Skip to main content

لطیفه‌های شیرین

معرفی کتاب
این کتاب اقتباسی از کتاب «لطائف‌الطوائف» است که شامل لطیفه‌های طایفه‌ها و گروه‌های مختلف مردم می‌شود؛ حتی لطیفه‌هایی از شوخ‌طبعی پیامبر (ص) و امامان (ع) نیز نقل شده است. «مرد چشم سفید»، «پول زور بده»، «قربون آدم چیز فهم»، «حرف حق» و «سر بریده»، نام برخی از این لطیفه‌هاست.

زیباست شهر من

معرفی کتاب
کتاب حاضر حاوی چهار شعر درباره محیط زیست و نگهداری از آن است. «با بیل و جارو»، «باغبان»، «خانه دوم» و «محله ما»، نام این اشعار است. دز شعر اول کودکی از زحمات پدرش می‌گوید که یک «پاکبان» است. شعر دوم درباره باغبانی است که گل‎های زیبا می‌کارد و از آن‌ها مراقبت می‌کند. شعر سوم به کودکان یادآوری می‌کند که کوچه و خیابان، خانه دوم ماست و نباید در آن زباله ریخت. شعر چهارم درباره محله‌ای زیبا و تمیز سخن می‌گوید.

خط ویژه: مجموعه یادداشت‌های طنز ژورنالیستی

معرفی کتاب
«یادداشت طنز ژورنالیستی از پیشینه چندان دور و درازی برخوردار نیست و سابقه حیات آن نزدیک به ظهور پدیده روزنامه‌نگاری در ایران است. همچنین یادداشت‌های طنز قالب مناسبی است برای بعضی از افکار یا موضوعاتی که شاید در قالب‌های دیگر موثر یا قابل طرح نباشد. این کتاب گزیده‌ای از بیست یادداشت طنز است که در نشریات گوناگون اعم از روزنامه، هفته‌نامه و ماهنامه در طول سال گذشته چاپ و منتشر شده است.»

جیر‌و‌جیر‌و‌جیر قور‌و‌قور‌و‌قور

معرفی کتاب
این کتاب دربردارنده یازده شعر کوتاه است. «تابستونه»، «زنبوره»، «دماغ»، «منظور بد» و «مامان‌بزرگ»، نام بعضی از این اشعار است. در شعر مامان‌بزرگ، کودک از معلمش اجازه می‌خواهد تا مادربزرگش را به مدرسه ببرد تا او هم الفبا را یاد بگیرد. شعر «منظور بد»، درباره دخترکی است که به اشتباه، روی سبزه‌ها پا می‌گذارد؛ ولی منظور بدی نداشته است و عذرخواهی می‌کند.

مگر لب زیپ دارد

معرفی کتاب
این کتاب شامل دَه شعر کوتاه است. شعرها درباره امام هشتم، «امام رضا» (ع)، مسجد، درخت، کتاب، باران و... است. «موفقیت رود»، «کوه تو عاشق است»، «صدای باران»، «با خوردن درخت»، نام بعضی از این اشعار است. در شعر «به گل‌ها وحشی نگویید»، شاعر از آدم‌ها می‌خواهد که به گل‌ها نگویند وحشی، چون آن‌ها زودرنج هستند. گل‌ها دوست خاک و مانند گنج پرارزشند! و شعر «مگر لب زیب دارد» درباره کودکی پرحرف است که سوال‌های زیادی دارد.

اشک درخت دراومد

معرفی کتاب
این کتاب حاوی شعرهای کوتاه و کودکانه‌ای است که مراقبت از محیط زیست و مهربانی با حیوانات رایادآوری می‎کند. «دود که باشه، مریض می‌شیم»، «هر ورق دفتر من یه برگه»، «دُمشو کی کنده؟» و «پلنگ»، نام بعضی از این اشعار است. شعر «درختا هم جون دارن»، صدمه نزدن به درختان و مراقبت از آن‎ها گوشزد می‌کند.

درخت‌ها دست‌ها بالا!

معرفی کتاب
کتاب حاضر مجموعه اشعاری است که درباره محیط زیست و مراقبت از آن سروده شده است. «درخت مزاحم»، «زبان مشترک»، «فرق ما با پرنده‌ها» و «بلندی‌ها»، نام برخی از این اشعار است. شاعر از هدر دادن آب، آلودگی آب رودخانه‌ها و از بین رفتن ماهی‌ها، از درخت بلند و زیبایی که لانه پرندگان را دربرگرفته است؛ ولی هیچ‌کس به آن توجهی نمی‌کند، می‌گوید. شاعر فرق بین ما آدم‌ها و پرنده‌ها را در این می‌داند که پرنده‌ها اگر گرسنه هم باشند، آوازشان را از ما دریغ نمی‌کنند؛ ولی ما آدم‌ها حتی حاضر نیستیم قطره‌ای آب پای درختی خشک بریزیم و... .

بیدل‌تر از مجنون

معرفی کتاب
کتاب حاضر مجموعه‌ اشعاری است که در قالب غزل سروده شده‌اند. در میان این اشعار، شعرهایی درباره کربلا، حضرت فاطمه(س)، حضرت زینب (س)، امام رضا (ع) امام زمان (عج) و امام خمینی آورده شده است. همچنین شاعر درباره شهرش، «لنگرود»، «مشفق کاشانی»، سوگ پدرش و شهید «تندگویان» نیز اشعاری گفته است. در شعر «گلوی تشنه» آمده است: «من دلم را در میان کربلا گم کرده‌ام، شاخه‌شاخه گل در این ویرانه‌ها گم کرده‌ام، نینوا در نینوا... .»

سمت روشن دنیا

معرفی کتاب
کتاب حاضر مجموعه اشعاری است که شامل چهار بخش است. نام هر یک از این بخش‌ها «مکث» است و هر مکث شعری دارد. نام شعر مکث اول، «زمین با دوستت دارم زبان باز کرد» است و نام شعر مکث دوم، « کودکی بادبادک‌ها» و... . شاعر دل‌نگران کودکانی است که غریبانه، فراموشی خیابان را مشق می‌نویسند: «پشت این آسمان گمشده، بادبادکی دنبال دست‌های کودک پیری می‌گردد که مشق هر شبش، بابا نان ندارد است! او شاعر سرزمین‌های «درد مشترک» است و نگران «کودکان طلاق» در چهارراه‌های مضطرب قرن: «دست نوازش هیچ خانه‌ای بالای سرش نیست و... .»

امروزم را تو بردار

معرفی کتاب
این کتاب مجموعه‌ای از اشعار نو است که زبان ساده و روانی دارد. موضوع اغلب شعرها عشق است؛ اما شعر‌هایی هم درباره فقر، کودکان گرسنه، صلح و مادر سروده شده‌اند. شاعر به حال پرندگان افسوس می‌خورد که می‌توانند پرواز کنند. او درباره مادرش می‌گوید: «مادرم سال‌ها قصه می‌بافت برایم، هنوز، گرمم می‌شود در زمستان.» در جای دیگری آمده است: «من تمام‌شدنی نیستم، امروزم را تو بردار، قصه‌های فراوانی زاده می‌شوند در من... .»