Skip to main content

قصّه‌های زی‌زی‌گولو: قصه‌های 3،2،1

معرفی کتاب
این کتاب شامل سه داستان کوتاه درباره شخصیتی خیالی به نام «زی‌زی‌گولو» است. «خانمی» اسم زن جوانی است که قصه می‌نویسد و شوهرش که او را «مهندس» صدا می‌کند، نقاشی‌های کتاب را می‌کشد. اولین داستان، درباره خلق این شخصیت خیالی است. در قصه دوم، «امیر» پسرِ همسایه، به وجود زی‌زی‌گولو پی می‌برد و با او دوست می‌شود و در قصه سوم، زی‌زی‌گولو صاحب اتاق کوچولویی می‌شود که خانمی و آقای مهندس برایش درست می‌کنند.

قفس

معرفی کتاب
نقاش قفسی با میله‌های آهنی می‌کشد که گربه و شیری در آن زندانی هستند. حالا نقاش خسته است، او در اتاق را قفل می‌کند و می‎رود تا استراحت کند. نسیم بهاری که گویی منتظر بیرون رفتن نقاش است، مثل موجی جادویی وارد اتاق می‌شود و در فضای آن می‌پیچد و باعث جان گرفتن شیر و موش می‌شود! شیر و گربه به دنبال راه نجاتی می‌گردند تا خود را از قفس برهانند و... . در این داستان، کودکان می‎آموزند که مغرور نباشند و برای رسیدن به موفقیت، به یکدیگر کمک کنند.

بازی ادامه دارد

معرفی کتاب
سال‌هاست مادربزرگ دور از هیاهوی شهر، در کُنجی خلوت، مشغول نوشتن کتاب‌هایش است. شهردار منطقه، سالن بزرگی را در اختیار بچه‌ها گذاشته است و مادربزرگ، هفته‌ای دوبار به آنجا می‌رود و برای بچه‌ها درباره داستان‌نویسی صحبت می‌کند و داستان می‌خواند؛ اما این روزها مادربزرگ خیلی نگران است. او برای نوشتن داستان جدیدش، دچار دردسر شده است. داستان قبلی را درباره نوه‌هایش نوشته است. حالا می‌خواهد درباره بچه‌های دخترخوانده‌اش، «مینا»، بنویسد؛ اما از همان اول داستان، با گره‌ای روبه‌رو شده و سردرگم است!

با احتیاط باز کنید. خطر گاز‌گرفتگی!

معرفی کتاب
راوی داستان قرار است داستان «جوجه‌اردک زشت» را تعریف کند که ناگهان سر و کله یک کروکودیل پیدا می‌شود، کروکودیلی بسیار بزرگ و ترسناک، اما او نباید اینجا باشد. کروکودیل که گرسنه است، حروف کتاب را می‌خورد و راوی سعی می‌کند جلوی او را بگیرد و کاری می‌کند که کروکودیل به خواب برود. درحالی‌که کروکودیل خواب است، راوی روی او نقاشی می‌کشد، پاپیونی روی سرش، دامنی چین‌دار دور کمرش و... . با این کار کروکودیل بیدار می‌شود و... .

هندونه قل‌قله‌زن

معرفی کتاب
مادربزرگ خیلی کوچولو و لاغر است. روزی او به مهمانی دخترش دعوت می‌شود. مادربزرگ در خانه‌اش را قفل می‌کند و راه می‎افتد؛ اما در راه گرگ بزرگی را می‌بیند که می‌خواهد او را بخورد. مادربزرگ برای گرگ توضیح می‌دهد که خیلی لاغر است و اگر او اجازه بدهد، به خانه دخترش برود و خوب بخورد و چاق شود و موقع برگشت، گرگ او را بخورد. آیا گرگ گول می‌خورد و حرف مادربزرگ را قبول می‌کند؟

اژدهای آزمایشگاه

معرفی کتاب
هر قدر سرایدار قبلی اصرار می‌کرد که آزمایشگاه جادو شده است، به گوش آقای ناظم نمی‌رفت. او خیال می‎کرد سرایدار برای خرابکاری‌هایش بهانه می‎آورد. حالا سرایدار جدید، بی‌خبر از همه‌جا، مشغول به کار شده است. او همان شب اول، به آزمایشگاه می‎رود و همه‌چیز را مرتب می‌کند و در آزمایشگاه را چندبار به هم می‌زند تا بسته شود و بعد آن را دوقفله می‌کند، به اتاقش می‌رود و می‌خوابد. روز بعد ناظم او را صدا می‌کند و می‎گوید چراغ الکلی تا صبح روشن بوده و خالی شده است؛ ولی سرایدار مطمئن است که آن را خاموش کرده است. واقعاً در آزمایشگاه چه‌ خبر است؟

آقاپادشاه مشکی و ملکه‌خانم نارنجی

معرفی کتاب
ملکه‌خانم «نارنجی» و آقاپادشاه «مشکی» در قصر دو رنگشان که مشکی و نارنجی است، زندگی می‎کنند. در قصر آن‌ها همه‌چیز نارنجی و مشکی است. پادشاه روی چهارخانه‌های مشکی راه می‌رود و ملکه پاهایش را فقط روی پله‌های نارنجی می‌گذارد. آن‌ها حتی سر میز غذا هم روی رنگ خودشان می‌نشینند و وسایل هر کدام به رنگ خودش است؛ حتی بشقاب و قاشق و چنگالشان تا اینکه روزی اتفاق عجیبی رخ می‌دهد و همه‌چیز را به هم می‎ریزد. دو تا پله نارنجی که دلشان می‌خواهد کنار هم باشند، پله سیاه میانشان را دور می‎زنند و به هم می‌چسبند و... . پادشاه و ملکه به ناچار کنار هم قرار می‎گیرند و آنقدر وسایل اتاق را جابه‌‌جا می‌کنند تا اتفاق عجیب‌تری می‌افتد.

کرمالویی

معرفی کتاب
کتاب حاضر شامل پنج داستان کوتاه است. «شعبده کلاه»، «معمای یک گلابی»، «حلزون یک چیزی کم، یک چیزی زیاد»، «یک سیب سرخ آبدار» و «کرمالویی»، نام این داستان‌هاست. «معمای یک گلابی»، داستان گلابی زرد و پلاسیده‌ای است که از درخت سیب می‎افتد! «حلزون یک چیزی کم، یک چیزی زیاد»، قصه حلزونی را روایت می‌کند که دوستانش فکر می‎کنند خانه‌ای که روی پشت حلزون است، برایش سنگین است. برای همین، به هر زحمتی است، خانه را از پشت او جدا می‎کنند! داستان «کرمالویی» درباره کرم‌های کوچولویی است که با مادرشان در شکم یک آلبالو زندگی می‎کنند! داستان... .

دوست

معرفی کتاب
موش سبز کوچولو خیلی غمگین است. او هیچ دوستی ندارد که بغلش کند و با او صحبت کند. موش سبز تصمیم می‌گیرد برای خودش دوستی پیدا کند. او از ملخ که سبز است می‌خواهد که با هم دوست باشند؛ اما ملخ نمی‌پذیرد. موش از قورباغه و آفتاب‌پرست هم تقاضای دوستی می‌کند؛ ولی هیچ‌کدام قبول نمی‌کنند. آیا موش سبز می‌تواند برای خودش دوستی پیدا کند؟

جنگ مسخره

معرفی کتاب
موضوع داستان درباره صلح است. پادشاه شکم‌گنده، روزهای طولانی حوصله‌اش سر می‌رفت. نه شکار، نه موسیقی، نه مطالعه، هیچ‌چیز سرگرمش نمی‌کرد. او هر روز صبح با کالسکه‌اش از قصر بیرون می‌رفت و روی شن‌ها قدم می‌زد و برمی‌گشت و می‌خوابید تا اینکه روزی که از کنار دهکده می‌گذشت، صدای جادوگر بزرگ را شنید که ادعا می‌کرد می‌تواند همه ناراحتی‌ها را درمان کند. جادوگر راه درمان پادشاه را یک جنگ خودمانی می‌دانست. پادشاه فریب جادوگر را خورد و او را به عنوان مشاور خود انتخاب کرد. از آن روز به بعد... .