قصّههای زیزیگولو: قصههای 3،2،1
معرفی کتاب
این کتاب شامل سه داستان کوتاه درباره شخصیتی خیالی به نام «زیزیگولو» است. «خانمی» اسم زن جوانی است که قصه مینویسد و شوهرش که او را «مهندس» صدا میکند، نقاشیهای کتاب را میکشد. اولین داستان، درباره خلق این شخصیت خیالی است. در قصه دوم، «امیر» پسرِ همسایه، به وجود زیزیگولو پی میبرد و با او دوست میشود و در قصه سوم، زیزیگولو صاحب اتاق کوچولویی میشود که خانمی و آقای مهندس برایش درست میکنند.
جیروجیروجیر قوروقوروقور
معرفی کتاب
این کتاب دربردارنده یازده شعر کوتاه است. «تابستونه»، «زنبوره»، «دماغ»، «منظور بد» و «مامانبزرگ»، نام بعضی از این اشعار است. در شعر مامانبزرگ، کودک از معلمش اجازه میخواهد تا مادربزرگش را به مدرسه ببرد تا او هم الفبا را یاد بگیرد. شعر «منظور بد»، درباره دخترکی است که به اشتباه، روی سبزهها پا میگذارد؛ ولی منظور بدی نداشته است و عذرخواهی میکند.
قفس
معرفی کتاب
نقاش قفسی با میلههای آهنی میکشد که گربه و شیری در آن زندانی هستند. حالا نقاش خسته است، او در اتاق را قفل میکند و میرود تا استراحت کند. نسیم بهاری که گویی منتظر بیرون رفتن نقاش است، مثل موجی جادویی وارد اتاق میشود و در فضای آن میپیچد و باعث جان گرفتن شیر و موش میشود! شیر و گربه به دنبال راه نجاتی میگردند تا خود را از قفس برهانند و... . در این داستان، کودکان میآموزند که مغرور نباشند و برای رسیدن به موفقیت، به یکدیگر کمک کنند.
روی پاهای خودم میایستم
معرفی کتاب
این داستان درباره پسر کوچولویی است که پدر و مادرش از هم جدا شدهاند؛ اما حالا پسرک دو خانه دارد. او در هر دو خانه احساس راحتی میکند. پسر کوچولو دلش میخواهد آنها دوباره با هم زندگی کنند؛ اما شاید هیچوقت این اتفاق نیفتد. چیزی که هرگز عوض نمیشود این است که در هر شرایطی پدر و مادر او را دوست دارند و این هرگز عوض نمیشود.
مگر لب زیپ دارد
معرفی کتاب
این کتاب شامل دَه شعر کوتاه است. شعرها درباره امام هشتم، «امام رضا» (ع)، مسجد، درخت، کتاب، باران و... است. «موفقیت رود»، «کوه تو عاشق است»، «صدای باران»، «با خوردن درخت»، نام بعضی از این اشعار است. در شعر «به گلها وحشی نگویید»، شاعر از آدمها میخواهد که به گلها نگویند وحشی، چون آنها زودرنج هستند. گلها دوست خاک و مانند گنج پرارزشند! و شعر «مگر لب زیب دارد» درباره کودکی پرحرف است که سوالهای زیادی دارد.
غریبة شب
معرفی کتاب
دخترک گرسنه است و مادر آب به او میدهد! او سعی میکند مادر متوجه شدت گرسنگیاش نشود؛ اما مادر میداند و شرمنده است. دخترک منتظر غریبهای است که هرشب برایشان نان و شیر میآورد؛ ولی اینبار انتظار به درازا میکشد و غریبه نمیآید. دخترک آن شب تا صبح خوابهای آشفته میبیند. آن غریبه کیست؟ و چرا دیگر نمیآید؟
نه! مدرسه جای دخترها نیست
معرفی کتاب
«سلمان» و «گلجان»، دو دوست جدانشدنی هستند و همه کارهای سخت را با هم انجام میدهند؛ آنها از تلمبه آب میکشند و از تپه خاکی بالا میروند تا آب را به خانههایشان برسانند؛ سپس مسافتی طولانی را طی میکنند تا نان بخرند و دوباره آن مسافت را برمیگردند. آنها همیشه با هم هستند تا اینکه مدرسهها باز میشود. سلمان به مدرسه میرود و گلجان جا میماند؛ چون پدرش فکر میکند مدرسه جای دخترها نیست!
چگونه فوراً به اعتماد، باور، نفوذ و رابطه دوستانه برسید: 13 راه برای ایجاد ذهن باز از راه گفتوگو باضمیر ناخودآگاه
معرفی کتاب
ایجاد حس اعتماد و باورسازی در چند ثانیه اول ارتباط با مشتری میتواند بر کل فرآیند فروش شما تاثیرگذار باشد. برای ایجاد حس اعتماد باید وارد گفتوگوی مستقیم با بخش تصمیمگیری مغز یا همان ضمیر ناخودآگاه شوید. نویسنده در این کتاب با چند عبارت کوتاه و چند تکنیک ساده شما را با روشهای تاثیرگذاری سریع بر مشتریان آشنا میسازد. ایجاد رابطه دوستانه، استفاده از کلمات جادویی برای برقراری رابطه دوستانه، تمجید صمیمانه و سوالات نابودکننده از جمله مطالب کتاب حاضر است.
با احتیاط باز کنید. خطر گازگرفتگی!
معرفی کتاب
راوی داستان قرار است داستان «جوجهاردک زشت» را تعریف کند که ناگهان سر و کله یک کروکودیل پیدا میشود، کروکودیلی بسیار بزرگ و ترسناک، اما او نباید اینجا باشد. کروکودیل که گرسنه است، حروف کتاب را میخورد و راوی سعی میکند جلوی او را بگیرد و کاری میکند که کروکودیل به خواب برود. درحالیکه کروکودیل خواب است، راوی روی او نقاشی میکشد، پاپیونی روی سرش، دامنی چیندار دور کمرش و... . با این کار کروکودیل بیدار میشود و... .