نامه مال منه
معرفی کتاب
آقای پستچی در حال نگاه کردن به پلاکهاست. همه همسایهها از کنار پنجره خانهشان به او نگاه میکنند و دلشان میخواهد آن نامه برای آنها باشد. آقای پستچی نمیتواند پلاک مورد نظرش را پیدا کند و خسته و کلافه روی سنگی مینشیند. همسایهها که میخواهند به او کمک کنند، شماره پلاکشان را بلند میگویند؛ اما هیچکدام شمارهای نیست که روی نامه نوشته شده است. حالا آقای پستچی چگونه آن خانه را پیدا میکند؟
پاستیلهای کرمی
معرفی کتاب
دخترکوچولو با دوستش مشغول بازی هستند. مادر، دوست دخترکوچولو را صدا میکند و دو پیاله پاستیل کرمیشکل به او میدهد. دوست دخترک، تندتند پاستیلهایش را میخورد؛ اما دخترک دلش نمیآید آنها را بخورد. وقتی بازی تمام میشود، دخترک پاستیلها را کنار خودش میخواباند و رویشان را با پتو میپوشاند. صبح روز بعد، وقتی دخترک بیدار میشود، با صحنه بسیار عجیبی روبهرو میشود.
زنبوری که حرف میزد: دنیای شگفتانگیز بل و زنبور
معرفی کتاب
«بل» دختری فرانسوی است که اغلب برای تعطیلات به دهکده پدربزرگ و مادربزرگش میرود. اینبار او بسیار مشتاق است؛ چراکه میتواند با دوچرخه جدیدش در اطراف دهکده تفریح کند؛ اما هنگامی که سوار بر دوچرخه دور و بر دهکده میگردد، زمین میخورد و متوجه میشود که گم شده است. بل با زنبور سخنگو روبهرو میشود! آنها با هم همراه میشوند و ماجراهای جالبی را به وجود میآورند.
دختری که موهایش را شانه نمیکرد
معرفی کتاب
این کتاب درباره دختر کوچولویی است که موهای بسیار زیبایی دارد؛ اما او هیچوقت موهایش را شانه نمیکند؛ حتی بعد از حمام تا اینکه روزی یک موش کوچولو را بین موهایش میبیند. دخترک بدون هیچ ترسی، تصمیم میگیرد به موش کاری نداشته باشد؛ اما بعد از مدتی، موشهای دیگری به موهای او اسبابکشی میکنند و موهای دخترک به قصری برای موشها تبدیل میشود و... . این وضعیت تا کی ادامه پیدا میکند؟ دختر کوچولو با وجود این همه موش چطور میتواند زندگی کند؟
پنگوئن غرغرو
معرفی کتاب
این داستان پنگوئنی است که از همهچیز ایراد میگیرد و هیچچیز به نظر ش خوب و قشنگ نیست. پنگوئن از اینکه هوا سرد است، از اینکه نمیتواند پرواز کند، از اینکه آب دریا شور است و... حتی راه رفتن خودش هم شکایت میکند تا اینکه شیرماهی از چیزهایی میگوید که پنگوئن دارد؛ ولی تا به حال به آنها توجه نکرده است. پنگوئن به حرفهای شیرماهی خوب فکر میکند و به نتایج تازهای میرسد.
یک کتاب خیلی خوب کثیف شده
معرفی کتاب
«لویی» شاد و سرحال است و میخواهد داستان تعربف کند که ناگهان لکهای روی کتاب میبیند و متوجه میشود که آن لکه مرباست! او در حال شکایت کردن است که لکه دیگری روی کتاب میافتد، لکه کره بادام زمینی! بعد جای انگشت و بعد از آن مقداری آب پرتغال! همه اینها کتاب را کثیف میکند و لویی هر لحظه عصبانیتر از اینکه چرا آدمها به کتاب احترام نمیگذارند.
پسر + ربات
معرفی کتاب
وقتی پسر کوچولو در حال جمع کردن میوه کاج است، رباتی را میبیند. آنها با هم دوست میشوند و حسابی بازی میکنند و هنگامی که از بالای تپه قِل میخورند، ربات خاموش میشود و پسرک فکر میکند حال ربات بد شده است. پسرک تصمیم میگیرد او را به خانه ببرد. او برای ربات پوره سیبزمینی درست میکند، برایش کتاب میخواند و رویش را با پتو میپوشاند. نیمهشب پدر و مادر پسرک به اتاق او سر میزنند تا مطمئن شوند همهچیز روبهراه است که ناگهان... .
موشی در مدرسه گربهها
معرفی کتاب
«اسپلت» بچهگربهای است که برای اولینبار میخواهد به مدرسه برود. او صبح خیلی زود بیدار میشود و بسیار نگران است، آنقدر که دُمش مرتب تکان میخورد. اسپلت سعی میکند بهانهای پیدا کند تا به مدرسه نرود؛ اما مادرش به هر ترتیبی است، او را به مدرسه میفرستد. اسپلت در مدرسه و در کلاس چیزهای زیادی یاد میگیرد و دوستان زیادی پیدا میکند. صبح روز بعد، او زودتر از همیشه بیدار میشود. اسپلت دیگر نگران نیست و امروز از هیجان دُمش تکان میخورد.