اگر این جور نبودیم
معرفی کتاب
شناخت نظم آفرینش و تناسب موجود در اعضای بدن، نگاه کودکان را به هستی دقیقتر میکند. مجموعۀ 55 جلدی «فکر، کودک، فلسفه» برای رشد فکری کودکان، آنها را به تفکر دربارۀ خود و جهان اطراف فرا میخواند. جلد بیست و نهم از این مجموعه ذهن کودکان را به توجه دقیقتر به نظام هستی حساس میکند. کتاب دوزبانه است. نویسنده نمونههایی از اعضای بدن را مثال میزند که اگر به شکل دیگری خلق میشدند، انسان به دردسر میافتاد.
کوچکهای خطرناک
معرفی کتاب
بیشتر ما متوجه خطراتی که در کمینمان هستند نمیشویم. مجموعۀ 55 جلدی «فکر، کودک، فلسفه» برای رشد فکری کودکان، آنها را به تفکر دربارۀ خود و جهان اطراف فرا میخواند. جلد بیست و هشتم از این مجموعه ذهن کودکان را به دقیقتر شدن در خطرها و آسیبهایشان حساس میکند. کتاب دوزبانه است. نویسنده نمونههایی از پدیدههای خطرساز را معرفی میکند و کودکان را به مراقبت و توجه بیشتر فرا میخواند.
قرمزی
معرفی کتاب
کتاب حاضر از مجموعه کتابهای «قصههای کوچولوموچولو» است و هشت داستان کوتاه دارد. «توپ پرتغالی»، «قابلمه خوشحال»، «سیب مهربان»، «شاه قوقولی» و «قرمزی» نام بعضی از این داستانهاست. داستان «قرمزی» درباره رنگ قرمز است. او دور سفره هفتسین میچرخد و فکر میکند که کجا باید باشد؟ روبان دور سبزه باشد یا ماهی داخل تُنگ؛ اما در همین وقت، تخممرغی وارد سفره میشود و دنبال رنگ قرمز میگردد. قرمزی هم سرتاپای تخممرغ را قرمز میکند.
بابا در باران آمد
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتابهای «قصههای کوچولو موچولو»، دربردارنده هشت داستان کوتاه است. «کدو تنبل»، «باران آمد»، «فیل» و «بابا در باران آمد» نام برخی از این داستانهاست. در داستان «بابا در باران آمد»، در شبی بارانی، «بالش»، منتظر آمدن باباست. بابا در باران میآید. او کفشهای خیسش را درمیآورد و در جاکفشی میگذارد، کفشهای دیگر خودشان را کنار میکشند. بابا دراز میکشد و سرش را روی بالش میگذارد، بالش صورت بابا را میبوسد و بابا استراحت میکند.
کیف قورقوری
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «قصههای کوچولوموچولو»، شامل هشت داستان کوتاه است. «ابر بازیگوش»، «مسابقه»، «روبان قرمزی» و «منو بتراش»، نام برخی از این داستانهاست. داستان «کیف قورقوری»، درباره کیفی است که گوشه کلاس نشسته است و به حرفهای خانم معلم گوش میدهد که ناگهان صدایی از شکمش میشنود؛ قور... قور... ! کیف میخواهد صحبت کند؛ ولی قورباغه کوچولویی از دهانش بیرون میپرد. بچهها جیغزنان زیر میزها پنهان میشوند. خانم معلم ابتدا بچهها را آرام میکند؛ سپس درباره زندگی قورباغه توضیح میدهد.
فوتم کن
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «قصههای کوچولوموچولو»، حاوی نُه داستان است. نام برخی از این داستانها به این ترتیب است: «بازیبازی»، «توت»، «بارطلا» و «فوتم کن». داستان «فوتم کن»، درباره بادکنک سفیدی است که میخواهد به جشن برود. او از باد میخواهد درون او فوت کند تا بزرگ شود. باد مقداری در شکم بادکنک میدمد؛ ولی بادکنک میخواهد بزرگتر شود، برای همین از باد میخواهد که بیشتر فوتش کند و ... سرانجام بادکنک میترکد؛ اما باد میداند چه کار باید بکند تا بادکنک را به جشن برساند.
با اینکه خیلی کوچکم
معرفی کتاب
یکی از اشتباهات انسانها ظاهربینی است. مجموعۀ 55 جلدی «فکر، کودک، فلسفه» برای رشد فکری کودکان، آنها را به تفکر دربارۀ خود و جهان اطراف فرا میخواند. جلد بیست و هفتم از این مجموعه ذهن کودکان را به موضوع ظاهر بینی، که یکی از موانع تفکر است، حساس میکند. کتاب دوزبانه است. نویسنده نمونههایی از پدیدههای به ظاهر بیاهمیت و کوچک را برمیشمارد که در عین کوچک به نظر رسیدن، کارکردهای مهمی دارند.
این را که میتوانم
معرفی کتاب
چیزهای کوچک بیاهمیت وبیفایده نیستند. مجموعۀ 55 جلدی «فکر، کودک، فلسفه» برای رشد فکری کودکان، آنها را به تفکر دربارۀ خود و جهان اطراف فرا میخواند. جلد بیست و ششم از این مجموعه ذهن کودکان را به این موضوع جلب میکند که نباید اشیای کوچک را بیفایده انگاشت و خود را از آنها محروم کرد. کتاب دوزبانه است. نویسنده نمونههایی از پدیدههای کوچک و کمارزش زندگی را مثال میزند که در جای خود فایده دارند.
من سود میرسانم
معرفی کتاب
زندگی انسانی بدون سودبردن و سودرساندن معنا ندارد. مجموعۀ 55 جلدی «فکر، کودک، فلسفه» برای رشد فکری کودکان، آنها را به تفکر دربارۀ خود و جهان اطراف فرا میخواند. جلد بیست و چهارم از این مجموعه ذهن کودکان را به موضوع سود رسانی حساس میکند. کتاب دوزبانه است. نویسنده نمونههایی از پدیدهها را یادآور میشود که به بشر سود میرسانند. در ضمن این کار، مخاطب ارزش برخی مشاغل و عشق به مفید بودن متوجه میشود.
شاخ بزغاله
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «قصههای کوچولوموچولو»، نُه داستان دارد. «مداد غمگین»، «معمع گمشده»، «دو همسایه»، «فرفره بازی» و «شاخ بزغاله» نام برخی از این داستانهاست. در داستان «شاخ بزغاله»، بزغالهای که شاخ ندارد، از گوساله میخواهد که شاخهایش را به او بدهد؛ اما گوساله قبول نمیکند. بزغاله کنار رودخانه میرود و از درخت میخواهد دو تا شاخ به او بدهد. درخت قبول میکند، بزغاله شاخها را روی سرش میگذارد و به آب نگاه میکند و بزغالهای را میبیند که با او حرف میزند. بزغاله از تعجب دو تا شاخ درمیآورد!