چطور تمساحها را میشمارند؟
معرفی کتاب
میمون حقهباز است و همیشه به همه کلک میزند. روزی چشمش به درخت انبهای در آن طرف رودخانه میافتد. او گرسنه است و میخواهد به درخت انبه برسد. میمون با حیلهای تمساحها را یکجا جمع میکند و از روی آنها عبور میکند و به آن طرف رودخانه میرسد. تمساحها متوجه حقهبازی میمون میشوند و برای همین است که عاشق خوردن میمون هستند.
تولهخرسهای بازیگوش
معرفی کتاب
پدرِ تولهخرسها به دنبال کسی میگردد که وقتی خانه نیست، از تولههایش مراقبت کند؛ چون آنها خیلی بازیگوش و حرفنشنو هستند. خرس پدر به هر کسی که بتواند این کار را انجام دهد، سه کیک عسلی میدهد. کلاغ و گرگ حاضرند از تولهها مراقبت کنند؛ ولی او قبول نمیکند؛ اما چرا خرس پدر نمیخواهد آنها مراقب بچههایش باشند؟
پروانه و موشک
معرفی کتاب
این کتاب شامل ده قطعه شعر برای کودکان است. در این اشعار هدف آن است که مفاهیمی مثل دفاع از حقوق مظلوم (ماجرای فلسطین)، مهربانی، دوستی، احترام به والدین، بخشندگی و توکل بر خدا آموزش داده شود. اشعار در قالب نو سروده شده است. در شعر «پروانه و موشک» آمده است: «وقتی تو بودی، در خواب شیرین ـــ یک بمب افتاد، روی فلسطین... »
به دستور پدر گرینویچ
معرفی کتاب
نویسنده با روایت داستانی تخیلی، ارزش زمان را یادآوری میکند. ساعتها به علت بدرفتاری آدمها تصمیم میگیرند به خواب بروند و دیگر کار نکنند. همهچیز به هم میریزد و خطوط هوایی و زمینی تمام کشورها دچار مشکل میشود. آدمها سعی میکنند با زور و تهدید ساعتها را مجبور به کار کنند؛ ولی نتیجهای نمیگیرند.
باغ نقاشی
معرفی کتاب
مجموعه اشعار این کتاب، با هدف آشنایی کودکان با برخی از پدیدههای طبیعی و غیر طبیعی به نظم درآمده است که میتوان به محیط زیست و نگهداری از آن، دریا و حیواناتی که در آن زندگی میکنند، موزه و وسایل نگه داشته شده در آن و... و نیز شناختن برخی از ویژگیهای اخلاقی مانند مهربانی، برقراری ارتباط و دوستی و... اشاره کرد.
بابابزرگ پنبهای
معرفی کتاب
این کتاب حاوی ۳ داستان کوتاه است. در داستان اول جوجهکلاغ گم شده است و کلاغها فکر میکنند گربهها او را خوردهاند. داستان دوم درباره لاکپشتی است که آرزو دارد به آسمان برود و در داستان سوم دختر کوچولویی پدربزرگش را به تازگی از دست داده است. او غمگین است؛ اما اتفاقی رخ میدهد که غمش را کم میکند.
آهوی ارغوانی
معرفی کتاب
آهوی ارغوانی رنگی در جنگل زندگی میکند و با همه حیوانات دوست است. روزی بعد از خوابی طولانی، آهوی ارغوانی متوجه میشود که گنجشکی روی شاخهایش لانه ساخته و تخم گذاشته است. آهو به خاطر اینکه تخمها آسیب نبینند و گنجشک مادر ناراحت نشود، از جایش تکان نمیخورد. روزها میگذرد و آهو فکر میکند که به زودی جوجهها از تخم بیرون میآیند؛ ولی او به شدت گرسنه و تشنه است و باید به دنبال غذا برود.