من و غولم و بچه گربهام
معرفی کتاب
«بیتا» را فرفری صدا میکنند؛ چون موهایش خیلی فر دارد. او یک غول هم دارد که از توی کتاب پیدایش کرده است! در این داستان، قرار است فرفری با پدرومادر و خواهر و برادرش به سفر برود و البته غولش را هم با خودش میبرد! فقط باید فکری به حال بچهگربهاش بکند؛ چون پدرومادر اجازه نمیدهند او را با خودش ببرد.
ماه میگه، دالیموشه!
معرفی کتاب
کتاب «ماه میگه، دالی موشه!» سروده خاتون حسنی شامل ده شعر با تصاویر رنگی است. عناوین شعرها: بهاره، جیرجیرک، دالی موشه، کلاغ و مترسک، گل گلی، ابر بدون بارون، اتوی بادی، خونه سازی و... است. به عنوان مثال: شب شده پرستاره/ پس چرا ماه نداره؟ /ماه داره پشت ابره/ابری که شکل ببره/ ببره که وول میخوره...
این یک جعبه نیست
معرفی کتاب
خرگوش این داستان یک «جعبه» دارد، ولی آیا در خیال او هم این یک جعبه است؟ البته که نه! هر بار که از او پرسیده میشود: آیا این یک جعبه است؟ او در خیال خود آن را چیز دیگری میبیند. یکبار ماشینی است سوار بر آن، بار دیگر جعبه را یک قله کوهی میبیند که به بالای آن رسیده است یا خانهای که در حال آتش گرفتن است و او مشغول خاموش کردن آن و بار دیگر ربات و... . کتاب، تصویرهای سادهای دارد. جعبه به رنگ سیاه و خیالهای کودک به رنگ قرمز، کشیده شده است.
خاطرات یک کلاه
معرفی کتاب
در این کتاب کلاه خاطرات خودش را از شنبه تاپنج شنبه تعریف می کند. روز شنبه کلاه توی کمدخواب است که پسربچه در کمد را باز کرده و کلاه را برمی دارد و روی سرش می گذارد چرا که دارد برف می آید و هوا است. روز یکشنه، کلاه گوشه اتاق اقتاده که سوسک یواش یواش به سمت او می رود تا در آنجا بخوابد و ....
خیال زیبای من
معرفی کتاب
دخترکوچولو قصههای زیادی میداند. او میتواند نقاشی این قصهها را روی کاغذ بکشد؛ اما اگر مداد نباشد؛ او میتواند با کاغذ عروسک بسازد و اگر کاغذ تمام شود، او میتواند قصههایش را روی چوبِ میز و صندلی حک کند. اگر چوب نباشد، دخترکوچولو روی دیوار نقاشی میکشد و اگر دیواری وجود نداشته باشد، او روی کفپوشِ زمین قصهها را میکشد؛ اما اگر روزی هیچکدام از اینها در دسترس نباشد، آیا باز هم دخترک میتواند قصه بگوید؟
دایناسور بازی
معرفی کتاب
در این کتاب مخاطب تشویق میشود نقاشیهایی دربار ۀ دایناسورها بکشد. نویسنده با طرح یک جمله مثل «خانهای بکش که در آن از شر دایناسور در امان باشی، یا چند دایناسور را بکش که دارند اسکیتبازی میکنند»، مخاطب را به کشیدن نقاشی تخیلی در صفحۀ مربوط به آن تشویق میکند. کودک میتواند خودش را هم شبیه دایناسور بکشد.
دختر کوچولو و آرزوهایش
معرفی کتاب
دخترکوچولو غرق تماشای آسمان و ابرهای سفید بود و فکر کرد ابرها حتماً مانند تشکهای پنبهای مادربزرگ نرم و لطیف هستند. آن شب آرزو کرد که ای کاش نردبان بلندی داشت که تا آسمان میرسید و میتوانست روی ابرها بدود. وقتی به خواب رفت، دید روی نردبان بلندی در حال بالا رفتن است. دخترکوچولو به ابرها رسید و شروع کرد به بالا و پایین پریدن. همهچیز عالی بود تا اینکه ناگهان... .
عروسک نخی
معرفی کتاب
سارا کوچولو با دیدن یک نمایش عروسکی بامزه در خیابان به نمایش عروسکی علاقهمند میشود. او با کمک مادرش یک عروسک میدوزد. وقتی سارا میخواهد نمایش را شروع کند، نخهای عروسک به هم گره میخورد. سارا نخها را کشید، نخها پیچیدند، تابیدند، باز شدند، بسته شدند و کلی حیوانک جورواجور از بین نخها بیرون زدند و حالا سارا نمایش خودش را داشت....
اتاق دوستداشتنی من
معرفی کتاب
کودک اتاقش را دوست دارد. او در اتاقش میتواند سوار کشتی بادبانیاش شود و به اقیانوس برود! یا شتر سوار شود و در صحرا به دنبال آب بگردد. او میتواند با سفینه فضاییاش به ماه برود و با آدم فضاهایی دوست شود یا لباس چیندارش را بپوشد و ملکه قصرش باشد یا حتی با میمونهای جنگلی از درختی به درخت دیگر بپرد... .