Skip to main content

چراغی در باد

معرفی کتاب
این نمایش‌نامه درباره دختری به نام «ستاره» است. او بسیار بااستعداد است و به دوستش «عاطفه» کمک می‌کند تا برای کنکور آماده شود. عاطفه با موفقیت کنکور را پشت سر می‌گذارد؛ اما ستاره تصمیم گرفته است برای ادامه تحصیل به خارج از کشور برود؛ چون معتقد است در ایران آینده‌ای ندارد. اتفاقاتی که در ادامه رخ می‎دهد، ستاره را از تصمیمش منصرف می‌کند.

المپیاد در فرودگاه

معرفی کتاب
کتاب نمایش‌نامه‌ای درباره تیم المپیاد دانش‌آموزی ایران است که به دلیل ندادن ویزا، نمی‌توانند در بیستمین المپیاد جهانی کامپیوتر، در «قاهره»، شرکت کنند. نمایش با صحنه‌ای از فرودگاه «دوحه» و گفت‌وگوی دانش‌آموزانی که راهی المپیاد هستند، شروع می‌شود. به آن‌ها اجازه ورود به مصر را نمی‌دهند. پس از پیگیری زیاد، مشکل حل می‌شود؛ اما فرصت بسیار کم است و بچه‌ها مجبور می‌شوند غیرحضوری در مسابقه شرکت کنند.

دمام

معرفی کتاب
این نمایش درباره مراسم سوگواری محرم است. بچه‌ها در تکیه جمع شده‌اند و در حال مشورت هستند. دَمّام (سازی که جزو سازهای کوبه‌ای و به شکل استوانه است و با نوسان پوست به صدا درمی‌آید) هیئت پاره شده و فردا اول محرم است. بچه‌ها فکر می‌کنند «صابر»، از بچه‌های محله بالا، این کار را کرده است و او را متهم می‌کنند؛ اما بعد از بررسی، متوجه می‌شوند که اشتباه کرده‌اند.

اسب تنها

معرفی کتاب
کتاب نمایشنامه‌ای است که برای دانش‌آموزان دختر و پسر دوره‌های اول و دوم متوسطه نوشته شده است و موضوع آن درباره توفان نوح است؛ هرچند که مستقیم به آن اشاره نمی‌کند. توفان در راه است و حیوانات تا غروب خورشید فرصت دارند که با جفت خود وارد کشتی شوند تا در امان باشند. اسب کوچک تنهاست. او سعی می‎کند دوستی برای خودش پیدا کند. روباه تمام تلاشش را می‌کند تا با اسب وارد کشتی شود؛ اما اسب قبول نمی‌کند. تا غروب آفتاب چیزی نمانده است. آیا اسب کوچولو موفق می‌شود همراهی پیدا کند؟

صبح روشن

معرفی کتاب
تئاتر دانش‌آموزی، تئاتری با اهداف پرورشی و آموزشی است که دانش‌آموزان، اجرای آن را چه در اجرا و چه در تماشا تشکیل می‌دهند. این نمایش درباره دختری به نام «مینا»ست که بینایی‌اش را از دست داده است. او بین امید و ناامیدی دست و پا می‎زند و فکر می‌کند که هرگز بینایی‌اش را به دست نمی‌آورد؛ ولی سرانجام این امید است که پیروز می‌شود.

ببر بنگال و کانگوروی بچه‌به‌بغل

معرفی کتاب
این کتاب شامل چهار داستان طنز است که قهرمانان آن حیوانات هستند. ببر بنگال و کانگوروی بچه به بغل، تمساح زبله و مرغ دندان پاک‌کن، بچه‌های خاله کرگدن و عمو زرافه و الاغ و انجمن حمایت از حیوانات، نام این داستان‌هاست. داستان ببر بنگال و کانگوروی بچه به بغل، درباره کانگورویی است که بچه‌اش را برای گردش به پارک وحش می‌برد؛ اما در راه گرفتار ببر بنگال می‌شود. کانگورو با هوشیاری می‌تواند ببر را فریب دهد و از دستش فرار کند.

تیغ‌تیغو و تمثال مبارک شیرخان

معرفی کتاب
کتاب سه قصه طنز دارد که درباره حیوانات جنگل است. «تیغ‌تیغو و کار و کاسبی‌اش»، «جیرجیرو و قورقوری»، «گوش‌قلبی و سنگ گُنده» نام این داستان‌هاست. در پایان هر یک از داستان‌ها نتیجه اخلاقی آن آمده است. قصه «گوش قلبی و سنگ گُنده»، داستان خرگوش مهربانی است که ماری را نجات می‌دهد و مار به جای جبران محبت خرگوش، قصد دارد او را بخورد؛ اما کلاغ به کمک خرگوش می‌آید و با اجرای نقشه‌ای زیرکانه، خرگوش نجات می‌یابد.

شیرخان و خورشت کلم

معرفی کتاب
این کتاب حاوی چهار داستان طنز است که قهرمانان آن حیواناتی هستند که در جنگل زندگی می‌کنند. «خاله‌خرسه و نامه ملکه زنبورها»، «شیرخان و خورشت کلم»، «فیل‌خان و تنبیه غیبی» و «آیین‌‌نامه قانون جنگل»، نام این چهار داستان است. داستان «شیرخان و خورشت کلم» با دو روایت بازگو شده است. در روایت اول، شیر خرگوش را می‌خورد و در روایت دوم، خرگوش می‌تواند شیر را فریب دهد و فرار کند که به نظر نویسنده، زیاد هم معتبر نیست و قصه‌نویس‌های طرفدار «انجمن حمایت از حیوانات ضعیف‌تر» آن را سر هم کرده‌اند!!!

دم‌دراز و ننه‌کلاغه

معرفی کتاب
کتاب دربردارنده چهار داستان طنز است و نتیجه اخلاقی هر یک از داستان‌ها در پایان آن آمده است. داستان «دُم‌دراز و ننه کلاغه»، روایت تازه‌ای از همان داستان «روباه و کلاغ» است. در این روایت، کلاغ به آسانی فریب روباه را نمی‌خورد و با زیرکی پنیر را نگه می‌دارد. روباه با هزار ترفند و حیله تمام تلاش خود را می‎کند تا پنیر را از چنگ کلاغ درآورد و سرانجام موفق می‌شود. در نتیجه اخلاقی این داستان آمده است: «وقتی فهمیدی یکی می‌خواهد گولت بزند، دلیلی ندارد کمکش کنی تا کلاه سرت بگذارد.»

ویلای فیل‌خان و خاله کرگدن

معرفی کتاب
این کتاب چهار داستان به نام‌های «لنگ‌درازها و دُم‌درازها»، «خارپشتک و دُم‌کلفتک‌ها»، «ویلای فیل‌خان و خاله کرگدن» و «شیرخان و ببر تاسمانی» است که به طنز نوشته شده‌اند. در داستان «خارپشتک و دُم کلفتک‌ها»، خارپشت خیاط است و روباه مرتب از او می‌خواهد که برایش کارهایی انجام دهد و هیچ دستمزدی به او نمی‌دهد. خارپشت نمی‌تواند اعتراض کند، چون روباه روش شکار خارپشت‌ها را می‌داند و او را تهدید می‌کند. سرانجام خارپشت راهی پیدا می‌کند و جلوی زورگویی روباه را می‌گیرد.