بارانش دوست دارد، پروانه به خاطر شکوفههای گیلاسش و سنجاقک به خاطر رقص آفتاب روی رودخانه. عنکبوت ساکت است و حرفی نمیزند. او منتظر است، منتظر لبخند خدا! و دوستانش نمیدانند لبخند خدا چیست! تا اینکه باران شروع میشود. سنجاقک و پروانه زیر برگها پنهان میشوند و عنکبوت تار جدیدی میبافد. وقتی باران تمام میشود، همه لبخند خدا را میبینند.
دیدار با دادلی: وسایل روزمره چطوری کار می کنند؟
معرفی کتاب
علم و فناوری را میتوان در قالب قصه به کودکان آموخت. در داستان این کتاب، نویسنده میخواهد طرز کار وسایل روزمرهای مثل یخچال و جاروبرقی را توضیح دهد. در ابتدا چگونگی کارکرد این وسایل از زبان یک کودک و تخیلات او میآید و سپس نویسنده به طور علمی دربارۀ کارکرد این وسیله توضیح میدهد. تمام مراحل با تصویرهای کودکانه همراهشدهاند تا درک داستان بیشتر شود.
از من بپرس
معرفی کتاب
کتاب حاضر در واقع بیان احساس کودک در بارۀ همۀ چیزهای قابل دوستداشتن است. در تمام کتاب، یک کودک فهرست هر چیز را که دوستدارد نام میبرد؛ از جمله: سگها؛ گربهها؛ ساسها؛ بستنی قیفی؛ رنگ قرمز؛ پنجشنبۀ بعدی. در تمام مراحل، تصویرهای تخیلی نیز متن را همراهی میکنند. سؤال و پاسخهای کتاب حس همذاتپنداری را در مخاطب برمیانگیزند.
جشن یکپنجم
معرفی کتاب
در برکه کوچک همه مشغول کار هستند. پدرِ ماهیهای رنگینکمان بیمار است و مادر مراقب اوست؛ اما همراه بچههایش آذوقه هم جمع میکند. وقتی زمستان از راه میرسد، لاکپشت پیر و قورباغهها به خواب میروند. هوا سرد میشود و آب برکه یخ میزند. مادرِ ماهیهای رنگینکمان متوجه میشود که غذای زیادی ندارند و نمیتوانند تا بهار دوام بیاورند. وقتی اهالی برکه متوجه مشکل آنها میشوند، نزد لاکپشت پیر میروند و او را بیدار میکنند. لاکپشت راهحل خوبی دارد!
اگر صبر کنی...
معرفی کتاب
پسرکوچولو هرروز به درختِ دوستداشتنیاش سر میزند. روزی درخت، گلی را که روی یکی از شاخههایش روییده است، به پسرک نشان میدهد و میگوید این گل متعلق به توست، میتوانی آن را بچینی؛ اما اگر صبر کنی، این گل به میوه تبدیل میشود. پسرک صبر میکند و... . روزی که پسرک میخواهد میوه را بچیند، درخت میگوید اگر میوه را بکاری به درخت جدیدی تبدیل میشود. پسرکوچولو میوه را در دل زمین میکارد و صبر میکند تا اینکه.... .
آش سنگ
معرفی کتاب
پسر جوان در خانواده فقیری زندگی میکرد. پدرش کشاورز بود و با تمام تلاشی که میکرد، باز هم غذای کافی نداشتند. به همین دلیل، پسر جوان تصمیم گرفت به شهر برود و کاری پیدا کند. در میان راه خسته و گرسنه، از دور خانهای دید و به آنجا رفت تا شاید صاحبخانه به او غذایی بدهد؛ اما زن مزرعهدار که بسیار خسیس بود، از او خواست که هرچه زودتر از آنجا برود. پسر جوان فکری کرد و گفت میتواند با سنگ آش بپزد! اما این چطور ممکن است؟
حالا خودت مامان باش
معرفی کتاب
این کتاب حاوی چهار داستان کوتاه است. داستان اول درباره سفر دانه برفکوچولو است. داستان دوم درباره پای چوبی پدربزرگ، داستان سوم از پروانهها میگوید و کمآبی و داستان آخر، قصه «ملیکا» و مادرش را روایت میکند. ملیکا با مادرش قرار گذاشته است که یک روز تمام او مامان باشد و مادرش نقش دختر او را بازی کند. ملیکا فکر میکند مامان بودن خیلی خوب است و هرکاری دلش بخواهد میتواند بکند؛ اما... .