Skip to main content

آدم بدها در عملیات نجات سگ‌ها

معرفی کتاب
آدم بدها ترسناک و خطرناک هستند؛ اما می‌خواهند قهرمان باشند. آقای گرگ، آقای مار، آقای «پیرانا» و آقای کوسه، اعضای این گروه هستند که دوست دارند کارهای خوب انجام دهند. به پیشنهاد آقای کوسه، آن‌ها تصمیم می‌گیرند تا به افرادی که نیاز دارند، کمک کنند. در اولین مأموریتشان، آن‌ها می‌خواهند ۲۰۰ توله‌سگ‌ را نجات ‌دهند که پشت دیوارهای سنگی و میله‌های آهنی زندانی هستند و ۲۰ نگهبان از آن‌ها محافظت می‌کنند؛ اما آیا آن‌ها موفق می‌شوند؟

مصیبتی به نام دود

معرفی کتاب
کودکان طنز و سرگرمی را دوست دارند. مجمموعۀ چهار جلدی «دستورالعمل گیج‌بازی» داستان‌های ندانم‌کاری دو دسته موجود خیالی را روایت می‌کند که در اثر نادانی‌، نه تنها زندگی خود، بلکه زندگی اجتماعی و محیط زیست را نیز به نابودی می‌کشانند. داستان‌ها به طنز روایت شده‌اند. این جلد به موضوع آلودگی هوا و تولید دود اختصاص دارد.

آبی بسازیم آبستان

معرفی کتاب
کودکان طنز و سرگرمی را دوست دارند. مجمموعۀ چهار جلدی «دستورالعمل گیج‌بازی» داستان‌های ندانم‌کاری دو دسته موجود خیالی را روایت می‌کند که در اثر نادانی‌، نه تنها زندگی خود، بلکه زندگی اجتماعی و محیط زیست را نیز به نابودی می‌کشانند. داستان‌ها به طنز روایت شده‌اند. این جلد به مصرف زیاده‌ از حد این جماعت در زمینۀ آب مربوط است.

شهری که دیگر شهر نبود

معرفی کتاب
کودکان طنز و سرگرمی را دوست دارند. مجمموعۀ چهار جلدی «دستورالعمل گیج‌بازی» داستان‌های ندانم‌کاری دو دسته موجود خیالی را روایت می‌کند که در اثر نادانی‌، نه تنها زندگی خود، بلکه زندگی اجتماعی و محیط زیست را نیز به نابودی می‌کشانند. داستان‌ها به طنز روایت شده‌اند. در این جلد، پس از نابودی غذا، آب و هوای شهر، نوبت به نابودی خود شهر می‌رسد.

به کیلکاها رحم کنید

معرفی کتاب
کودکان طنز و سرگرمی را دوست دارند. مجمموعۀ چهار جلدی «دستورالعمل گیج‌بازی» داستان‌های ندانم‌کاری دو دسته موجود خیالی را روایت می‌کند که در اثر نادانی‌، نه تنها زندگی خود، بلکه زندگی اجتماعی و محیط زیست را نیز به نابودی می‌کشانند. داستان‌ها به طنز روایت شده‌اند. این جلد به خرابکاری آن‌ها در زمینۀ نابودی کیلکاهای دریا، که تنها منبع اصلی خوراکشان است، اختصاص دارد.

ماجراهای شیرین از زندگی شیرین یک فرماندار

معرفی کتاب
مرد هنوز می‌خواهد بخوابد؛ اما دخترش او را بیدار می‌کند و می‌گوید: «صبح به خیر آقای فرماندار! نتیجه انتخابات اعلام شده است و حالا شما فرماندار هستید.» مرد باورش نمی‌شود که فرماندار شده است. حالا تمام مردم شهر، چشم امیدشان به اوست و باید بار سنگین مسئولیت فرمانداری را به دوش بکشد! آیا او از عهده این کار سخت بر‌می‌آید؟

فرازمینی‌ها

معرفی کتاب
«دانا» و «فاکس» دو دوست هستند و می‌خواهند شب را در چادرشان که وسط حیاط عَلَم کرده‌اند، بمانند. دانا با خواندن داستان «پرونده‌های مجهول» که درباره آدم‌فضایی‌هاست، ترسیده است و از فاکس می‌خواهد که داخل خانه بخوابند؛ اما فاکس معتقد است که آدم‌فضایی‌ها واقعی نیستند. در ادامه داستان، حوادثی رخ می‌دهد که دانا را بیشتر از قبل می‎ترساند.

فرار از آتش

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «پرنده و سنجاب» است و در قالب کمیک استریپ نوشته شده است. پرنده و سنجاب بالاخره به خانه می‌رسند، آن‌ها سفر طولانی و پر ماجرایی را پشت سر گذاشته‌اند. حالا پرنده می‌خواهد مهمانی برپا کند؛ ولی سنجاب حال و حوصله جشن را ندارد. یک سگ آبی مردم‌آزار با سدی که ساخته، رودخانه را بسته است و حیوانات بیشه از خطری که آن‌ها را تهدید می‌کند، دچار دلهره شده‌اند. آیا بیشه با وجود این سد، خشک می‌شود؟ آیا این خطر جدید، مهمانی‌شان را خراب می‌کند؟ و آیا پرنده می‌تواند سنجاب را راضی کند تا خوش بگذرانند؟

لبه پرتگاه

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «پرنده و سنجاب» است که در قالب کمیک استریپ نوشته شده است. پرنده و سنجاب در راه خانه هستند و فقط باید از کوهستان عبور کنند؛ اما وقتی می‌بینند بچه‌خرسی در محاصره گرگ‌هاست، او را نجات می‌دهند... . ضربه‌ای که به سرِ پرنده می‌خورد، باعث فراموشی او می‌شود. حالا سنجاب باید به ترس‌هایش غلبه کند و در حالی که مراقب پرنده و بچه‌خرس است، از کوهستان عبور کند؛ اما گله گرگ‌های گرسنه دنبال آن‌ها هستند. آیا سنجاب می‌تواند پرنده و بچه‌خرس را سالم از آن مخمصه بیرون ببرد؟

نهنگ گرسنه

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «پرنده و سنجاب» است که به صورت کمیک استریپ نوشته شده است. پرنده و سنجاب در قطب جنوب با پنگوئنی دوست می‌شوند که نامش «ساکاری» است. ساکاری فکر می‌کند پرنده برگزیده است و آمده است تا آن‌ها را از دست نهنگ بزرگ نجات دهد؛ اما نهنگ گرسنه است و می‌خواهد پرنده را یک لقمه چپ کند. حالا سنجاب باید دست به کار شود و نقشه‌ای برای فرار بکشد و اگر کمی شانس بیاورند، ممکن است جان سالم به در ببرند؛ اما آیا آن‌ها می‌توانند فرار کنند؟