پنگوئن غرغرو
معرفی کتاب
این داستان پنگوئنی است که از همهچیز ایراد میگیرد و هیچچیز به نظر ش خوب و قشنگ نیست. پنگوئن از اینکه هوا سرد است، از اینکه نمیتواند پرواز کند، از اینکه آب دریا شور است و... حتی راه رفتن خودش هم شکایت میکند تا اینکه شیرماهی از چیزهایی میگوید که پنگوئن دارد؛ ولی تا به حال به آنها توجه نکرده است. پنگوئن به حرفهای شیرماهی خوب فکر میکند و به نتایج تازهای میرسد.
یک کتاب خیلی خوب کثیف شده
معرفی کتاب
«لویی» شاد و سرحال است و میخواهد داستان تعربف کند که ناگهان لکهای روی کتاب میبیند و متوجه میشود که آن لکه مرباست! او در حال شکایت کردن است که لکه دیگری روی کتاب میافتد، لکه کره بادام زمینی! بعد جای انگشت و بعد از آن مقداری آب پرتغال! همه اینها کتاب را کثیف میکند و لویی هر لحظه عصبانیتر از اینکه چرا آدمها به کتاب احترام نمیگذارند.
پسر + ربات
معرفی کتاب
وقتی پسر کوچولو در حال جمع کردن میوه کاج است، رباتی را میبیند. آنها با هم دوست میشوند و حسابی بازی میکنند و هنگامی که از بالای تپه قِل میخورند، ربات خاموش میشود و پسرک فکر میکند حال ربات بد شده است. پسرک تصمیم میگیرد او را به خانه ببرد. او برای ربات پوره سیبزمینی درست میکند، برایش کتاب میخواند و رویش را با پتو میپوشاند. نیمهشب پدر و مادر پسرک به اتاق او سر میزنند تا مطمئن شوند همهچیز روبهراه است که ناگهان... .
موشی در مدرسه گربهها
معرفی کتاب
«اسپلت» بچهگربهای است که برای اولینبار میخواهد به مدرسه برود. او صبح خیلی زود بیدار میشود و بسیار نگران است، آنقدر که دُمش مرتب تکان میخورد. اسپلت سعی میکند بهانهای پیدا کند تا به مدرسه نرود؛ اما مادرش به هر ترتیبی است، او را به مدرسه میفرستد. اسپلت در مدرسه و در کلاس چیزهای زیادی یاد میگیرد و دوستان زیادی پیدا میکند. صبح روز بعد، او زودتر از همیشه بیدار میشود. اسپلت دیگر نگران نیست و امروز از هیجان دُمش تکان میخورد.
گیلی کوچولو و شاه
معرفی کتاب
«لئون» نام شیری است که قول میدهد کارهای بزرگی انجام دهد؛ اما بعد از تاجگذاری کمکم تغییر میکند. او بدجنس و بیرحم میشود و هر طور که دلش میخواهدقانون را تغییر میدهد. او پرواز را برای پرندهها ممنوع میکند و دستور میدهد که پدر و مادرها باید بالهای جوجههایشان را بشکنند؛ اما در دوردستها پرندهای فراموش میکند بال جوجهاش را بشکند و وقتی این جوجه که اسمش «گیلی» است، پرواز را میآموزد... .
شنل قرمزی و گرگ بدشانس
معرفی کتاب
آقای گرگ نقشهای حسابشده کشیده است. او میخواهد اول مادربزرگ را بخورد و برای دسر هم شنلقرمزی را؛ اما وقتی به خانه مادربزرگ میرسد، میبیند در باز است، او وارد خانه میشود، هیچکس آنجا نیست! گرگ نقشهاش را عوض میکند، لباس مادربزرگ را میپوشد و تصمیم میگیرد اول شنل قرمزی را بخورد؛ اما با پوشیدن لباس خواب مادربزرگ به دردسر میافتد.
هر چیز جایی دارد
معرفی کتاب
اولویتبندی در کارها به زندگی نظم یمبخشد. این کتاب به موضوع «اولویتبندی» (سومین عادت از هفت عادت کودکان موفق) اختصاص دارد. در این داستان، شخصیت اصلی ماجرا متوجه میشود که معمولاً به خاطر بینظمی و پیدانکردن وسایلش، زمان زیادی را از دست میدهد و احساس بدی پیدا میکند. در انتهای کتاب راهنماییهایی در قالب گفتوگو کنیم و قدمهای اول آمدهاند.