Skip to main content

ویزگول و ویزغول

معرفی کتاب
این داستان از مجموعه داستان‌های «مگسک و پسرک»، است. «ویز» و «ویزگول» بازی می‌کنند و نقاشی‌های ترسناک می‌کشند؛ اما ویز دیگر خسته شده است و می‌خواهد استراحت کند. او می‌خوابد؛ ولی ناگهان از خواب بیدار می‌شود و ویزگول را در حال ساخت هیولای مگسی می‌بیند!!! هیولای مگسی ترسناک که ممکن است به ویز آسیب برساند و... .

سوپ با طعم ویزگول

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتاب‌های «مگسک و پسرک» است. در این داستان «ویز» به همراه «ویزگول» و خانواده‌اش به مسافرت می‎روند. هنگامی که آن‌ها برای صرف ناهار به رستوران می‌روند، ویزگول سری به آشپزخانه می‌زند و البته کسی از دیدن او در آن رستوران تر و تمیز خوشحال نمی‌شود. جناب ویزگول توی ظرف غذای مشتری سر میز می‌رود و همان لحظه آتشفشانی از خشم به هوا بلند می‌شود.

ویزگول و ویز قهرمان‌های ریز

معرفی کتاب
«ویز» پسری باهوش و دوست‌داشتنی است که دوستی به نام «ویزگول» دارد. ویزگول یک مگس است و هیچ کس از دوستی آن‌ها سر درنمی‌آورد. ویز داستانی نوشته است که قهرمانان آن ویزگول و خودش هستند. آن‌ها باید اژدهای شاخ‌شاخی را شکست دهند و بسیاری از مبارزات دیگر را با موفقیت به پایان برسانند تا بتوانند خانه‌شان را که به دست دزدان دریایی افتاده است، پس بگیرند.

کادوززززز

معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتاب‌های «مگسک و پسرک» است که در هر جلد آن ماجرای سرگرم‌کننده‌ای درباره دوستی عجیب و غریب پسرکی باهوش و خیال‌پرداز با مگسی بامزه روایت می‌شود. در این داستان ماجرای روبه‌رو شدن «بابانوئل» با «ویزگول» (مگسک) را می‌خوانید و اینکه آن‌ها چگونه به کمک یکدیگر، «ویز» (پسرک) را با جالب‌ترین هدیه کریسمس غافلگیر می‌کنند.

روزی که مداد شمعی‌ها به خانه برگشتند

معرفی کتاب
یک روز «دانکن» نامه‌هایی از مداد شمعی‌های گمشده‌اش دریافت می‌کند و به یاد می‌آورد که آن‌ها را کجا و چطور گم کرده است. دانکن به اتاقش می‌رود و از گوشه و کنار اتاق همه آن‌ها را پیدا می‎کند. مدادشمعی‌ها آنقدر خراب شده‌اند که دیگر در جعبه جا نمی‌شوند؛ اما دانکن فکری به ذهنش می‌رسد و کار جالبی می‌کند.

ده پرنده زرد و سبز و آبی

معرفی کتاب
این کتاب داستان ده پرندۀ کوچک را تعریف می‌کند. پرنده‌هایی که یکی یکی روی شاخۀ درخت می‌آیند و برای گرم شدن به هم می‌چسبند. طراحی هر صفحه به گونه‌ای است که تصویر هر پرنده در همان صفحه باقی می‌ماند و با کوچک‌تر شدن صفحات بعد، پرنده‌های دیگر نیز در کنار پرندۀ قبل قرار می‌گیرند. اما یکی از این ده پرنده دوست ندارد روی شاخه‌ای که دوستانش نشستند، بیاید. تا طلوع خورشید زمان زیادی باقی مانده است و پرندۀ تنها دیگر طاقت سرما را ندارد. اگر دوست داشتید، تا این پرندۀ لجباز یخ نزده است کتاب را تا صفحۀ آخر بخوانید. شاید بتوانید نجاتش دهید.

ماه و مرد کشاورز

معرفی کتاب
این داستان درباره مرد کشاورزی است که سخت کار می‌کند و به اطرافش توجهی ندارد. یک شب که ماه در آسمان می‌درخشد، حیوانات مزرعه جشن می‌گیرند. کشاورز از سر و صدا بیدار می‌شود و سعی می‌کند حیوانات را ساکت کند؛ اما ناگهان چشمش به ماه می‌افتد و چیزی در وجودش تغییر می‌کند.

قندیل کوچک

معرفی کتاب
نویسنده داستان، شهید فلسطینی، «غسّان کنفانی»، است که این داستان را به خواهرزاده‌اش «لمیس» تقدیم کرده است و لمیس رمزی از عشق او به بچه‌هاست. امیرِ دادگر شهر از دنیا می‌رود و تنها بازمانده‌اش، دخترش است که بنا به وصیت پدر یا باید خورشید را به قصر بیاورد یا باید بقیه عمرش را در صندوق چوبی دربسته‌ای زندگی کند؛ ولی این کار محال است. در طول داستان دختر متوجه منظور پدرش می‌شود و خورشید را به قصر می‌آورد و تاج را بر سر می‌گذارد.

اسب و سیب و بهار

معرفی کتاب
این داستان روایت تنهایی اسب و سیب است. اسب از گله دور افتاده و سیب تنها بر شاخه مانده است. سیب بر یال اسب می‌افتد و مدتی همه‌جا همراه اسب است؛ اما سیب داخل جویبار می‌افتد و باز هر دو تنها می‌شوند تا اینکه پسرکی سیب را پیدا می‌کند و با گردن‌بندی آن را به گردن اسب می‌بندد. از آن به بعد، آن‌ها همیشه با هم هستند. بهار از راه می‌رسد و... .

یک روز، یک...: مجموعه‌ پنج داستان کوتاه

معرفی کتاب
کتاب حاوی پنج داستان کوتاه است. «یک روز، یک ماهی»، «یک روز، یک اسب آبی»، «یک روز، یک شیر»، «یک روز، یک روز یک اسب» و «یک روز، یک گرگ»، نام این داستان‌هاست. در داستان «یک روز، یک ماهی»، ماهی بزرگی به شهر می‌آید تا ببیند در شهر چه خبر است. مردم از دیدن او تعجب می‌کنند و می‌ترسند. ماهی آدم‌ها را به دریا می‌برد و به آن‌ها نشان می‌دهد که ماهی‌ها نه از آدم‌ها می‌ترسند و نه تعجب می‌کنند.