کلاس رانندگی
معرفی کتاب
این کتاب جلد ششم از مجموعه کتابهای «نیکلا کوچولو» است. پدر «روفو»، دوست «نیکلا»، که پلیس است، به مدرسه میآید تا بچهها را با چگونگی پیشگیری از تصادفات جادهای آشنا کند و قوانین رانندگی را نیز به آنها آموزش دهد. بچهها به حیاط مدرسه میروند تا با دوچرخههای کوچکشان در آموزش شرکت کنند. حالا دیگر حتی آقای پلیس هم نمیتواند از پس این دار و دسته شلوغ برآید!
دارودسته دزدان دریایی
معرفی کتاب
آقای «بلدور»، همسایه «نیکلا»، به تازگی دوربین فیلمبرداری خریده است. او از نیکلا میخواهد که با کمک هم فیلمی درباره دزدان دریایی بسازند و به او میگوید دوستش را هم بیاورد؛ اما بعد از چند دقیقه، سر و کله هشت نفر از دوستان نیکلا پیدا میشود! در حالی که بچهها برای بازی کردن نقش اصلی جر و بحث میکنند، آقای بلدور میگوید خودش این نقش را به عهده میگیرد تا غائله تمام شود؛ ولی در همین موقع پدر نیکلا سر میرسد و... .
بچههای آتشپاره!
معرفی کتاب
در جلد چهارم از مجموعه کتابهای «نیکلا کوچولو»، پدر و مادر «نیکلا» و «آلسست»، دوست نیکلا، قرار است به رستوران بروند. نیکلا و آلسست خوشحال هستند؛ چون میتوانند با هم تنها در خانه بمانند؛ اما ناگهان پدر نیکلا آنها را غافلگیر کرده و پرستار «بریژیت» را معرفی میکند. او قرار است شب، کنار بچهها بماند.
غذاخوری مدرسه عالیه
معرفی کتاب
در این قسمت از مجموعه کتابهای «نیکلا کوچولو»، نیکلا دوست ندارد در سالن غذاخوری مدرسه، غذا بخورد. پدرش به او قول میدهد که اگر در مدرسه غذا بخورد، برایش هدیه بخرد. نیکلا با این امید، به سالن غذاخوری مدرسه میرود و از خوردن غذا بسیار لذت میبرد و آنقدر به او خوش میگذرد که دیگر دوست ندارد برای ناهار به خانه بازگردد.
پیش به سوی گروه موزیک!
معرفی کتاب
در جلد نخست از مجموعه داستانی «نیکلاکوچولو»، «نیکلا» و دوستانش تصمیم میگیرند با سازهایشان یک گروه موزیک راهاندازی کنند؛ اما جالب آنجاست که هیچکدام از آنها نمیتوانند ساز بنوازند. آنها نام گروهشان را «رفقا» میگذارند و میخواهند کنسرتی اجرا کنند؛ ولی چگونه میتوانند چنین کاری را انجام دهند؟
دزد یک چشم
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتابهای طنز «قصههای عهد بوق» است. در این داستان، دزد یک چشم، به سرزمین خُلها میرود و سر از قصر پادشاه درمیآورد. پادشاه خُلها با دیدن دزد یک چشم از ترس میمیرد و دزد یک چشم تاج او را بر سر میگذارد و پادشاه آن سرزمین میشود.پادشاه یک چشم با تیر و کمانش به چهار طرف دنیا تیرهای آتشین پرتاب میکند و تمام دزدهای یک چشمِ سرتاسر دنیا به آن سرزمین میآیند و جلوی چشم مردم، سرزمین خُلها به سرزمین دزدهای یک چشم تبدیل میشود! پادشاه یک چشم، «مراد شاه دزد» را به عنوان وزیر انتخاب میکند. وزیر به پادشاه پیشنهاد میکند که با دختر شاه پریان ازدواج کند و... .
سرزمین خلها
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتابهای طنز «قصههای عهد بوق» است. در سرزمین خُلها آدمهای عجیب و غریبی زندگی میکنند؛ اما خُل نیستند تا اینکه روزی سر و کله پادشاه خُلها پیدا میشود. او دستور میدهد که همه خُلهای روی زمین به آنجا بیایند. خُلها از راههای دور و نزدیک خودشان را به آن سرزمین میرسانند. وقتی همه خُلها جمع میشوند، پادشاه دستور میدهد که بلندترین و محکمترین طناب روی زمین را ببافند و خُلها هم بدون هیچ سوال و جوابی شروع به کار میکنند. این طناب برای چیست و پادشاه آن را برای چه کاری میخواهد؟
به سسها اعتماد نکن!
معرفی کتاب
این کتاب شامل چهارده داستان کوتاه است که ماجراهای عجیب و غریبی را با بیانی طنز روایت میکند. «جوجهتیغی»، «فال نیک»، «دوست جدید»، « درد دندان» و «به سُسها اعتماد نکن» نام بعضی از این داستانهاست. در داستان «به سُسها اعتماد نکن»، قهرمان داستان با مردی خارجی آشنا میشود که برای اولینبار به ایران سفر کرده است و زبان فارسی نمیداند. آنها با هم به رستوران میروند و آنجا اتفاقی رخ میدهد که مرد خارجی، ناسزاگویان رستوران را ترک میکند!
قصه شیرین فرهاد
معرفی کتاب
این کتاب مجموعهای از خاطرات نویسنده است که در قالب داستانهایی کوتاه و طنز آورده شده است. «سخت نگیر»، «گزارش یک قتل»، «اگر دنیا وارونه بود»، «پنجه در پنجه شیطان» و «یک قصه شیرین» نام برخی از این داستانهاست. «یک قصه شیرین» درباره دو پسر سیزده ساله است که میخواهند به جبهه بروند و سوار یک تریلی میشوند. آنها با دیدن قیافه راننده به وحشت میافتند و به فکر راه چارهای هستند تا پیاده شوند؛ ولی... .
لطیفههای شیرین بهلول
معرفی کتاب
این کتاب حاوی لطیفههایی از «بهلول»، یکی از طنزگویان معروف تاریخ اسلام است. او هوشمندی است از یاران امام جعفر صادق (ع) که خود را به دیوانگی زده تا با این تدبیر، جانش را از شّر حکومت هارون حفظ کند. بهلول با کارها و حرفهای سادهلوحانه، هم مخاطب را میخنداند و هم او را به فکر وامیدارد که بسیاری از اعمال و سخنان، معنایی خارج از ظاهر آن دارند.