ماجراهای هیس هیس5، خورشید
معرفی کتاب
بستهی آموزشی «بخوان با من» با هدف آموزش زبان فارسی به کودکان 4 تا 8 ساله، بر پایهی رویکرد نوین آموزش و با تأکید بر یادگیری تعاملی تألیف شده است. در جلد پنجم این مجموعه، مار کوچولوی کنجکاو یک صبح از خواب بیدار میشود و متوجه تاریکی هوا میشود: خورشید گم شده است! هیسهیس به دنبال خورشید میگردد و از همه حیوانات پرسوجو میکند، حتی به دریا و پشت کوهها سر میزند، اما آن را پیدا نمیکند. سرانجام متوجه میشود که خورشید پشت ابر خاکستری گیر کرده است و با کمک باد، ابر کنار میرود و خورشید دوباره میتابد تا همه شاد و خوشحال شوند.
ماجراهای هیس هیس 4، پرستو
معرفی کتاب
بستهی آموزشی «بخوان با من» با هدف آموزش زبان فارسی به کودکان 4 تا 8 ساله، بر پایهی رویکرد نوین آموزش و با تأکید بر یادگیری تعاملی تألیف شده است. در جلد چهارم این مجموعه، مار کوچولوی داستان در یک روز برفی دلش برای همبازیاش، پرستو، تنگ میشود و به یاد میآورد که او برای گذر از سرما مهاجرت کرده است. اما خرگوش کوچولو سر میرسد و با هیسهیس در برفها بازی میکند؛ حتی با هم یک پرستوی برفی میسازند. با آمدن بهار و آب شدن برفها، پرستو به جنگل برمیگردد و دوباره کنار دوستانش قرار میگیرد.
نخ بادبادک
معرفی کتاب
بادبادک میخواست از دست باد فرار کند، امّا نمیتوانست. راضی بود کلاغها گوشوارههایش را ببرند، ولی تنش سالم بماند. سعی کرد از آن بالا پسر را ببیند و ندید. با خودش گفت: «حتماً مرا ول کرده و رفته! «بادبادک آن بالا، بین سیمها فقط دلش میخواست بداند هنوز نخش در دست او هست یا نه؟» این کتاب در حین روایت داستان نحوه درست کردن بادبادک را نیز آموزش میدهد.
پنگوئنی که سردش بود
معرفی کتاب
کتاب «پنگوئنی که سردش بود» قصهی پنگوئن کوچکی را روایت میکند. یک روز پنگوئن کوچولو از خواب بیدار می شود و متوجه میشود خیلی سردش است. او همچنین متوجه میشود که فقط اوست که این حس را دارد چون بقیهی پنگوئنها از یخ و برف و شیرجه زدن در آب لذت میبرند. اما دوست ندارد در دریای یخزده شیرجه بزند. او با نهنگی آشنا میشود و نهنگ او را به یک جزیره گرمسیری میبرد. میلو در جزیره احساس سرما نمیکند. او پرندگان مهربانی را میبیند و آنها برای مشکل میلو راه حلی دارند.
در جستجوی غول
معرفی کتاب
در داستان «در جستجوی غول» میخوانیم: «خبر رسیده این دوروبرها یک غول پیدا شده. مردم وحشت کردهاند. از قدیم گفتهاند روبهرو شدن با غولها کار شوالیههای باهوش و شجاع است. وای نه! انگار قرار است یک شوالیهی بیدستوپا و خجسته به شکار این غول برود. البته درست است که شوالیهی ما نادان و دستوپا چلفتی است، اما خیلی هم نترس و خوششانس است. حالا به نظرت میتواند غول خیلی خیلی بزرگ را شکار کند یا دست از پا درازتر به خانه برمیگردد؟ اگر میخواهی با شوالیهی ما و ماجراهای خندهدارش آشنا شوی، معطل نکن! کتاب را مطالعه کن.
در جستجوی اژدها
معرفی کتاب
در کتاب «در جستجوی اژدها» داستان پادشاهی است که از ترس اژدها نمی تواند بخوابد، بنابراین سه شوالیه خود را به بیرون میفرستد تا آن را پیدا کنند. تنها با یک شمع، آنها به تاریکی میروند. اما هر شکل مشکوکی چیز دیگری است، تا اینکه شوالیهها با اطمینان به خانه برمیگردند و متوجه نمیشوند که چه چیزی پشت سرشان است. در داستان میخوانیم: «سلاااام، من قرار است به شکار اژدها بروم. باورتان نمیشود که شوالیههای دیگر به من گفتند: «فکر نمیکنیم بتوانی اژدها پیدا کنی. اصلاً چیزی به نام اژدها وجود ندارد.» من هم گفتم: «بیخیال دوستان. اتفاقاً من فکر میکنم که اژدها وجود دارد. قرار است یکیشان را پیدا کنم و با او بجنگم.» میدانم که آنها فکر میکنند من خیلی پخمه و دست و پا چلفتیام، اما اشتباه میکنند. من برای شکار اژدها نقشه دارم؛ یک نقشهی درست و حسابی. ایناهاش! نقشه گفته...»
قصههای مثنوی، اژدهای مرده
معرفی کتاب
کتاب «قصههای مثنوی، اژدهای مرده» یک اثر داستانی است که از داستانهای مثنوی معنوی اقتباس شده است. این کتاب با زبانی ساده و روان، داستانهای آموزنده و جذاب مثنوی را برای کودکان بازگو میکند. در کتاب میخوانیم: اژدهایی که روی زمین افتاده بود، با طنابهای کلفتی بسته شده بود. بعضیها هنوز از دیدن چیزی که مقابلشان بود، چشمان خود را میمالیدند. باور کردنش برای آنها سخت بود. تک و توک از میان مردم با صدای آرام و بریده میگفتند: ـ مارگیر ما را جادو کرده است! ـ چنین چیزی ممکن نیست! ـ شاید همگی خواب میبینیم! مارگیر کلاه پشمی خود را داخل جمعیت میچرخاند و میگفت: «بنازم به کرم شما! بدهید در راه خدا! من زندگیام را در شکار این اژدها به خطر انداختم.»
قصّههای مثنوی، خرگوش باهوش
معرفی کتاب
کتاب «قصّههای مثنوی، خرگوش باهوش» یک اثر داستانی است که از داستانهای مثنوی معنوی اقتباس شده است. این کتاب با زبانی ساده و روان، داستانهای آموزنده و جذاب مثنوی را برای کودکان بازگو میکند. در کتاب میخوانیم: «شیر با عصبانیت گفت: «بگو چه گفت؟» خرگوش با ترس گفت: «حرف بدی زد قربان. نمیتوانم آن را بگویم.» شیر که حالا از جایش بلند شده بود، دوباره داد زد: «نترس. هرچه گفت به من بگو!» خرگوش هم سرش را پایین انداخت و گفت: «شیر بزرگ گفت، برو به آن شیر ترسو بگو زودتر از جنگل برود. از امروز من همهکاره هستم!»
داستان بوستان: رازی که فاش شد
معرفی کتاب
این کتاب حاوی نُه داستان از بوستان سعدی است که به زبان نثر و ساده برای کودکان نوشته شده است. در کنار هر داستان، بخشی از شعر مربوط به آن آورده شده است. داستان «رازی که فاش شد»، درباره وزیر پادشاهی است که به مردم نیازمند کمک میکرد و میگفت هروقت شاه مُرد، پول را برگردانید. مردی خبرچین این حرف را به شاه رساند و... .
شاید چیزی زیبا
معرفی کتاب
مایرا عاشق خطخطی کردن، رنگ و نقاشی کردن بود. او با نقاشیهای زیبای خود برای آدمهای شهر، شادی و نشاط را براینقشان ایجاد میکرد. تا اینکه روزی مرد دیوارنگاری با پیام «دوستان من، جهان بوم نقاشی شماست» به شهر آمد و با ورودش و جلب توجه مایرا و همراه شدن همهی مردم به خیابانهای خاکستری و بیروح شهر جان تازهای بخشیدند. این کتاب بر اساس داستان واقعی روایتگر محلهای در ساندیهگوی کالیفرنیا است که نه نقشی بر دیوارهایش داشت و نه نقل قولی از اساطیر معروف و مردم ساکن منطقه سرزنده و پر جنبوجوش به نظر نمیرسیدند؛ تا اینکه روزی زن و شوهری به آنجا آمدند و خیابانها و حالوهوای مردم محله را دگرگون کردند.