Skip to main content

ضامن‌های معتبر

معرفی کتاب
این کتاب مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه است. موضوع داستان‌ها، مسائل اقتصادی است و با زبان طنز روایت می‌شود. مسائلی مانند بانکداری در ایران، دلال‌بازی در مسکن، رباخواری و نزول، تنبلی و تن‌پروری اقتصادی، اطاله دادرسی. در داستان «ضامن‌های معتبر»، آقای «ناصری» به دَه میلیون وام بانکی احتیاج دارد؛ اما نمی‌تواند ضامن پیدا کند. وقتی برای دوست قدیمی‌اش، «کاوه»، ماجرا را تعریف می‌کند، کاوه راه‌حلی به او پیشنهاد می‌کند که دیگر نیازی به وام ندارد.

ماجراهای آقای خرمالو(2)

معرفی کتاب
کتاب حاضر حاوی چهار داستان است، به نام‌های «دکتر»، «عروسی»، «پایت را بیاور بالا» و «هواپیما». در داستان اول، آقای دکتر به خانه آقای «خرمالو» آمده است و می‎خواهد در گوشه‌ای ساکت، مطالعه کند؛ اما آقای خرمالو نمی‌گذارد دکتر به کارش برسد و مرتب مزاحم او می‌شود. او به دلایل مختلف از دکتر می‌خواهد که برایش دارو بنویسد. دکتر نه زیر درخت زردآلو، نه در اتاق، نه در زیرزمین و نه حتی در پشت‌بام آرامش ندارد. هنگامی که دکتر بالای دکل برق رفته است تا شاید بتواند کتابش را بخواند، آقای خرمالو و به دنبالش از دکل بالا می‌رود و... .

ماجراهای آقای خرمالو

معرفی کتاب
این کتاب دربردارنده چهار داستان است، به نام‌های «خُر و پُف»، «آمپول»، «فروشگاه» و «خرابی». داستان اول درباره آقای «گلابی» و خُر و پُف‌های شبانه اوست. آقای «خرمالو» نمی‌تواند با این سر و صدا بخوابد و سعی می‌کند به هر ترتیبی که شده است، این صداها را از بین ببرد. او زیر سر آقای گلابی را تنظیم می‌کند، او را در وان حمام می‎گذارد، او را بیرون از خانه می‌برد و حتی پشت اسب سوار می‎کند؛ ولی هیچ‌کدام از این راه‌ها نتیجه‌ای ندارد تا اینکه سرانجام... .

موش و گربه و باقی دوستانا

معرفی کتاب
این کتاب بازنویسی داستان «موش و گربه»، اثر «عبید زاکانی» است. داستان تلفیقی از نظم و نثر است که مسائل اجتماعی را نقد می‌کند. «من (راوی) و «عبید»، نشسته بودیم که باقی دوستانا آمدند و سراسیمه گفتند چرا نشسته‌اید که موش و گربه با هم دعوا می‌کنند! این همه آدم صدها فرسخ راه آمده بودند تا این خبر را بدهند! اما مگر دعوای موش و گربه چیز تازه‌ای است؟ در همین افکار بودم که عبید در کمال تعجب من، شروع به پرسیدن جزئیات دعوا از دوستانا می‌کند و به من تذکر می‌دهد که وجدانی بیدار داشته باشم و اخلاقی حقیقت‌جو!»

فرودگاه بی‌شعورها

معرفی کتاب
بابا «یاتاقان» همیشه با شستن پرده‌ها مخالف است؛ چون وقتی از حمام بیرون می‎آید، نمی‎داند پاهایش را با چی خشک کند! مامان «مارمالاد» همه پرده‌های خانه را توی ماشین لباس‌شویی می‎ریزد و آن را روشن می‏‌کند؛ چون فردا مهمان داریم. ماشین لباس‌شویی مثل یک قهرمان وزنه‌برداری که تازگی معتاد شده است، می‎لرزد، تکان شدیدی می‎خورد، دو وجب به جلو می‎پرد و با زوزه‌ای بلند خاموش می‌شود! انگار کسی به تنظیمات ماشین لباس‌شویی دست زده است. حالا باید دفتر راهنما را پیدا کنیم؛ اما دفتر پانزده سال است که گم شده است!

ویروس پخش‌کن خطرناک

معرفی کتاب
«پنلوپه جونز» دختری است که مثل آهن‌ربا، دردسر جذب می‌کند و به قول خودش، بعضی‌وقت‌ها ایده‌های درخشانِ منحصربه‌فردش، فاجعه به بار می‌آورد! او اصلاً نمی‌خواهد پدرش مجبور شود وقتی یک گلدان پلاستیکی روی سرش است، به جلسه برود، بلکه فقط می‌خواهد یک کلاه مُخ‌بازکن اختراع کند! او نمی‌داند که با لباس مبدل و به شکل گربه آبی نمی‌تواند به کلاس ژیمناستیک برود؛ چون یک ویروس‌پخش‌کن خطرناک می‌شود!

رکوردشکن بی‌رقیب

معرفی کتاب
ایده‌های درخشان «پنلوپه جونز» فقط بعضی‌وقت‌ها تبدیل به فاجعه می‌شوند، به همین علت پدرش به او «پنی قشقرق» می‌گوید. مثلاً شکار کردن خون‌آشام‌ها ایده منحصربه‌فردی بود. تازه «کاسمو» می‎گفت آقای «بنتلی» واقعاً آدم نیست و وانمود می‎کند که مثل ماست. قضیه مامان‌بزرگِ «اُوِرال» هم تقصیر خودش بود؛ چون نمی‌توانست نیمه پر لیوان را ببیند. پنی فقط می‎خواهداو را خوش‌حال کند؛ ولی نمی‎داند چرا از گریم باحالش خوشش نمی‎آید!

فاجعه‌پز زبردست

معرفی کتاب
«پنی قشقرق» لقبی است که پدر «پنلوپه جونز» روی او گذاشته است. پنلوپه قشقرق نیست، فقط به قول مادربزرگش، آهن‌ربای دردسر است. او نمی‎خواهد در اردوی مدرسه قشقرق به پا کند و هیچ تقصیری ندارد. هنگامی‌که تمام تلاشش را می‌کند تا برای تولد مادرش کیک رویایی بپزد، نمی‌داند چرا آخرش به فاجعه‌ای تمام‌عیار تبدیل می‌شود!

آدم بدها در عملیات فضایی بودار

معرفی کتاب
دنیا پُر شده از توله‌سگ‌ها، اسب‌های کوتوله، دلفین‌ها، خرگوش‌ها و باز هم گربه‌های زامبی. احتمالاً این کار زیر سرِ دکتر «رابرت مارمالاد شرور» است. انگار دنیا به آخر رسیده است. به تازگی خبر رسیده است که هیولاهایی که دردسر درست کرده بودند، برای قانع کردن مقامات، ادعا می‎کنند، می‎دانند دکتر مارمالاد کجا پنهان شده است. آن‌ها می‌گویند او در کره ماه است، با اسلحه‎ای به نام «نازنازیلا». حالا یک قهرمان باید باشد تا دنیا را نجات دهد.

توفیق طنز: (خنده‌درمانی با طنز توفیق) شماره 37 سال 1346

معرفی کتاب
«توفیق» نشریه‌ای فکاهی و طنز است که در مدت نیم قرن، از سال ۱۳۰۲ تا ۱۳۵۰ خورشیدی، به صورت هفته‌نامه و ماهنامه منتشر شده است. این کتاب مروری است بر شماره ۳۷ مجله توفیق، از سال ۱۳۴۶ که با عنوان‌های «زبان»، «حق تقدم»، «هیولا» و... ارائه شده است. در مطالب این کتاب با نگاهی انتقادی، اوضاع اجتماعی آن سال، مانند گرانی و بیکاری، بی‌عدالتی، فقر، نبود مساوات و... بیان شده است.