راز من و خاله پریناز
معرفی کتاب
کتاب «راز من و خاله پریناز» دربارهی پسری به نام بهنام است که مدتی از پدرش بیخبر خانه را ترک کرده است و به توصیهی خالهاش که در آلمان تحصیل میکند به نوشتن خاطرات روزمره روی آورده است که یک روز صبح متوجه میشود لپتاپش نیست و نبود لپتاپش یعنی از دست رفتن حاصل ماهها فیلمنامهنویسیاش…یکی از روزنوشتهای بهنام: «حالا که گفتهای از احساسات و افکارم هم بنویسم، از شما میپرسم من آنوقت که با دوستانم قولوقرار میگذاشتیم باید از پدرم به آنها چه میگفتم خاله پریناز؟ میگفتم پدرم دو سالی است بعضیوقتها خانه و زندگیاش را میگذارد و میرود آنجا که خاطرخواه اوست؟»
دیوانگی مسری
معرفی کتاب
کتاب «دیوانگی مسری» با بیانی طنز اهمیت خانواده و روابط صمیمی بین آنها را به رشته تحریر درآورده است. در کتاب میخوانیم: «پدرم برای حقوق بیشتر دیگر به خانه سر نمیزند و قیافهی من را فراموش کرده است. مادرم بهخاطر یک بشقاب غذای سالم، خانه را به کانون اصلاح و پرورش گیاهان ارگانیک تبدیل کرده است. برادرم اینقدر دستشویی نرفته و پای بازی کامپیوتری نشسته که راهی بیمارستان شده است و ما برای موفقیت بیشتر در مدرسه حتی اجازهی نفسکشیدن نداریم و آخر هفتهها هم به مدرسه میرویم و... بله، اطراف من حتی یک فرد عادی هم باقی نمانده و این دیوانگی مسری دامن همه را گرفته! حالا شما میگویید نکند فقط تو عادی هستی؟ بله. من تنها فرد عادی شهر هستم و خوشبختانه روحیهی جنگجویی هم دارم و اگر برای نجات شهر یک ابرقهرمان لازم باشد آن من هستم و آقا توفیق که خیلی هم عادی نیست ولی خب...»
پسر سیاره
معرفی کتاب
کتاب «پسر سیاره» داستانی تاریخی و نمادین درباره کشف ارزشهای باستانی، میراث فرهنگی و چالشهای انسانی است. نریمان، نوجوانی ماجراجو، در مرکز داستان قرار دارد. او در شهری کوچک زندگی میکند که در مجاورت معبد آناهیتا، معبدی تاریخی و رمزآلود، قرار دارد. داستان از جستوجوی او برای کشف رازهای معبد آغاز میشود و به سمت ماجراهای عمیقتری از تاریخ، فرهنگ و هویت گمشده پیش میرود. نریمان و دوستانش با ماجراجویی در محیط معبد و گنجخانههای زیرزمینی آن، با حقایق و افسانههایی روبهرو میشوند که نشاندهندهی فرهنگ غنی ایران باستان و تقابل تمدنها است. در این بین، شخصیتهایی همچون آصف کُمش و الیاس چشمسبز که نماینده رازهای پنهان و دانستههای ناشناخته هستند، مسیر داستان را پیچیدهتر میکنند.
جهاد دیروز، مقاومت امروز
معرفی کتاب
کتاب «جهاد دیروز، مقاومت امروز» شامل خاطرات ایثارگران مسجد است که حاوی 16 خاطره بوده و به زبانی ساده و روان به نگارش درآمده است. «به همین سادگی و قشنگی»، «از اینکه شهید نشدم، خوشحال بودم»، «وقتی قطعنامه 598 قبول شد»، «از روستا تا مدرسه عشق»، «پدرم از مبارزین بود» و «چند روایت از شهادت 5 فرمانده ارشد» عناوین برخی از این خاطرات است که در فهرست کتاب جای گرفته است. کتاب به نوعی تطبیقی بین جهاد در گذشته و مقاومت در حال حاضر ارائه میدهد. در یکی از این خاطرات آمده است: «وقتی انقلاب پیروز شد مردم در یک انتخابات آزاد، به جمهوری اسلامی رأی مثبت دادند، چون همه مردم پاک و بیتزویر، فداکار و عاشق اسلام بودند چندی نگذشت که جنگ داخلی شروع شد، جنگ بر سـر قدرت گروههای منافقین و سلطنتطلبها که مدعی حکومت بودند. تازه کار ما شروع شد. منافقین از دو زاویه حمله میکردند، نظامی و عقیدتی، درواقع جوانان را با نظرات گمراهکننده فریب میدادند. ما هم باید در این دو شاخه قوی میشدیم تا مدافع خون شهدا باشیم.»
50+3 قصه سهسوته
معرفی کتاب
کتاب «3+50 قصه سهسوته» مجموعهای از 53 داستان کوتاه است که با زبانی طنزآمیز و خلاقانه، مفاهیم فکری و اخلاقی را آموزش میدهد. در این کتاب مفاهیمی مثل دروغ نگفتن، همدلی، مقایسه نکردن و... در قالب داستان برای مخاطبان بیان شده است. در کتاب میخوانیم:«آدمبرفی طفلکی خیلی گرسنهاش بود. زبانش را مثل قورباغه بیرون آورد و آن را دور دماغش پیچاند و یواشکی دماغش را کشید توی دهانش و درسته قورتش داد! بچهها فردا صبح، در جای خالی هویج، فلفل قرمز گذاشتند!»
خانم دکتر
معرفی کتاب
کتاب «خانم دکتر» از مجموعهی قهرمان من میباشد که داستانی واقعی و الهامبخشی از زندگی شهیده پروین ناصحی اولین بانوی جراح عمومی ایران را روایت میکند. این کتاب با زبانی ساده و روان به معرفی این جراح توانمند میپردازد که با وجود محدودیتها توانست به آرزویش برسد. داستانهای کتاب، مخاطبان را با مفاهیمی چون امید، ارزشهای انسانی و تلاش در زندگی آشنا میسازد.
دختر گرگها
معرفی کتاب
کتاب «دختر گرگها» داستان دختری به نام جولیا آکیتایاک را روایت میکند که در آلاسکا از خانوادهاش جدا شده است و برای زنده ماندن تلاش میکند. او با یک گله گرگ ارتباط برقرار میکند و با آنها زندگی میکند. میاکس با مشاهده رفتارها و روابط گرگها، درسهایی درباره زندگی، بقا و طبیعت میآموزد و به تدریج با دنیای گرگها عجین میشود. در کتاب میخوانیم: «موهای گردن دخترک سیخ و چشمانش از تعجب گشاد شد. امراک گوشهایش را با عصبانیت جلو داد و دخترک یادش آمد که چشمان گشاد شده از نظر گرگ به معنای ترس بود. خوب نبود که میاکس ترسش را پیش او بروز بدهد. حیوانات به ترسوها حمله میکردند. سعی کرد چشمهایش را تنگ کند، ولی به خاطر آورد که این کار هم درست نبود. چشمان تنگ نشانهی خباثت بود. در اوج ناامیدی به یاد آورد که کاپو وقتی با خطر روبهرو شده بود، جلو آمده بود. وقتی صدای بچه گرگ را که عاشقانه تمنای توجه میکرد، با زوزه و خرخر تقلید میکرد، قلبش دیوانهوار میتپید. بعد دخترک روی شکمش افتاد و با محبت به امراک زل زد. گرگ تنومند جا خورد و نگاهش را از او دزدید. گویا حرف بدی زده بود! شاید حتی به امرک توهین کرده بود. یک اشارهی کوچک که از نظر دخترک مفهومی نداشت، ظاهرا برای گرگ معنای خاصی داشت. گرگ گوشهایش را با عصبانیت جلو داد و به نظر میرسید که کار دخترک تمام شده است...»
فاروق
معرفی کتاب
کتاب «فاروق»، یک رمان تاریخی است که به زندگی محمد فاروق کیانیپور، رقصنده محلی و آیینی اهل تربت جام میپردازد. این کتاب، داستان رشد این هنرمند از کودکی تا بزرگسالی و تجربیات او را روایت میکند. در کتاب میخوانیم: «فاروق از پلهها پایین آمد.روی آخرین پله خم شد تا بند کفشهایش را ببندد...همزمان آمال برای رفتن به مکتب، چادرِ آبیاش را بر سر کرده است و از زینههای آن سمت حیاط پایین آمد. برای رفتن بهطرف دربِ حیاط ناگزیر بود از کنار او عبور کند. آهسته سلامی کرد و رد شد. فاروق که تا آن لحظه متوجۀ او نشده بود، صدایی به زیبایی زمزمۀ جویباری به گوشش رسید. سرش را بهسمت صدا برگرداند... سایۀ دختری همانندِ خیال در هالۀ چادری بهرنگِ آبیِ آسمانی از کنارش عبور کرد. فاروق با رؤیتِ آن نیمرخ زیبا سرش را پایین انداخت و با صدای لرزانی جواب داد: «سلام.» بعد از کمی تأمل دوباره سرِ خود را بلند کرد و به دختری که به زیبایی یک رؤیا درونِ چادر آبی میلغزید و میرفت، نگریست.»
شاید از همین خیابان گذشتند (مجموعه داستانهای کوتاه)
معرفی کتاب
شوپنهاور فیلسوف آلمانی اعتقاد داشت که نویسندگان سه گروهاند. گروه نخست نویسندگانیاند که تأثیری زودگذر پدید میآورند و برای همیشه ناپدید میشوند. دومین گروه درخششی خیرهکنندهتر از ستارگان دارند اما آنان نیز بهسرعت جای خود را به دیگران میدهند و تنها گروه سوم استوار در آسمان ایستادهاند و میدرخشند و تمام قرونِ پس از خود را به تصرف درمیآورند. او میگوید یا نویسندگان حرفی برای گفتن دارند و می نویسند، یا صرفاً بهخاطر نوشتن می نویسند. قاعدۀ نخستِ نوشتن، داشتن حرفی برای گفتن است. این شرط کافی برای نیکو نوشتن است. کتاب «شاید از همین خیابان گذشتند» مجموعه داستانهای کوتاهی است که توسط دانشآموزان عضو واحدهای داستاننویسی مقدماتی و پیشرفته نوشته شده است. این کتاب به قلم گروهی از نویسندگان نوجوان به چاپ رسیده است و داستانهای آن بر اساس حروف الفبا (نام خانوادگی نویسندگان) مرتب شدهاند.