امامحسن(ع)
معرفی کتاب
این داستان درباره کودکی است که در سفری خیالی، به دیدار امام حسن (ع) میرود و از نزدیک با زندگی ایشان آشنا میشود. او هنگامی به خانه امام میرسد که ایشان با غذاهایی مانند خرما، شیر، نان و ماست مشغول پذیرایی از نیازمندان هستند. امام در تاریکی شب برای فقرا گندم و خرما میبرند و با این همه تلاش باز در راز و نیازهای شبانه از خداوند به خاطر کوتاهی خود در دستگیری از تهیدستان طلب بخشش میکنند. در طول داستان به صبر و شکیبایی امام حسن مجتبی (ع) اشاره شده و از ایشان به عنوان «ستاره صبر» یاد میشود.
امامعلی(ع)
معرفی کتاب
در این داستان، کودکی در سفر خیالی خود، با سلمان فارسی همراه میشود. سلمان از دوران بردگی خود سخن میگوید و او را به دیدن مردی میبرد که سخت مشغول کار است. مرد با دیدن آنها به گرمی سلام میکند و با دستان پینهبستهاش، دستان کودک را صمیمانه میفشارد. آن مرد که با احترام و محبت با کودکان یتیم رفتار میکند و درخت خرما میکارد، کسی نیست جز حضرت علی (ع)، کسی که وقتی دعوت پیامبر اکرم (ص) را به اسلام پذیرفت، فقط ده سال داشت.
سوپ با طعم ویزگول
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتابهای «مگسک و پسرک» است. در این داستان «ویز» به همراه «ویزگول» و خانوادهاش به مسافرت میروند. هنگامی که آنها برای صرف ناهار به رستوران میروند، ویزگول سری به آشپزخانه میزند و البته کسی از دیدن او در آن رستوران تر و تمیز خوشحال نمیشود. جناب ویزگول توی ظرف غذای مشتری سر میز میرود و همان لحظه آتشفشانی از خشم به هوا بلند میشود.
ویزگول و ویز قهرمانهای ریز
معرفی کتاب
«ویز» پسری باهوش و دوستداشتنی است که دوستی به نام «ویزگول» دارد. ویزگول یک مگس است و هیچ کس از دوستی آنها سر درنمیآورد. ویز داستانی نوشته است که قهرمانان آن ویزگول و خودش هستند. آنها باید اژدهای شاخشاخی را شکست دهند و بسیاری از مبارزات دیگر را با موفقیت به پایان برسانند تا بتوانند خانهشان را که به دست دزدان دریایی افتاده است، پس بگیرند.
یک وجب از آسمان
معرفی کتاب
خانم و آقای «پول» همهچیز دارند؛ خانه، باغ، ویلا، ماشین و همهچیز. آنها فقط شادی ندارند و فکر میکنند اگر تکهای از آسمان را بخرند، شادی را به دست خواهند آورد. آقای بنگاهی تمام دفترهایش را نگاه میکند تا بالاخره شخصی را پیدا میکند که قصد دارد یک وجب از آسمان را بفروشد. او به سختی نشانی فروشنده را پیدا میکند؛ یک کپر قدیمی و نیمه ویران که با حصیر فرش شده و مردی که از نی قلیان کمی چاقتر است، در آن دراز کشیده و... .
قندیل کوچک
معرفی کتاب
نویسنده داستان، شهید فلسطینی، «غسّان کنفانی»، است که این داستان را به خواهرزادهاش «لمیس» تقدیم کرده است و لمیس رمزی از عشق او به بچههاست. امیرِ دادگر شهر از دنیا میرود و تنها بازماندهاش، دخترش است که بنا به وصیت پدر یا باید خورشید را به قصر بیاورد یا باید بقیه عمرش را در صندوق چوبی دربستهای زندگی کند؛ ولی این کار محال است. در طول داستان دختر متوجه منظور پدرش میشود و خورشید را به قصر میآورد و تاج را بر سر میگذارد.
اسب و سیب و بهار
معرفی کتاب
این داستان روایت تنهایی اسب و سیب است. اسب از گله دور افتاده و سیب تنها بر شاخه مانده است. سیب بر یال اسب میافتد و مدتی همهجا همراه اسب است؛ اما سیب داخل جویبار میافتد و باز هر دو تنها میشوند تا اینکه پسرکی سیب را پیدا میکند و با گردنبندی آن را به گردن اسب میبندد. از آن به بعد، آنها همیشه با هم هستند. بهار از راه میرسد و... .
سه فرشته با بالهای طلایی و چشمان آبیرنگ
معرفی کتاب
در شهری که مدتهاست باران نباریده است، نقاشان به کوه میروند تا منظره شهر را نقاشی کنند. ناگهان باران شروع میشود و نقاشان با عجله آنجا را ترک میکنند؛ ولی قوطیهای رنگشان را جا میگذارند. باران رنگها را میشوید و به شهر میآورد و همهجا را رنگی میکند. کودکی که شاهد ماجراست، غمگین میشود و آرزو میکند همهچیز به حالت عادی باز گردد و... .
ورزش
معرفی کتاب
نویسنده در این جلد از مجموعۀ "چرا و چگونه" از تاریخ فوتبال تا هنرهای رزمی، از دو و میدانی تا کشتی و از المپیک تا رویدادهای ورزشی دیگر را بررسی میکند. در این کتاب، نویسنده اطلاعاتی را در قالب ۵۰۰ پرسش و پاسخ همراه با تصاویر، انیمیشن و عکسهای واقعی گردآوری کرده است. در هر صفحه یک کادر کوچک به ارائۀ مطلبی عجیب از دنیای ورزش اختصاص داده شده است.