مجموعه داستانهای آن روزها
معرفی کتاب
کتاب حاضر حاوی ده داستان کوتاه است که تمام آنها درباره درس و مدرسه و معلم و بچههاست. «نامهها»، «مصیبت»، «درس عملی»، «شال گردن» و «تصمیم آقای مدیر» نام برخی از این داستانهاست. داستان «نامهها» درباره معلمی است که برای بچههای مدرسه درباره نماز اول وقت و درست خواندن آن سخنرانی میکند؛ اما وقتی خود به نماز میایستد، به علت عجله و حواسپرتی، بارها اشتباه میکند و... . «مصیبت» داستان معلمی را روایت میکند که به اجبار به روستایی میرود تا به بچهها درس بدهد. او به غیر از درس، درباره اخلاق هم با بچهها صحبت میکند و آنها را از حسد و دروغ و بدقولی و... منع میکند. روزی که به شدت سرما خورده است، مبصر کلاس که بچه بسیار درسخوانی است، صدا میکند و به او میگوید که میخواهد به شهر برود و... .
استاد مطهری
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتابهای «قطره و دریا» است که با دو داستان کوتاه، زندگی «مرتضی مطهری» را شرح میدهد. مرتضی در زمستان ۱۲۹۹، در روستای «فریمان» متولد شد. او در کودکی روح جستوجوگری داشت. از این رو، در آغاز نوجوانی، همراه برادر بزرگش، «محمدعلی»، برای یادگیری مقدمات علوم دینی به حوزه علمیه مشهد رفت. در سال ۱۳۴۶، مطهری و دوستانش، موسسه حسنیه ارشاد را ساختند و پابهپای شکلگیری انقلاب تلاش کردند. او شب شنبه، ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۸ به شهادت رسید.
تختی
معرفی کتاب
در این کتاب از مجموعه «قطره و دریا»، زندگی «غلامرضا تختی»، در دو داستان کوتاه، با نامهای «ابرهای قرمزرنگ» و «جهان پهلوان» روایت میشود. غلامرضا تختی در خانوادهای مذهبی در شهریور ۱۳۰۹ متولد میشود. او پسری مهربان و با گذشت است و پس از تلاشهای بسیار در سال ۱۳۲۹ به مقام قهرمانی کشتی ایران دست مییابد. از آن به بعد، مدالآوری تختی ادامه پیدا میکند تا اینکه قهرمان المپیک میشود. او در سال ۱۳۴۶ دیده از جهان فرو میبندد.
نیما
معرفی کتاب
در این کتاب که از مجموعه کتابهای «قطره و دریا» است، زندگی «نیمایوشیج» در قالب دو داستان کوتاه، با نامهای «فرزند کوهستان» و «کماندار برگزیده» ارائه شده است. «علی نوری» متخلص به نیمایوشیج در سال ۱۲۷۶ در «یوش» متولد میشود. او در سال ۱۲۹۹ در ۲۳ سالگی اولین شعر بلندش را چاپ میکند. نیما پدر شعر نو در ایران است.
میرزا کوچکخان
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتابهای «قطره و دریا» است و در قالب دو داستان کوتاه، به نامهای «قله پر از برف» و «سردار جنگل»، زندگی «یونسبن میرزابزرگ»، میرزا کوچکخان، را شرح میدهد. «میرزا کوچکخان جنگلی» معروف به «سردار جنگل»، در سال ۱۲۵۹، در محله «استادسرای» رشت متولد شد. در روزگار او، ایران اوضاع آشفتهای داشت. او برای آزادی و استقلال ایران، مبارزه با روس را شروع کرد و در ادامه با انگلیسیها جنگید. میرزا در سال ۱۳۰۰ در اثر سرما و خستگی در کوهستان جان باخت.
پروفسور حسابی
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه کتابهای «قطره و دریا» است که در دو داستان کوتاه، زندگی پروفسور «حسابی» را شرح میدهد. محمود روز چهارم اسفند ۱۲۸۱، در حوالی بازارچه «قوامالدوله» به دنیا آمد. او در جوانی به دانشگاه «سوربن» رفت و در رشتههای مختلف تحصیل کرد؛ سپس با پرفسور «فابری» ملاقات کرد. محمود با این دیدار، به این نتیجه رسید که فیزیک هدف غایی اوست. در سال ۱۳۶۸ محمود حسابی به عنوان مرد علمی جهان شناخته شد و در سال ۱۳۷۱ به رحمت ایزدی پیوست.
علیاکبر صنعتی
معرفی کتاب
در این کتاب که از مجموعه کتابهای «قطره و دریا» است، زندگی «علیاکبر صنعتی» در قالب دو داستان کوتاه شرح داده شده است. «علیاکبر» در روستای «کرون» کرمان به دنیا آمد. او در ششماهگی پدرش را از دست داد و مادرش او را به سختی بزرگ کرد؛ اما هنگاهیکه دیگر نمیتوانست هزینههای محمدعلی را تأمین کند، او را به یتیمخانه «صنعتیزاده» فرستاد. علیاکبر با کمک مسئولان یتیمخانه به مدرسه راه یافت و به نقاشی و مجسمهسازی روی آورد. او موفق شد هنر نقاشی را که اغلب مخصوص طبقه مرفه و روشنفکر بود، به کوچه و بازار بیاورد و مردم را با آن آشنا کند.
باغ طوطی
معرفی کتاب
این کتاب زندگی «میثم تمار» است. او در نوجوانی اسیر شده و به زنی به نام «ماجده» فروخته میشود که شوهرش در جنگ با ایرانیان ناپدید شده است. ماجده نام پسر نوجوان را «سالم» میگذارد و با گذشت زمان و آرامآرام، نگاههای نفرتانگیزش به سالم کم میشود و رنگ میبازد. با گذشت روزها، سالم با اینکه حرفهای ماجده را نمیفهمد؛ ولی متوجه لحن مادرانه او میشود. روزی که چادرها آتش میگیرند، سالم خود را به دل آتش میزند تا ماجده و پسر کوچکش را نجات دهد. او در مقابل چشمان شگفتزده مردم، همراه ماجده و پسر ک، از آتش بیرون میآید. آری سالم آنها را نجات داده است؛ اما او یک جوان عجم است!
باد و کاه
معرفی کتاب
موضوع این داستان درباره حوادث پیش از پیروزی انقلاب است. فصل خرمنکوبی است و «سلیم» همراه پدرش، «مشجلیل» به سختی مشغول کار است. مشجلیل در حالی که پادرد، امانش را بریده است، به پسر بزرگش، «علی» فکر میکند که به سربازی رفته است و ماههاست که خبری از او ندارند. از شهر خبرهایی میرسد، اوضاع به هم ریخته و همهجا شلوغ است. سلیم تلاش میکند تا این خبرها به گوش مادرش، «صفورا» نرسد؛ چون او به شدت نگران پسرش است و هر شب کابوس میبیند تا اینکه روزی سر و کله علی پیدا میشود و... . علی برای پدر و مادرش تعریف میکند که از سربازی فرار کرده است و... .
افسانه سیب ننهجون
معرفی کتاب
روز اولی که مادربزرگ «نگار» به خانه آنها میآید، با او هماتاق میشود و نگار متوجه سیب خوشآب و رنگی میشود که بین وسایل مادربزرگ است. او میخواهد سیب را گاز بزند که مادربزرگ سر میرسد و میگوید این سیب معمولی نیست و یک سیب جادویی و سخنگوست. آن روز وقتی پدر و مادر نگار از خانه بیرون میروند، مادربزرگ برای نگار قصهای میگوید و سفر نگار با سیب جادویی آغاز میشود. او به شهر قصهها میرود؛ اما آنجا دیگر رونق سابق را ندارد!