Skip to main content

چاپ بیروت

معرفی کتاب
این کتاب مجموعه اشعاری است که درباره «لبنان» و مردم «فلسطین» سروده شده است و دو بخش دارد. بخش اول «از تنهایی موج‌ها نام دارد» و بخش دوم «گزارش از خاک مقدس». در شعری از بخش اول آمده است: «گفتم سلام لبنان!/ شاخه‌های زیتون/ در گرمیِ دهانم جوانه زدند/ سیب‌های سرخ/ شعله‌ور بودند/ و نیوتن درباغ نبود... ». در شعر دیگری به نام «روزگار» از بخش دوم آمده است: «روز دوم/ موشکی از کنار سرم گذشت و خیابانی را که در آن قدم می‎زدم برد/ الان کجا باید باشم؟ »

رویای فالاچی

معرفی کتاب
داستان این کتاب روایتی است از زندگی دانشجوی جوانی که در رشته روزنامه‌نگاری تحصیل می‌کند و برای تبدیل شدن به یک نیروی حرفه‌ای در این زمینه راه پر دردسری را پیش رو دارد. راوی سوم شخص محدود، داستان را از منظر دو دانشجوی ارتباطات، «امیرمسعود» و‌ «هاله»، روایت می‌کند. راوی کنجکاوانه مانند لنز دوربین به کنش‌ها، واکنش‌ها و کشش‌های آن دو خیره می‌شود؛ خیرگی‌ای که امیرمسعود و‌ هاله در سراسر داستان آن را روی جسم و ذهن خود حس می‌کنند؛ چرا که در عصری زندگی می‌کنند که خیره نگریستن به واقعیت‌های قطعیت‌ناپذیر، لذتی سادیستی به همراه دارد.

روز داوری

معرفی کتاب
«آرش» ناپسری مردی بانفوذ است. او با اسناد محرمانه مملکتی فرار کرده و سرگرد «آبتین» مأمور است تا او را پیدا کند. سرگرد آبتین به افرادش دستور می‌دهد ترمینال‌ها، خانه‌های تیمی، سردخانه و حتی پاتوق قاچاقچی‌های خرده‌پا را تفتیش کنند؛ اما بی‌فایده است. او با «عزیز» که بزرگ‌ترین قاچاقچی بوده و حالا در زندان و منتظر اعدام است، صحبت می‌کند تا ردی از آرش بگیرد. به نظر عزیز، آرش به مرز افغانستان رفته است، البته با کامیون و راننده‌ای معتاد! حالا گروه سرگرد باید به سراغ تمام گاراژهای تهران بروند. آن‌ها درنهایت آرش را پیدا می‎کنند؛ اما... .

آن‌جا که نامی نیست

معرفی کتاب
کتاب حاضر مجموعه اشعاری است که در قالب غزل سروده شده است. شاعر معتقد است که این غزل‌ها را عشق نوشته است نه او. شاعر بر دوش بردن بار عشق و برپا نگه ‌داشتن عَلَم نام اساطیر عاشقانه را تقدیر خود می‌داند که البته روزبه‌روز سخت‌تر می‌شود؛ به‌خصوص در این روزگار. او پیری را سرآغاز بیداری از خواب آشفته دنیا می‌داند و... . «ما عشق می‌ورزیم، پس جاودان هستیم»، «آن‌چنان مست توام من که سر از پا نشناسم»، «نمی‌دانم چه پیش آمد که یادم شد فراموشت» و «بی آن‌که عاشقم باشی، گفتم که بی تو می‌میرم»، نام برخی از این غزل‌هاست.

کوه آتش

معرفی کتاب
«فراگوِ» قاتل و پسرش، همراه با سربازان شرورش، قصد تصاحب دژِ کوه «سالامند سترون» را دارند تا گنج بزرگ گورکن‌های حاکم بر آن را به چنگ آورند. از سوی دیگر، شمشیر «مارتین» دلاور از دژ سرخ دزدیده می‌شود و «سمکیم» و «آرولا» از دژ سرخ خارج می‌شوند تا شمشیر را پس بگیرند. «مارا» و «پیکل» که از شیوه یکنواخت زندگی سالامند سترون خسته شده‌اند، به دنبال ماجرا‌جویی آنجا را ترک می‌کنند و همه شخصیت‌های خوب و بد داستان، درگیر ماجراهای سخت و تلخ و شیرین می‌شوند.

ماریل دژ سرخی

معرفی کتاب
دزد دریایی، «گابول وحشی» به کشتی حامل «جوزف ناقوس ساز» حمله می‌کند و ناقوس بزرگ را می‌گیرد و بی‌رحمانه جوزف و دخترش را به دریا می‌اندازد. «ماریل» به ساحل می‌رسد؛ اما حافظه‌اش را از دست می‌دهد و تنها وسیله دفاعی او تکه‌ای طناب گره زده است. وقتی ماریل به دژ سرخ می‌رود، همه‌چیز را به یاد می‌آورد. او مطمئن است پدرش مرده و سوگند می‌خورد انتقام او را بگیرد. ماریل با سه دوست بی‌باک و شجاع خود راه می‌افتد تا گابول را پیدا کند و به این ترتیب نبردی بزرگ آغاز می‌شود.

ماتیمیو

معرفی کتاب
«اسلاگار» روباه مدت‌ طولانی‎ به دنبال راهی برای اتنقامجویی است. او گاهی حتی از درد و سوزش زخم صورتش لذت می‌برد؛ چون می‎داند به زودی از کسانی که باعث این زخم شده‌اند، انتقام می‎گیرد. او مصمم است که دژ سرخ را ویران کند و موش جنگجو، «ماتیاس»، را بکشد و جوانان دژ را به بردگی بگیرد. آیا او می‎تواند بر شمشیر افسانه‌ای دژ غلبه کند و آیا نقشه‌اش برای گروگان گرفتن پسر ماتیاس، «ماتیمیو»، عملی می‎شود؟

جنگل گلخزه

معرفی کتاب
زمانی که تزار «مینا»، ملکه هزارچشم و حاکم جنگل گلخزه می‌شود، تصمیم می‌گیرد با پنجه پولادین خود بر جنگل‌نشینان صلح‌طلب حکومت کند و همه سمورها، جوجه‌تیغی‌ها، موش‌ها و سنجاب‌ها را دربرابر خود به زانو درآورد؛ اما «مارتینِ» دلاور و «گانف موشِ» دزد نیز تصمیم می‌گیرند او را به خاطر ظلم و بی‌عدالتی‌هایش مجازات کنند. آن‌ها جنگل‌نشینان را متحد می‌کنند و با روبه‌رو شدن با سربازان آموزش‌دیده، مهارت و جرئت خود را نشان می‌دهند و با حیله‌های موجودات موذی و شرور مقابله می‌کنند.

ماتیاس

معرفی کتاب
سال‌ها پیش، هنگامی‌که به بنیانگذاران سرزمین «گلخزه» حمله می‎شود، «مارتین»، موش شجاع و جنگجوی قوی، با آن‌ها می‎جنگد و همه را از آن سرزمین بیرون می‎کند. مارتین بعدها بر اثر جراحتی شدید، دگرگون می‌شود و دست از جنگاوری می‎کشد. او و همه موش‌های گلخزه سوگند می‎خورند که هرگز به هیچ موجودی آسیب نرسانند. حالا «دژ سرخ»، محل زندگی موجودات صلح‌جو است... . اهالی دژ و ازجمله «ماتیاس»، برای جشن تابستانی آماده می‎شوند که «کلونی تازیانه‌زن»، با ارتش خشنش از راه می‎رسد. او می‎خواهد دژ را تصرف کند. آیا ساکنان دژ می‎توانند دربرابر آن‌ها ایستادگی کنند؟

صورت زخمی

معرفی کتاب
این داستان درباره پسر نوجوانی است که به تازگی همراه خانواده‌اش در دهکده‌ای دورافتاده، به نام «لاگوپیل»، در خانه‌ای ویلایی ساکن شده است، دهکده‌ای که خانه‌هایی شیک دارد؛ اما کوچک‌ترین اثری از ساکنان آن‌ها نیست. قهرمان داستان روی صورتش جای زخمی دارد که از زیر چشم راستش شروع می‌شود و تا زیر چانه‌اش ادامه می‌یابد. او در دهکده لاگوپیل که به نظر خالی از سکنه می‎آید، به آزادی با مادرش قدم می‎زند، بدون آنکه نگران نگاه‌های مردم باشد. شبی که پسرک برای قدم زدن می‌رود، جلوی در ورودی یکی از خانه‌ها، صدای سگی که به شدت پارس می‎کند، او را می‎ترساند. شاید هم پسرک خیالاتی شده است! چون وقتی پدرش به کمک او می‎آید، سگی نمی‎بیند!