Skip to main content

گربه ستاره را خورد

معرفی کتاب
کتاب حاضر حاوی پنج داستان کوتاه است. «خانم بزرگ»، «دست‎های پدر» و «گربه ستاره را خورد»، نام برخی از این داستان‎هاست. داستان آخر درباره دخترکوچولویی است که بچه گنجشکی را در باغچه حیاطشان پیدا می‏‌کند. او تصمیم می‌‏گیرد پرنده کوچک را نگه دارد و از آن مراقبت کند. او نام گنجشک را ستاره می‌‏گذارد؛ اما روزی گربه سیاه، گنجشک را می‏‌خورد! دخترک خیلی غمگین است و مرتب گریه می‏‌کند. او نمی‌‏تواند ستاره را فراموش کند تا اینکه... .

دریاچه آبی‌رنگ

معرفی کتاب
قورباغه زبر و زرنگ کنار دریاچه آبی زندگی می‌‏کند. روزی قورباغه می‌‏بیند که دریاچه خشک شده است! دریاچه می‎گوید رود بزرگ هرروز برایش آب می‎آورد؛ اما چندروز است که نیامده است! قورباغه سراغ رود بزرگ می‎رود و متوجه می‎شود که چندروز است باران نباریده و رود خشک و بی‌آب است. قورباغه به سختی نزد ابر سفید می‎رود و از او می‌‏خواهد که روی رود بزرگ ببارد... .

رشد و تکامل کودک

معرفی کتاب
با آگاهی از چگونگی رشد و تکامل کودک می‌توان انحرافات آشکار از الگوهای طبیعی را بازشناخت و از این راه به وجود اختلال در کودک پی برد. مفاهیم بنیادی در رشد و تکامل، مراحل و جنبه‌های مختلف رشد و تکامل، نظریه‌های رشد و جنبه‌های رشد و تکامل، ارزیابی رشد وتکامل، رفلکس‌های رشدی و تکامل از تولد تا پنج‌سالگی، عنوان‌های فصل‌های این کتاب هستند.

مداد و تراش و کتاب

معرفی کتاب
کتاب حاضر حاوی سه شعر است که به کودکان می‎آموزد تا مراقب وسایل و لوازم‎التحریر خود باشند. در شعر اول، کودک، مدادش را گوشه‏‌ای جا می‏‌گذارد. موشی آن را برمی‌‏دارد تا برای بچه‎اش ببرد؛ اما... . شعر دوم، درباره تراش کودک است که بز زنگوله‌پا آن را پیدا می‏‌کند و با خودش می‎برد تا شاخ‎هایش را تیز کند. شعر سوم، داستان کتابِ کودک است که باد آن را با خود می‏‌برد؛ ولی... .

چتر و کلاه و لیوان

معرفی کتاب
این کتاب شامل سه شعر است و به کودکان می‌‏آموزد تا مراقب وسایلشان باشند. در شعر اول، کودک چترش را گوشه‌‏ای جا می‏‌گذارد. آقای خروس آن را پیدا می‌‏کند و می‎خواهد چتر را برای جوجه‌‏اش ببرد؛ اما کودک سر می‏‌رسد... . شعر دوم درباره کلاه گرم و نرم کودک است که کلاغ‎ها آن را پیدا می‏‌کنند و شعر سوم درباره لیوان که قورباغه‎ای آن را برمی‌‏دارد... . در پایان هر سه شعر، وسایل پیدا شده از کودک می‌‏خواهند که حسابی مواظب آن‎ها باشد.

خنگله و لوازم‌ تحریر

معرفی کتاب
کودک در حال مشق نوشتن است؛ اما مرتب نوشته‌هایش خراب می‎شود. مداد از او می‎خواهد دوباره بنویسد و کودک با ناراحتی دوباره می‌‏نویسد؛ ولی باز هم نوشته خراب می‏‌شود! درحالی‌که کودک با عصبانیت، دفتر را خط‌‌‌ ‌خطی می‎کند، ناگهان صدای دفتر درمی‎آید که... . دفتر از کودک می‎خواهد که نوشته‎ها را پاک کند و دوباره بنویسد. در همین موقع پاک‌کن وارد صحنه می‌شود و... .

ابر سفید، ابر سیاه

معرفی کتاب
گل سرخ، گل شقایق، درخت بید و درخت سرو، همه منتظر گنجشک هستند تا برگردد و خبرهای خوبی برایشان بیاورد. مدت‌هاست که باران نباریده و آن‌ها به شدت تشنه هستند. همه امیدوارند به غیر از درخت بید. او فکر می‎کند محال است که گنجشک به آن باغ خشک برگردد؛ اما بعد از چند دقیقه گنجشک از راه می‏رسد؛ اما غمگین است. او برای درخت‌ها و گل‌ها توضیح می‎دهد که ابر سفید قبول کرده است که به باغ بیاید و ببارد؛ اما او نمی‎تواند خودش بیاید و باید منتظر باد باشد؛ ولی شاید تا چند روز آینده باد نیاید و برای همه خیلی دیر شود!

سؤال سؤال چه کسی داده به گل این همه رنگ؟

معرفی کتاب
این کتاب دربردارنده اشعاری است که به کودکان کمک می‎کند ضمن درک محتوای شعر به پرسش و پرسشگری روی آورند. توجه ویژه اشعار به رشد و نمو گیاهان و حیوانات است و در آن به پرسش‌هایی مانند علت سبز بودن رنگ برگ درختان، علت دگرگونی گیاهان در فصول مختلف سال، چگونگی بسته شدن پیله ابریشم، برای تبدیل شدن به پروانه و... پاسخ داده می‎شود.

آنچه باید درباره کودک خود بدانیم، براساس سخنرانی‌های دکتر ماریا مونته‌سوری

معرفی کتاب
کتاب« آن‌چه باید درباره‌ی کودک خود بدانیم» بر اساس سخنرانی‌های دکتر ماریا مونته‌سوری تالیف شده است. روش مونته‌سوری روش تعلیم و تربیت علمی است و مبنای آن شناخت دوران کودکی است. این روش بر مبنای قوانین رشد بدنی و ذهنی کودک پایه‌گذاری شده است. بدین گونه که کودک را دنبال می‌کنیم و اجازه می‌دهیم به پیش‌برود و کم کم با مشاهده‌ی کارهایی که انجام می‌دهد نیازهایش را کشف می‌کنیم و در برآورده ساختن آن‌ها به او کمک می‌نماییم. این کتاب دارای 21 فصل و برای مربیان، محققان و دانشجویان علوم‌تربیتی مناسب است.

سنجاب‌ها وارد می‌شوند...

معرفی کتاب
پاییز از راه رسیده است و همه حیوانات جنگل برای خواب زمستانی آماده می‎شوند؛ اما سنجاب کوچولو، «سایریل»، بی‌خیال، تاب‌بازی می‌‏کند. همه انبارهایشان را پُر کرده‌اند؛ اما سایریل هیچ غذایی ندارد؛ حتی یک دانه! ناگهان گوشه شاخه درختی، میوه کاجی می‎بیند. از آن طرف، «بروسِ» آینده‎نگر با اینکه انبارش پر از آذوقه است، می‏‌خواهد آن میوه کاج را هم به دست آورد. آن دو باهم به طرف میوه کاج می‏‌دوند؛ ولی میوه از درخت می‎افتد و... . حالا میوه در رودخانه بالا و پایین می‌‏رود و سایریل و بروس تلاش می‌‏کنند آن را بگیرند؛ ولی میوه کاج نصیب پرنده‎ای می‎شود. سنجاب‎ها به لبه آبشار رسیده‎اند و هرلحظه ممکن است سقوط کنند. چه اتفاقی برای آن‎ها می‌‏افتد؟