Skip to main content

چگونه اسب اسیر انسان شد؟

معرفی کتاب
این کتاب دوزبانه و مجموعه‌ای، درباره اسبی است که در دشتی سرسبز مشغول خوردن علف بود که ناگهان گوزنی آمد و از همان علف‌ها خورد. اسب از این کار عصبانی شد و با لگد به گوزن حمله کرد، اما گوزن با شاخ‌هایش به او پاسخ داد. برای انتقام، اسب از کشاورزی کمک خواست و در عوض قول داد تا پایان عمر برای او کار کند. کشاورز گوزن را فراری داد، اما اسب به بهای راحتی کوتاه‌مدتش، آزادی‌اش را از دست داد و پشیمان شد. پیام داستان این است که گاهی برای حل مشکل‌های کوچک، تصمیم‌های شتاب‌زده می‌گیریم که پیامدهای بزرگی دارند. در پایان کتاب، یک واژه نامه‌ی انگلیسی-فارسی نیز آورده شده تا کودکان بتوانند با کلمات مهم داستان آشنا شوند و زبان دوم خود را تقویت کنند.

گرگ در لباس میش

معرفی کتاب
این کتاب دوزبانه و مجموعه‌ای، درباره‌ی گرگی گرسنه است که از دور به گله‌ی گوسفندان نگاه می‌کرد و به این فکر بود که چطور یکی از آن‌ها را شکار کند بدون اینکه چوپان مسلح متوجه شود. ناگهان چشمش به پوست گوسفندی افتاد که روی زمین افتاده بود. فکری به ذهنش رسید. گرگ پوست را پوشید و خود را شبیه گوسفند کرد. سپس به میان گله رفت و یکی از گوسفندان را شکار کرد و خورد. چون کسی متوجه نشد، این کار را هر روز تکرار می‌کرد و گوسفندی را می‌دزدید. تا اینکه چوپان کم‌کم متوجه کم شدن تعداد گوسفندان شد. برای فهمیدن ماجرا پشت درختی پنهان شد و گرگ را دید که درست در لحظه شکار، به میان گله می‌پرد. چوپان به‌سرعت جلو رفت، پوست را از تن گرگ کند و با دیدن حقیقت، تصمیم گرفت او را تنبیه کند. این داستان به کودکان می‌آموزد که: فریبکاری و دروغ برای رسیدن به خواسته‌ها ممکن است در ابتدا موفقیت‌آمیز به نظر برسد، اما در پایان، حقیقت همیشه آشکار می‌شود.در پایان کتاب، یک واژه نامه‌ی انگلیسی-فارسی نیز آورده شده تا کودکان بتوانند با کلمات مهم داستان آشنا شوند و زبان دوم خود را تقویت کنند.

آواز خواندن ملخ

معرفی کتاب
این کتاب دوزبانه و مجموعه‌ای، داستانی درباره‌ی دو دوست است: ملخ و مورچه. مورچه از آغاز تابستان با سخت‌کوشی مشغول جمع‌آوری آذوقه برای روزهای سرد زمستان است، در حالی که ملخ با تنبلی روی شاخه‌ای دراز می‌کشد، آواز می‌خواند و به کارهای مورچه می‌خندد. ملخ می‌گوید که هنوز تا زمستان زمان زیادی باقی‌ مانده و همه‌جا پر از غذاست. اما مورچه به او هشدار می‌دهد که باید از حالا برای آینده فکر کرد، چون در زمستان غذا به‌سختی پیدا می‌شود. با آمدن زمستان، هوا سرد می‌شود و دیگر غذایی در طبیعت نیست. ملخ که نه غذایی دارد و نه پناهگاهی، گرسنه و پشیمان به خانه‌ی مورچه می‌رود. اما مورچه به او یادآوری می‌کند که در تابستان وقت آواز خواندن بود، حالا وقت نتیجه گرفتن از آن کارهاست. این داستان به کودکان می‌آموزد که دوراندیشی، تلاش و برنامه‌ریزی برای آینده بسیار مهم‌تر از تنبلی و لذت‌های لحظه‌ای است. در پایان کتاب، یک واژه‌نامه‌ی انگلیسی-فارسی نیز آورده شده تا کودکان بتوانند با کلمات مهم داستان آشنا شوند و زبان دوم خود را تقویت کنند.

حقه شیر

معرفی کتاب
این کتاب دوزبانه و مجموعه‌ای، درباره‌ی شیر قدرتمندی است که در جنگل زندگی می‌کرد که همه حیوانات از او می‌ترسیدند. روزی خاری به پایش رفت و دیگر توان شکار نداشت. حیوانات آسوده شدند و شیر گرسنه و درمانده در غاری افتاد. وقتی موشی از کنارش گذشت، شیر به او رحم کرد به شرطی که حیوانات را برای عیادتش بیاورد. حیوانات یکی‌یکی به دیدن شیر رفتند و او آن‌ها را می‌خورد. تا اینکه شغال متوجه فریب شیر شد و بقیه را آگاه کرد. پیام داستان این استکه به کسانی که با نیکی به شما کمک می‌کنند خیانت نکنید؛ قدرشناسی، نشانه انسانیت است. در پایان کتاب، یک واژه نامه‌ی انگلیسی-فارسی نیز آورده شده تا کودکان بتوانند با کلمات مهم داستان آشنا شوند و زبان دوم خود را تقویت کنند.

شغال و مرغ ماهی‌خوار سفید

معرفی کتاب
این کتاب دوزبانه و مجموعه‌ای، درباره‌ی شغالی مسخره‌گر است که در جنگل زندگی می‌کرد که همیشه حیوانات دیگر را اذیت می‌کرد. روزی مرغ ماهی‌خوار را برای شام دعوت کرد تا او را مسخره کند و سوپ را در ظرفی پهن ریخت که مرغ نتواند بخورد. مرغ ماهی‌خوار ناراحت شد اما با آرامش گفت که می‌خواهد محبت شغال را جبران کند. روز بعد، شغال به خانه مرغ رفت و دید سوپ در ظرفی بلند و باریک است که فقط مرغ می‌تواند با نوکش بخورد. شغال فهمید که این پاسخ ادب‌آمیز، درسی برای رفتار اشتباهش بود. پیام داستان این است که هر رفتاری که با دیگران می‌کنیم، دیر یا زود به خودمان برمی‌گردد؛ پس با احترام با دیگران رفتار کنیم.در پایان کتاب، یک واژه نامه‌ی انگلیسی-فارسی نیز آورده شده تا کودکان بتوانند با کلمات مهم داستان آشنا شوند و زبان دوم خود را تقویت کنند.

غازی که تخم طلا می‌گذاشت

معرفی کتاب
این کتاب دوزبانه و مجموعه‌ای، درباره‌ی زن و مرد فقیری است که در روستایی زندگی می‌کردند و چند غاز داشتند که هر روز تخم می‌گذاشتند. روزی یکی از غازها تخم طلایی گذاشت و آن‌ها با فروش آن پول زیادی به‌دست آوردند. روز بعد دوباره غاز تخم طلایی گذاشت. مرد طمع کرد و فکر کرد اگر شکم غاز را پاره کند، می‌تواند همه تخم‌های طلا را یک‌باره به دست آورد. اما پس از کشتن غاز، چیزی نیافت و غازش را هم از دست داد. پیام داستان این است که طمع زیاد، نه تنها باعث پیشرفت نمی‌شود، بلکه دارایی‌های باارزش را نیز از بین می‌برد. در پایان کتاب، یک واژه نامه‌ی انگلیسی-فارسی نیز آورده شده تا کودکان بتوانند با کلمات مهم داستان آشنا شوند و زبان دوم خود را تقویت کنند.

سه جوجه بازیگوش

معرفی کتاب
کتاب «سه جوجه بازیگوش» دربارۀ سه جوجه است که با مادرشان در یک مزرعه زندگی می‌کردند. مادرشان همیشه به آن‌ها سفارش می‌کرد که در حین بازی از خانه دور نشوند. یک روز، این جوجه‌های بازیگوش همین‌طور که بازی می‌کردند و دنبال هم می‌دویدند، به جایی که لک‌لک‌ها زندگی می‌کردند، رفتند. این جوجه‌ها با یک لک‌لک دوست شدند و شروع به بازی با او کردند. اما کمی آن‌طرف‌تر مادر جوجه‌ها نگران آن‌هاست. آیا این سه جوجۀ بازیگوش می‌توانند از خودشان مراقبت کنند؟

مترسک

معرفی کتاب
در دنیای کودکان، مفاهیمی همچون ترس از تنهایی، ترس از دست‌دادن تکیه‌گاه و حمایت‌کننده، نحوه برقراری تعامل صحیح و اثرگذار با دیگران، همواره ذهن آنها را به خود مشغول کرده و ذهن کنجکاو آنان را به سوی حل این مسائل سوق می‌دهد. کتاب «مترسک» با ادبیات داستانی ساده و روان و تصاویر زیبا و جذاب، مفاهیمی مانند حسن‌خلق، صداقت و پذیرش تفاوت‌های دیگر مخلوقات را به کودکان می‌آموزد. داستان پیرامون زندگی مترسکی است که با بسنده‌کردن به آنچه به او تلقین شده است، در تنهایی به سر می‌برد، تا اینکه با دوستی جوجه‌کلاغی درمی‌یابد برای رهایی از این تنهایی و دوستی با دیگران، باید حُسن خلق و رفتار داشته باشد.

بچه‌های داج‌سیتی

معرفی کتاب
این اثر با زبان طنز، داستان سه نوجوان است که اتفاقات تلخ و شیرینی را در محله و مدرسه رقم می‌زنند و سپس تحت تأثیر دوستان شهید خود به جبهه می‌روند. در بخشی از این کتاب آمده است: «برای آمادگی جسمانی، پیاده‌روی زیاد می‌رفتیم. باید شیوه‌ی نزدیک شدن به دشمن بدون اینکه متوجه ما بشه رو تمرین می‌کردیم. تمام تجهیزات نظامی رو طوری باید به خودمون می‌بستیم که ...».

هزار تو: روایت دختران ایران

معرفی کتاب
دنیای دختران و زنان، سادگی و پیچیدگی را توأمان دارد. درست مانند دالانی با هزار راهرو و دروازه که در هر یک، شخصیت والایی حضور دارد که خالق هستی‌بخش فطرتش را انسان‌ساز و آرامش‌بخش آفریده است. در میان این دالان قلبی متصل به نور الهی نهفته است که هر که را با پای دل وارد این دالان و راهرو شود، می‌تواند امید داشته باشد قلب آن را لمس کند. کتاب «هزار تو» روایت زنان و دختران ایران اسلامی‌ست که با حفظ روحیه زنانه، در راه هدف خلقت خود که همان تربیت جامعه است، مقاومت‌ عظیم داشته‌اند.