باب الجواد
معرفی کتاب
اسماعیل فقر شدیدی داشت.نزد امام جواد رفت و از فقرش برای ایشان تعریف کرد. ایشان یک مشت خاک از زمین برداشت و توی دست اسماعیل ریخت. اسماعیل متعجب شد که امام جواد چرا این کار کرد و اصلا این مشت خاک چه ارزشی دارد؟ اسماعیل نگاهی دوباره به کفِ دستش انداخت. آنچه میدید خاک نبود. طلا را برد بازار و فروخت. شانزده مثقال بود. همۀ مشکلات مالیاش حل شد. این تنها یکی از 110 داستان کتاب حاضر است. با خواندن این داستانکها با سیره و سبک زندگی امام جواد(ع) آشنا خواهید شد.
رنگآمیزی سیبیلوی قلقلکی
معرفی کتاب
این کتاب روایت یک مسابقه تیراندازی است. هشام، امام محمدباقر علیهالسلام را دوست نداشت. بنابراین نقشهای کشید و یک مسابقه تیراندازی راه انداخت. هشام فکر میکرد امام بازنده میشود اما.... این کتاب همچنین حاوی یک مسابقه رنگآمیزی ویژه کودکان است. کودکان برای شرکت در مسابقه میتوانند یک قسمت از کتاب را که بیشتر دوست دارند رنگآمیزی کنند و عکس آن را به نشانی اعلام شده در کتاب ارسال نمایند.
10 قصهی تصویری از امامرضاعلیهالسلام
معرفی کتاب
این کتاب مجموعهای از قصههای مربوط به زندگی امام رضا (ع) و یارانِ ایشان است که قصد دارد کودکان را با فضیلتها، گفتار و کردار امام هشتم (ع) آشنا کند.
مفاهیم این قصهها درباره فضایلی مانند اهمیت صرفهجویی، دادن حق نیازمندان، کمک کردن به نیازمندان و خوشرویی است.
نویسنده کتاب حاضر قصد دارد خوانندگان را با نقش بهسزایی که امام هشتم (ع) در زندگی مردم آن دوران داشته است آشنا و کودکان را به انجام کارهای نیکو تشویق کند.
مفاهیم این قصهها درباره فضایلی مانند اهمیت صرفهجویی، دادن حق نیازمندان، کمک کردن به نیازمندان و خوشرویی است.
نویسنده کتاب حاضر قصد دارد خوانندگان را با نقش بهسزایی که امام هشتم (ع) در زندگی مردم آن دوران داشته است آشنا و کودکان را به انجام کارهای نیکو تشویق کند.
10 قصه از امام سجادعلیهالسلام
معرفی کتاب
کتاب مصور حاضر، جلد ششم از مجموعه «همراه با معصومین» حاوی 10 قصه از امام سجاد(ع) است. امام چهارم شیعیان، امام سجاد (ع)، فرزند حسینبن علی (ع) در روز عاشورا به علت بیماری در بستر بودند و بعد از شهادت امام حسین (ع) به اسارت درآمدند. ایشان در طول 35 سال امامت خود، راه و رسم دینداری را به مسلمانان آموختند. این کتاب، دربرگیرنده 10 قصه از زندگی آن حضرت درباره از خودگذشتگی، مهربانی، صبر و بخشش ایشان است.
میثم و شهر ترسهای ممنوعه
معرفی کتاب
داستان درباره پسری نوجوان به نام میثم است. او دوازده سال داشت و به همراه خانوادهاش به شهر کوفه مهاجرت کرده بود. آن زمان امام علی(ع) امیرالمومنین و خلیفه اسلامی بود اما در شام و سوریه معاویه و دیگران ادعای خلافت داشتند و از فرمانهای امیرالمومنین(ع) سرکشی میکردند. میثم در این میان با یاران و دوستان حضرت علی(ع) آشنا شد و مسیر زندگیاش که تا مدتی پیش یکنواخت بود، به طور کلی تغییر کرد و ...
یاران باران
معرفی کتاب
این کتاب در تلاش است تا خوانندگان را با نام، سرگذشت و جایگاه اجتماعی یاران امام حسین (ع) آشنا کند. نویسنده در هر صفحه از کتاب یکی از 72 شهید دشت کربلا را به مخاطب شناسانده است. احادیث و جملاتی که امام حسین (ع) پس از شهادت یارانش در وصف هرکدام از آنها بازگو کردهاند نیز در این اثر ارائه شدهاند.
این کتاب برای مخاطبانی که میخواهند بهتر و دقیقتر با وقایع روز عاشورا و رشادتهای یاران امام سوم شیعیان (ع) آشنا شوند، خواندنی و مفید خواهد بود.
این کتاب برای مخاطبانی که میخواهند بهتر و دقیقتر با وقایع روز عاشورا و رشادتهای یاران امام سوم شیعیان (ع) آشنا شوند، خواندنی و مفید خواهد بود.
10 قصه از امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف
معرفی کتاب
کتاب مصور حاضر، جلد چهاردهم از مجموعه «همراه با معصومین» حاوی 10 قصه از امام زمان (عج) است. در این داستانها برخی وقایع زندگی امام زمان(عج) به صورت داستان و با زبان کودکانه بیان شده است. برخی از این داستانها عبارتاند از:«نرگس خاتون در راه است»، «بانویی به اسم ملیکه»، «خواستگاری»، «بمان حلیمه»، «جعفر دروغگو» و...
10 قصه از حضرت محمدصلیاللهعلیهوآلهوسلم
معرفی کتاب
خواندن داستان زندگی پیامبر اسلام(ص) علاوه بر آگاهی از رویدادهای زمان صدر اسلام، کودکان را با فراز و فرود زندگی آن حضرت و روند رشد و توسعهی اسلام آشنا میکند. کتاب مصور حاضر، جلد اول از مجموعه «همراه با معصومین» حاوی 10 قصه از حضرت محمد(ص) است. در این داستانها مراحل مختلف زندگی حضرت محمد(ص) از زمان تولد و کودکی تا جوانی و مبعوثشدن ایشان به پیامبری و دعوت به دین اسلام در قالب داستان شرح داده شده است.
مزد کارگرها
معرفی کتاب
این کتاب درباره پرداختن حق بهموقع و منصفانه کارگر است. ماجرا از جایی آغاز میشود که غلام منزل امام رضا (ع) کارگری را به خانه میآورد اما با او مبلغ دستمزد را هماهنگ نمیکند. امام(ع) که این موضوع را میشنود، بسیار ناراحت میشود و میگویند باید با کارگر دستمزدش را قطعی و در نهایت مبلغ بیشتری به او پرداخت کنید تا راضی و خوشحال باشد. داستان حاضر بر اساس حدیثی از امام رضا (ع) با مضمون پرداخت به موقع حق کارگر بازگو شده است.