سفر پرماجرا
معرفی کتاب
کتاب «سفر پرماجرا»، داستانی نوجوانانه است که درباره پسری به نام نیما و دو همکلاسیاش است که برای اجرای یک نمایش به دوران صفویه سفر میکنند. این سفر پر از ماجراهای آموزنده است و ارزشهای اخلاقی و دوستی را بیاموزند. نیما، پسری هنرمند اما خجالتی است که با دو همکلاسیاش به نامهای سپهر و امیرعباس، برای اجرای نمایشی درباره شاه عباس صفوی انتخاب میشوند. در حین تمرین، اتفاقی میافتد و آنها به دوران صفویه سفر میکنند. آنها در این سفر با ماجراهای مختلفی روبرو میشوند و در نهایت با همکاری و همدلی با یکدیگر، موفق میشوند به زمان خودشان برگردند.
ملکهی قورباغهها
معرفی کتاب
داستان این کتاب دربارهی یک قورباغه است که به شکلی غیرمنتظره به ملکهی قورباغهها تبدیل میشد. این قورباغه با پیدا کردن تاجی که از آسمان افتاده توسط سایر قورباغهها به عنوان ملکه انتخاب میشود. اما این تاج و مقام جدید به زودی تاثیراتی بر زندگی او و دیگر قورباغهها میگذارد و موضوعاتی چون رهبری قدرت و چالشهای آن را به شیوهی طنز آمیز و آموزنده بررسی میکند.
خدا و قصههایش
معرفی کتاب
کتاب «خدا و قصههایش» با اشاره به اهمیت اصلِ توحید در دین اسلام، موضوع کتاب خود را اینگونه معرفی می کند: «ریشهی ایمان، توحید است. بعد از باور خدای یگانه است که باور نبوت و قیامت و بقیهی مسائل دینی در وجود انسان شکل میگیرد. کتاب «خدا و قصههایش» با زبانی ساده و قابل فهم، اصل توحید را در قالب قصه و حکایت به بچهها آموزش میدهد. در این کتاب از تصاویری استفاده شده است که به فهم مفاهیم کتاب کمک میکند. این کتاب، 30 قصه در خود دارد و همهی این قصهها دربارهی یکی از این موضوعات است: اثبات وجود خدا، صفات خدا و روشهای زندگی خدایی. نکات و مفاهیم موردنظر در ابتدای قصهها توضیح داده شده و سپس در ادامهی این توضیحات متن قصه قرار گرفته است.
بایقوش
معرفی کتاب
«بایقوش» روایتی خواندنی و جذاب از تقابل خرافهگرایی و عقلانیت است؛ در داستان بلند بایقوش، نویسنده ماجرای پسری روستایی به نام مهرعلی را روایت میکند که در سفرش به شهر، بهطور اتفاقی سر از یک پرندهفروشی درمیآورد و یک جغد نظرش را جلب میکند. هدف این کتاب، به چالش کشیدن خرافات و باورهای عامیانه و آموزش شجاعت، کنجکاوی و حقیقتجویی به نوجوانان است. داستان با روایتی هیجانانگیز و پرکشش به مخاطبانش نشان میدهد که چگونه میتوان با کنجکاوی و شجاعت، از ترسها و خرافات عبور کرد و به حقیقت دست یافت.
کوچ از جا
معرفی کتاب
کتاب «کوچ از جا»، کتابی است که به بررسی مفهوم کوچ و تغییر در زندگی میپردازد. کمالگرایی و علاقه به بهترین بودن، زمانی که در کنار مسائل مربوط به بلوغ و تلاش برای هویتیابی نوجوانی قرار میگیرد، در اغلب خانوادهها تبدیل به مشکلات و مسائل پیچیدهای میشود که راه ارتباطی والدین و نوجوان را به طور کلی قطع میکند. داستان در چنین موقعیتی در یک خانوادۀ معمولی اتفاق میافتد. نوجوانی که از ظاهر خودش ناراضی است، توانمندیهای خودش را نمیشناسد و حتی خودش را به عنوان یک انسان نه میشناسد و نه دوست دارد. در چنین موقعیتی فضای مجازی و الگوهای ناسالمی که معرفی میکند فضا را بیشتر از پیش متشنج و ناسالم میکند. چارۀ کار کجاست؟ چه چیزی میتواند این فضا را در هم بشکند و واقعیت زندگی را همانطور که هست به نوجوان داستان ما نشان بدهد؟ این کتاب بر اهمیت هدفگذاری، مدیریت وابستگیها و حرکت به سمت آرزوها تأکید دارد.
کوه یخ، با طعم وانیل
معرفی کتاب
کتاب «کوه یخ، با طعم وانیل» داستان دختری به نام شیدا را روایت میکند که از کلمه «اَمّا» متنفر است و همه چیز به خوبی و خوشی پیش میرود تا اینکه سر و کلهی یک «اَمّا» یا «ولی» پیدا میشد. «مامان گیتی یه مادر مهربونه... اما حالا به اون دنیا رفته!»، «بابا کمال شیدا رو دوست داره... ولی میره با یک خانمی که من دوست ندارم ازدواج میکنه!»...
قصههای پرنده
معرفی کتاب
مجموعه «یه کوچولو قصه» مجموعهای از قصههای کوتاه و آموزنده برای کودکان است که با هدف سرگرم کردن و آموزش مفاهیم اخلاقی و تربیتی به کودکان تولید شده است. این مجموعه شامل داستانهای متنوعی با موضوعات مختلف است که با زبانی ساده و روان برای کودکان روایت میشوند. در این مجموعه، مفاهیمی مانند دوستی، صداقت، کمک به دیگران، شجاعت و ... از طریق داستانها به کودکان آموزش داده میشود. در کتاب «قصههای پرنده» صبح زود، باباکفتری صبحانهاش را خورد. میخواست از خانه بیرون برود که یادش آمد سراغ بقیهی پولها را از جوجه کفتری بگیرد. از جوجه کفتری پرسید: جوجه جان، جوجه جان، بابا جان، بقیهی پولها چی شد؟ جوجه کفتری تو عالم خواب و بیداری گفت: بابا جان بگذار بخوابم. دیشب گذاشتم توی جیب کت شما. بابا کفتری هر چه گشت، پولی پیدا نکرد. این بار با صدای بلندتر گفت: پس کجا گذاشتی؟ چرا من پیدایش نمیکنم؟
پیشی در انبار و دو داستان دیگر
معرفی کتاب
مجموعه «یه کوچولو قصه» مجموعهای از قصههای کوتاه و آموزنده برای کودکان است که با هدف سرگرم کردن و آموزش مفاهیم اخلاقی و تربیتی به کودکان تولید شده است. این مجموعه شامل داستانهای متنوعی با موضوعات مختلف است که با زبانی ساده برای کودکان روایت میشوند. در این مجموعه، مفاهیمی مانند دوستی، صداقت، کمک به دیگران، شجاعت و ... از طریق داستانها به کودکان آموزش داده میشود. در کتاب «پیشی در انبار» چند روز بود که پیشی توی انبار در یک گوشه گرم و نرم سه تا بچهی کوچولو به دنیا آورده بود. بچه گربهها خیلی خیلی کوچولو بودند و پیشی میترسید آنها را تنها بگذارد؛ برای همین هم این چند روز اصلاً از جایش تکان نخورده بود و خیلی گرسنه بود. آن روز وقتی بچه گربهها حسابی شیر خوردند و سیر شدند و خوابیدند، پیشی تصمیم گرفت از انبار بیرون برود و چیزی برای خوردن پیدا کند...
سر بیکلاه و دو قصهی دیگر
معرفی کتاب
مجموعه «یه کوچولو قصه» مجموعهای از قصههای کوتاه و آموزنده برای کودکان است که با هدف سرگرم کردن و آموزش مفاهیم اخلاقی و تربیتی به کودکان تولید شده است. این مجموعه شامل داستانهای متنوعی با موضوعات مختلف است که با زبانی ساده و روان برای کودکان روایت میشوند. در این مجموعه، مفاهیمی مانند دوستی، صداقت، کمک به دیگران، شجاعت و ... از طریق داستانها به کودکان آموزش داده میشود. در کتاب «سر بیکلاه» پرنده، سردش نبود. کلاه بزرگی داشت که لانهی خوبی بود. پسر سردش نبود. کلاه کوچکی داشت که اندازهی سرش بود. فقط سر باد بیکلاه مانده بود. درخت خندید، پرنده خندید، پسر خندید و دانهها را برای پرنده پاشید...
قصههای خوشمزه
معرفی کتاب
مجموعه «یه کوچولو قصه» مجموعهای از قصههای کوتاه و آموزنده برای کودکان است که با هدف سرگرم کردن و آموزش مفاهیم اخلاقی و تربیتی به کودکان تولید شده است. این مجموعه شامل داستانهای متنوعی با موضوعات مختلف است که با زبانی ساده و روان برای کودکان روایت میشوند. در این مجموعه، مفاهیمی مانند دوستی، صداقت، کمک به دیگران، شجاعت و ... از طریق داستانها به کودکان آموزش داده میشود. در کتاب «قصههای خوشمزه» او کناری نشست و شلهزرد را تا آخرش خورد. وقتی ته ظرف را میلیسید، صدای باز شدن در خانه قدیمی را شنید.
از جا پرید و بدون این که پشت سرش را نگاه کند، با سرعت پا به فرار گذاشت. به سر کوچه که رسید، پیچید. ایستاد و نفسی تازه کرد. با احتیاط به داخل کوچه سرک کشید...
از جا پرید و بدون این که پشت سرش را نگاه کند، با سرعت پا به فرار گذاشت. به سر کوچه که رسید، پیچید. ایستاد و نفسی تازه کرد. با احتیاط به داخل کوچه سرک کشید...