سفر به هندوستان
معرفی کتاب
جوانی به نام «شبلی»، مشغول صحبت با حضرت سلیمان است که ناگهان عزرائیل از راه میرسد و نگاه عجیبی به او میاندازد. شبلی میترسد که عزرائیل جانش را بگیرد. بنابراین، از حضرت سلیمان میخواهد که او را به دورترین جایی که ممکن است، بفرستد تا دست عزرائیل به او نرسد. حضرت سلیمان همین کار را میکند؛ اما... .
پسرک و دختر شاه پریان
معرفی کتاب
«راجا» در هندوستان زندگی میکند. او پسر عاقل و دانشمندی است. راجا در یکی از کتابها، درباره دختر شاه پریان میخواند و عاشق میشود. او فکر میکند که باید هر چه بیشتر علم ستارهشناسی بیاموزد تا بتواند دختر شاه پریان را پیدا کند. او به سراغ دانشمند بزرگی به نام برزو میرود؛ ولی برزو هیچکس را به شاگردی قبول نمیکند. راجا تدبیری میاندیشد و... .
گربهای با جورابهای چرمی
معرفی کتاب
گربهای به خانه «ابوالقاسم کُرَکانی» رفت و آمد میکند. شیخ برای اینکه خانه کثیف نشود، به خدمتکارش میگوید برای گربه کفشهای چرمی درست کند. گربه بسیار مؤدب است و هرگز بدون اجازه دست به غذا نمیزند و همیشه منتظر غذایش میماند. روزی خدمتکار میبیند هیچ گوشتی در دیگ نیست و گربه بیچاره را به باد کتک میگیرد.
عجب اشتباهی!
معرفی کتاب
کمکم بهار از راه میرسید و حیوانات در فکر تهیه لانههای تازه بودند. کلاغ سیاه روی شاخه درخت همسایه، سنجابی دید. آنها با هم دوست شدند و قرار گذاشتند که توشه زمستان آینده را با هم جمع کنند. مدتی بعد کلاغ متوجه شد که دانههایش نصف شده است. کلاغها که سنجاب را مقصر میدانستند، او را به جایی دوردست تبعید کردند، بدون آنکه اجازه دهند سنجاب از خودش دفاع کند.
زنی که بالهایش را پیدا کرد
معرفی کتاب
این داستان که اقتباسی از قصههای هزار و یک شب است، حکایت شاهزادهای است که عاشق یک پری میشود. شاهزاده بعد از پشت سر گذاشتن سختیهای زیاد میتواند با پری ازدواج کند؛ ولی او نگران است که روزی پری ترکش کند. بنابراین، بالهای پری را میگیرد و پنهان میکند. بعد از مدتی رفتار شاهزاده عوض میشود و... .
برداشتی آزاد از کلیلهودمنه: سه ماهی
معرفی کتاب
داستان حاضر برداشتی است از کتاب کلیله و دمنه که بر اساس سه ضربالمثل نوشته شده است. «کار از محکمکاری عیب نمیکند»، « از این ستون به آن ستون فرج است» و «کار امروز را به فردا نینداز». سه ماهی در آبگیری زندگی میکنند. روزی ماهیگیرها به سراغ آبگیر میروند. هریک از این ماهیها بنا به هر یک از این مثلها عمل میکنند. کدام ماهی به دام میافتد؟
برداشتی آزاد از کلیلهودمنه: خرگوش و شیر
معرفی کتاب
حیوانات جنگل شبها از ترس شیر خوابهای وحشتناکی میدیدند و روزها هم منتظر حمله او بودند. آنها تصمیم میگیرند که هر روز با قرعهکشی، یکی از حیوانات را انتخاب کرده و برای شیر بفرستند تا مدام در ترس و نگرانی نباشند. یک روز قرعه به نام خرگوش کوچولو میافتد. دوست دانا و باهوش خرگوش نقشهای میکشد؛ ولی شیر خیلی زورمند و قوی است.