جدی و خوشحال و نارنجی
معرفی کتاب
«پارو»، بچهروباه بامزهای است که هر سال در مدرسه نمره بیست میگیرد تا با پدر و مادرش به سفر برود، این بار پارو برخلاف آنچه که پدرش «آقاروباچی» فکر میکرد دلش میخواست برای سفر به تالاب گاوخونی بروند. پدرش که میدانست برای رفتن به این سفر باید از کنار زایندهرود بروند و به دل آدمها بزنند و این یعنی خطر، مخالف سفر بود؛ اما... .
آدم ماهیها در شهر زیرآبیها
معرفی کتاب
«تاجطلا» یکی از فرشتههای قدرتمند خدا در بالای گنبد آسمان بود و دستیارانش در طبقات پایینتر با خوشحالی آواز میخواندند که یکدفعه صدای غمانگیزی شنیدند. «شاهپری» که از همه فرشتهها باهوشتر بود به دستور تاجطلا، نقشهای از جیباش درآورد تا متوجه شود که این صدا از کجاست، او متوجه میشود که صدا از شهر زیرآبیهاست و... .
عمو بازیافت ترس نداره که...
معرفی کتاب
این کتاب مصور سعی دارد کودکان را از همان دوران خردسالی با بازیافت و اهمیت مدیریت پسماند شهری آشنا کند.
در این داستان «اهورا» خردسالی است که از صدای ماشین مدیریت پسماند شهری میترسد، زیرا دو نفر از دوستانش از آن صدا میترسند و این ترس به او منتقل شده است. مادر و اطرافیان اهورا سعی میکنند تا ترس او از بین برود و متوجه مزایای بازیافت شود.
در این داستان «اهورا» خردسالی است که از صدای ماشین مدیریت پسماند شهری میترسد، زیرا دو نفر از دوستانش از آن صدا میترسند و این ترس به او منتقل شده است. مادر و اطرافیان اهورا سعی میکنند تا ترس او از بین برود و متوجه مزایای بازیافت شود.