عاشقشدن پری دریایی به روایت آب
معرفی کتاب
این داستان از فولکلورهای جنوب ایران الهام گرفته شده است و «مُندو» قهرمان داستان، با قایقش به دریا رفته است تا مروارید صید کند. دریا خشمگین و توفانی است و مُندو سعی میکند خود را نجات دهد؛ ولی موجها هر لحظه بیشتر او را در خود فرو میکشند. ناگهان در میان موجهای بلند، پری دریاییای میبیند و سعی میکند به او نزدیک شود؛ اما نمیتواند. مُندو پس از تلاش زیاد به ساحل پرت میشود. او درباره پری دریایی با هیچکس حرف نمیزند و روز بعد دوباره راهی دریا میشود تا شاید دوباره پری دریایی را ببیند.
علم چیست...
معرفی کتاب
این مجموعه که برای کودکان ۶ تا ۱۴ ساله در نظر گرفته شده شامل ۱۰ کتاب با موضوعات مختلف است؛ از جمله: ماهیت علم و روشهای علمی، ماده و انرژی، روانشناسی و جامعهشناسی، محیط زیست، زمینشناسی، گیاهشناسی، جانورشناسی، آب و هوا، اخترشناسی و علم و فناوری. در این مجموعه ۴۰ موضوع علمی بررسی شده و موضوع هر فعالیت در کادر مستطیلی مربوط به آن آمده است.
سه، دو، یک پرتاپ: سفری هیجانانگیز از زمین به فضا
معرفی کتاب
از قرنها پیش سفر به فضا آرزوی بسیاری از مردم کرۀ زمین بوده است اما تاکنون فقط ۵۰۰ نفر توانستهاند به این سفر بروند. در این میان، چگونگی انتخاب فضانوردان، آموزشهای لازم و نحوۀ سفر و زندگی آنها در فضا برای اغلب افراد شنیدنی است. یک فیلم در قالب دی وی دی پیوست کتاب است که فضانوردان در آن از مراحل مختلف سفرشان به فضا، زندگی در ایستگاه فضایی و بازگشت به زمین با مخاطب سخن میگویند.
بهترین اردوی کوهستانی
معرفی کتاب
«نیما» و «شایان» همراه پدرانشان به اردو میروند. در طول راه به بچهها خیلی خوش میگذرد. سرانجام به جایی میرسند که باید پیاده ادامه دهند. نیما و شایان از دیدن مناظر بسیار لذت میبرند و یاد میگیرند که طبیعت همانطور که زیباست، خطرناک هم هست و باید مراقب همه چیز باشند. در ادامه راه آنها متوجه میشوند که نقشه را جا گذاشتهاند و مسیر را اشتباه رفتهاند و... .
کلاه حصیری
معرفی کتاب
این داستان، به صورت غیر مستقیم، به جنگ ایران و عراق و دفاع از شهر خرمشهر اختصاص دارد. مترسک مزرعه، زخمی شده است و سالهاست که با تماشای نخلستان و افتادن درختان، منتظر است که «صالی» فرزند «خالومحمد» به دیدن او بیاید. پس از سالها دوری، پیرمردی به دیدار مترسک میآید. او خالو محمد است؛ ولی صالی همراهش نیست. خالو با مهربانی میگوید: «فردا میآیم و تو را درست میکنم.»
بابا نوروز و انتظار
معرفی کتاب
در روستای کوچک و دورافتادهای، پیرمردی به نام «نوروز» زندگی میکرد که تنها دوست صمیمیاش «عمو ذالفقار» بود. عمو ذالفقار وسط آبادی آهنگری داشت. یک روز بابا نوروز تصمیم میگیرد به سفر برود تا مردی را ببیند که هیچ شناختی از او ندارد؛ اما میداند که بسیار مهربان است و آرزوها را برآورده میکند.