بهترین دوست بچهها
معرفی کتاب
کتاب حاضر از مجموعه «محمد، گلی برای همه»، حاوی شعری درباره رفتار پیامبر با بچههاست. ایشان بچهها را خیلی دوست داشتند و در کوچه و خیابان به آنها سلام میکردند. پیامبر بچهها را در آغوش میگرفتند و نوازش میکردند. ایشان برای بچههایی که در کوچه بازی میکردند، ظرف آبی میگذاشتند تا هروقت تشنه شدند از آن بنوشند. بچهها پیامبر را بهترین دوست خود میدانستند. پیامبر... .
پر از پروانه کن جیب جهان را
معرفی کتاب
این کتاب مجموعه اشعاری است که برای کودکان سروده شده است و موضوع آن درباره امام زمان (عج) و انتظار برای اوست. «تومیباری»، «گلوسجاده» و «از پشت پرده»، نام برخی از این اشعار است. در شعر اول آمده است: «تو میآیی که دلها را بشویی، سیاهیهای دنیا را بشویی، تو میباری، تو میشویی چه آسان، تو هستی در خیالم مثل باران، کجا هستی؟ به اینجا هم سفر کن».
تو ماهی و من آدم
معرفی کتاب
کتاب حاضر مجموعهای از دوازده شعر کودکانه با موضوعهای مختلف است. در یکی از شعرها، کودک از پدرش میگوید که آتشنشان است و مادرش که همیشه نگران بازگشت اوست. در شعر دیگری کودک تعجب میکند که چرا پدرش هرشب اخبار را میبیند، با اینکه پُر از خبرهای بد است! در اولین شعرِ کتاب، کودک فکر میکند که ماه، در آسمان از اینکه دوستی ندارد، تا صبح بیدار میماند و حاضر است که دوست او باشد.
فرانکلین رئیسبازی درمیآورد
معرفی کتاب
«فرانکلین» کارهای زیادی میتواند انجام دهد و دوستان زیادی دارد و بهترین دوستش خرس است؛ اما روزی آنها با هم دعوا میکنند! چون موقع بازی، فرانکلین مثل رئیسها رفتار میکند و مرتب به بقیه دستور میدهد. خرس با او قهر کرده است و بقیه دوستانش هم تصمیم میگیرند دیگر با او بازی نکنند. فرانکلین سعی میکند خودش به تنهایی بازی کند؛ اما حوصلهاش سَر میرود. حالا او باید چه کار کند؟
خدا همیشه اینجاست
معرفی کتاب
کتاب حاضر شامل نُه شعر است که راویان مختلفی دارد. هر راوی به نوعی خدا را نیایش میکند. اولین شعر از زبان کودکی روایت میشود. کودک از خورشیدی که نور و گرمایش را به جهان میبخشد، از گلهایی که با مهربانی، شهدشان را در اختیار زنبورها قرار میدهند و زنبورهایی که عسل را میسازند، پی به وجود خدا میبرد. شعرهای بعدی از زبان زنبور، گل، دانه، کرم خاکی و... روایت شده است.
عید اومده، عروسکا
معرفی کتاب
کتاب حاضر مجموعهای از هفتشعر کوتاه برای کودکان است. در شعر اول، کودک که میداند عروسکهایش خانوادهای ندارند، از آنها میخواهد که برای عید دیدنی به خانه آنها بروند. شعر دوم، از زبان درختی روایت میشود که سنگینی برف را نمیتواند تحمل کند و برف که خجالت کشیده است از خدا میخواهد که زودتر آفتاب شود. شعر سوم از کبوتری میگوید که... .
خداجونم چطوری دنیارو آفریدی
معرفی کتاب
این کتاب حاوی شششعر است که از خدا و آفریدههای او میگوید و برای کودکان سروده شده است. کودک میداند که خدای بزرگ این جهان را به وجود آورده است و دنیا را نقاشی خدا میداند. کودک از خدا میخواهد که رودخانه کمآب را به دریا برساند وسلامتی را به پدربزرگش بازگرداند. کودک میداند که خدا ناظر تکتک آدمهاست و اوست که خالق مطلق همهچیز است.
نقطه
معرفی کتاب
«واشتی» فکر میکند هرگز نمیتواند نقاشی بکشد؛ چون بعد از تمام شدن زنگ هنر، کاغذ او هنوز سفید است! معلم از او میخواهد تا نقطهای روی کاغذ بگذارد و امضایش کند. واشتی این کار را انجام میدهد. روز بعد وقتی به کلاس میآید، تابلویی را در قابی طلایی میبیند که بالای میز معلم آویزان است. آن همان نقطه کوچکی بود که خودش کشیده بود! واشتی فکر میکند میتواند نقطه بهتری بکشد و... .
اگر باغوحش دست من بود
معرفی کتاب
«جرالد» فکر میکند نگه داشتن حیواناتی مانند شیر و ببر در باغ وحش خیلی قدیمی و عادی است. او فکر میکند اگر مدیر باغ وحش باشد، همه حیوانات را آزاد میکند و دنبال حیواناتی عجیب میگردد. مثلاً شیری که دَه تا پا داشته باشد یا مرغی که روی پرهای مدل گوجهایش یه مرغ دیگر نشسته باشد یا یک فیل ــ گربه! او قصد دارد به جاهای پرت و دوردست برود، جایی که پای هیچکس به آنجا نرسیده و خانوادهای از ندونمچی شکار کند و به باغ وحش بیاورد. او میخواهد... .