کرنکی، جرثقیل بدجنس
معرفی کتاب
در جمعهای کودکان، گاهی اوقات پیش میآید که یکی از کودکان به دیگران زور میگوید و با قلدری و دروغ باقی دوستانش را اذیت میکند. این داستان که هفدهمین کتاب از مجموعه «قصههای قطاری» است، درباره جرثقیلی به نام ادوارد که دو قطار را با زورگویی آزار میدهد. پس از مدتی طوفانی سهمگین آمد و همهچیز بر سر جرثقیل و قطارها آوار شد. این طوفان ادوارد را متوجه موضوعاتی کرد که اوضاع را تغییر داد.
ادوارد از همان روز متوجه شد نتیجه قلدری به نفع هیچکس نیست و رفتارش را با دوستانش بهتر کرد.
ادوارد از همان روز متوجه شد نتیجه قلدری به نفع هیچکس نیست و رفتارش را با دوستانش بهتر کرد.
الیزابت، کامیون قدیمی
معرفی کتاب
این کتاب مصور ششمین جلد از مجموعه «قصههای قطاری» است. داستان حاضر درباره کامیونی قدیمی است در انبار زندگی میکند. از این کامیون به عنوان کامیون کشیک استفاده میشد و به قطارهای فرسوده و خرابشده کمک میکرد. اما زمانی که مسئول ایستگاه تلاشهای او و مهربانیاش نسبت به قطارها، حتی قطارهای بدخلق، را میبیند، او را از انبار بیرون میآورد و به سر کار اصلیاش برمیگرداند.
میخواهم برنده شوم!
معرفی کتاب
این کتاب درباره برندهشدن است و از آن مهمتر چطور برندهشدن! بسیاری از مادر و پدرها برای اینکه فرزندانشان خوشحال شوند، اجازه میدهند او در بازیها برنده شود اما این گذشت و فداکاری در فضاهای اجتماعی همچون مدرسه و... وجود ندارد. شازده فرفره هم دچار این مشکل است. او در مدرسه برخلاف خانه همیشه برنده نیست و با وجود اینکه تمام تلاشش را میکند اما باز هم جام قهرمانی را مال خود نمیکند. این بخش غمگین ماجراست اما اتفاق خوب دیگری برای او رخ میدهد که در داستان پیشرو برای شما بازگو شده است.
وقتی نگران میشوم
معرفی کتاب
گاهی اوقات چه برای کودکان چه بزرگترها پیش میآید که بدون دلیل خاصی نگرانتر از باقی اوقات شوند و از چیزهای کوچک بترسند. در این داستان سام کوچولو، از واکسن، سگ در خیابان و تاریکی اتاقش میترسد. سام احساساتش را با مادر و پدرش در میان میگذارد و ایشان برای او توضیح میدهند که این حس طبیعی است و برای همه پیش میآید. آنها با توضیح و صحبتکردن نگرانیهای سام را برطرف میکنند.
وقتی ناامید میشوم
معرفی کتاب
یکی از ویژگیهای اغلب کودکان ناامید و کلافهشدن پس از شکستخوردن است. این کتاب با روایتکردن اتفاقاتی که در طول یک روز برای کودکی به نام جاش رخ میدهد و او را کلافه میکند، در تلاش است تا به کودکان بگوید:«ممکن است که گاهی عصبانی و ناامید شوید، اما با تلاش و پشتکار میتوانید برنده شوید. گریه و فریادزدن راه خوبی برای ابراز احساسات منفی نیست.» جاش در این قصه با کمکگرفتن از راهنماییهای دیگران متوجه شد راه پیروزشدن، از ناامیدشدن نمیگذرد و باید به تلاشکردن ادامه بدهد.
قصههای کوچولو برای بچههای کوچولو
معرفی کتاب
در کتاب حاضر پنج داستان کوتاه آموزنده برای کودکان ارائه شدهاند. ویژگی مشترک این داستانها پند اخلاقی مرتبط با هرقصه است که در انتهای داستانها آمدهاند. به طور مثال داستان نخست درباره حلزونی است که به حرف دوست نادانش گوش میکند و توی دردسر میافتد. در انتهای قصه، یک جمله، پیام داستان را به مخاطب منتقل میکند:«دوست نادان میخواهد سود ببخشد اما زیان میرساند.»
موضوع دیگر داستانها، مضامینی همچون ارزش صداقت، راضیبودن به سهم خود، خیرخواهی برای دیگران هستند.
موضوع دیگر داستانها، مضامینی همچون ارزش صداقت، راضیبودن به سهم خود، خیرخواهی برای دیگران هستند.
قصههای کوچولو برای بچههای کوچولو
معرفی کتاب
این کتاب پنج داستان کودکانه و کوتاه دارد که ویژگیهای اخلاقی، همچون ارزش راستگویی، شجاعت، مهربانی، و... را در قالب داستان برای کودکان شرح میدهند و درباره ویژگیهای حیوانات نیز اطلاعاتی را ارائه میکنند؛ مثل اولین داستان کتاب حاضر که درباره یک خرس کوچولو است. او دوست نداشت مثل باقی خرسها به خواب زمستانی برود و میخواست با دوستانش بازی کند، اما مامان خرسه میدانست چطور خرس کوچولویش را بخواباند.
نویسنده سعی کرده است، هم کودک را تشویق کند تا به حرف مادر و پدرشان گوش بدهند هم او را با یکی از خصوصیات خرسها که در زمستانهای بسیار سرد میخوابند، آشنا کند.
نویسنده سعی کرده است، هم کودک را تشویق کند تا به حرف مادر و پدرشان گوش بدهند هم او را با یکی از خصوصیات خرسها که در زمستانهای بسیار سرد میخوابند، آشنا کند.