وروجک تازهوارد
معرفی کتاب
زمانی که «اینگه» به جزیره کوچک «بُرنهُلم» در دانمارک میرسد تا با مادربزرگش زندگی کند، نمیداند چه توقعی باید داشته باشد. مادربزرگ خشک و جدی است و مردم جزیره عجیب و غریباند. بچهها باید فقط دیده شوند؛ اما صدایشان درنیاید. اهمیتی ندارد که اینگه چهقدر برای خوب بودن تلاش میکند، باز هم شیطنت راهش را به درون او پیدا میکنند. عکسالعمل مادربزرگ و مردم جزیره در برابر این شیطنتها چیست؟
افسانهای تاریک و شوم
معرفی کتاب
این کتاب داستان «هانسل» و «گرتل» است؛ اما با روایتی تازه! پادشاه پیر میداند که به زودی میمیرد. به همین علت، پیرترین و باوفاترین خدمتکارش، «یوهان»، را صدا میکند و از او میخواهد که بعد از مرگش به پسرش نیز همچنان وفادار باشد. پادشاه از یوهان میخواهد که تمام قصر را به پسرش نشان دهد به غیر از یک اتاق و آن اتاقی است که نقاشی شاهزاده خانم طلایی در آن است. پادشاه معتقد است که اگر پسرش آن نقاشی را ببیند، حتماً عاشق دختر میشود و این عشق ممکن است به قیمت جان شاهزاده تمام شود!
یک شب فاصله
معرفی کتاب
خانواده «گرتا» که دوازده سال دارد، در یک شب از هم جدا میافتند. او با مادر و برادر بزرگترش، در نیمه شرقی آلمان باقی میمانند و پدر و برادر دوم گرتا به دنبال کار به آلمان غربی میروند؛ اما با ساخته شدن ناگهانی دیوار «برلین»، آنها دیگر نمیتوانند به خانه برگردند. گرتا میداند که نگاه کردن به دیوار و فکر کردن به آزادی خطرناک است؛ اما نمیتواند جلوی خودش را بگیرد... . پدر گرتا از او میخواهد تا از شرق دیوار به طرف برلین غربی تونل بزنند. آیا این کار ممکن است؟
لانه کاغذی
معرفی کتاب
«استیو» همیشه خوابهای جالبی میبیند. شبی که زنبور نیشش میزند، دوباره خواب عجیبی میبیند. خوابی که باعث میشود حالش بهتر شود. او در خواب ملکه زنبورها را میبیند که درباره برادر تازه متولدشدهاش صحبت میکند، برادری که با مرگ دست و پنجه نرم میکند. ملکه زنبورها به استیو میگوید که میتواند به نوزاد کمک کرده و مشکل ژنتیکی او را برطرف کند. استیو خوشحال و امیدوار است؛ اما نمیداند کی قرار است این کار انجام شود.
درخت آرزو
معرفی کتاب
کتاب حاضر داستان درخت بلوطی است به نام "قرمز" که سال های زیادی از عمرش می گذرد. او یک درخت آرزو است و مردم محل، آرزوهایشان را بر روی تکه های لباس می نویسند و به شاخه های آن می بندند. این درخت آرزو به همراه کلاغی به نام"بانگو" و سایر حیواناتی که در گوشه و کنار تنه اش پناه می گیرند، مراقب محله نیز هست.تا این که خانواده ای جدید به محله می آیند. بسیاری از ساکنان محله از این اتفاق ناراضی هستند و قرمز به عنوان یک درخت آرزو، سعی می کند بین آنها و اهالی ارتباط برقرار کند.
هفت چیز مهم
معرفی کتاب
در یکی از روزهای ماه نوامبر «آرتور اِووِنز» آجری را به طرف مرد آشغالجمعکنی، پرتاب میکند. شانس با آرتور یار است؛ چون آجر به شانه مر اصابت میکند و او نقش زمین میشود... . آرتور پس از سه هفته که در مرکز تأدیب نوجوانان میگذراند، به دادگاه میرود تا سرنوشتش مشخص شود. او اعتراف میکند که به خاطر کلاهی که مرد به سر داشته، او را با آجر زده است و بعد مشخص میشود که کلاه متعلق به پدر آرتور بوده که به تازگی فوت کرده است؛ اما آیا این تمام حقیقت است؟ یا دلایل دیگری نیز وجود دارد؟
لوبیای قهرمان
معرفی کتاب
هوای «کیوست» نیمهاستوایی است و در آن خبری از دود و دم یا گرد و خاک نیست. کیوست یک منطقه گردشگری است که در حال حاضر دوران رکورد اقتصادی را میگذراند؛ اما «لوبیا» و گروهی از رفقایش میدانند که چطور از هر کاری پول دربیاورند؛ البته نه همیشه! کار پیدا نمیشود و هرکس به فکر خودش است و این یعنی درآوردن یک «سِنت» هم برای یک بچه کار سختی است. خوشبختانه لوبیا با بقیه فرق دارد؛ هرچند همهچیز طبق برنامه پیش نمیرود.
آرزوهایم را به امانت نگهدار
معرفی کتاب
«سیاوش» پسر ۱۳ ساله جنوبی، در بحبوحه جنگ، به پدرش کمک میکند تا وسایل را پشت وانت بگذارند و از شهر خارج شوند؛ اما سوختن وانت در اوج گلولهباران شهر، سیاوش و خانوادهاش را برای فرار از دست عراقیها سرگردان میکند. پدر «قادر»، دوست سیاوش، به کمک آنها میآید تا با وانت او از شهر بروند؛ اما اسارت سیاوش، ماجرای تازهای را برای او و خانوادهاش رقم میزند.
اندوه بالابان
معرفی کتاب
موضوع این داستان، قاچاق پرندگان شکاری به کشورهای حاشیه خلیج فارس است. «مَندو» پسری نوجوان است که روی لنجِ ناخدا «سمیر» کار میکند. روزی که قرار است به طرف «شارجه» بروند، مسافری غریبه که جعبهای بزرگ و مرموز دارد، با آنها همسفر میشود. در طول سفر، مندو متوجه میشود داخل جعبه تعدادی پرنده زندانی هستند. مندو دلش میخواهد پرندهها را آزاد کند؛ اما نمیداند چرا ناخدا با مرد غریبه همکاری میکند!
اشباح جنگل سوخته
معرفی کتاب
نویسنده در این اثر زندگی دختری به نام "بلوط" را روایت میکند که در حادثه سقوط یک درخت، پاهایش آسیب دیدهاند. حادثهای که عدهای سعی دارند با باوری خرافی آن را به شوم بودن جغدها نسبت بدهند. اما بر خلاف بقیه پسرعموی بلوط رازهایی درباره جغدها میداند. رازهایی که گذشته و حال آدمهای شهر مرموز را به هم پیوند میدهد. بلوط هم ناخواسته درگیر ماجراهای عجیبی میشود که در پس پرده جریان دارند.