Skip to main content

نشانی روی آب و رد کبوترها

معرفی کتاب
«بی‌بی‌منظر» با شوهر بیمار و تنها پسرش، «قاسم»، در روستایی در آذربایجان زندگی می‌کنند. «الدار» نیز رزمنده میانسالی است که تعزیه‌دار روستا و شبیه‌خوان امام «حسین» (ع) است. «غلامحسین»، فرزند پیش‌نماز روستا و دانشجویی مذهبی است که در پخش اعلامیه‌های امام «خمینی» دست دارد و ساواک به دنبال اوست. غلامحسین در روستا پنهان می‎شود. در ادامه داستان، انقلاب به این روستا هم کشیده می‎شود و بعد از آن جنگ و بعد داستان تا سال ۱۳۸۸ ادامه می‌یابد. شایان ذکر است که هر فصل داستان از نگاه یکی از شخصیت‌ها روایت می‎شود.

گودال اسماعیلی

معرفی کتاب
کتاب حاضر حاوی چهار داستان کوتاه است. داستان‌ها درباره جنگ و مسائل مذهبی است. «قرار ملاقات»، «کوچ»، «سفارش» و «گودال اسماعیلی»، نام این داستان‌هاست. داستان آخر درباره گودالی در مناطق جنگی است که هر سال افراد زیادی به دیدن آن می‎روند و تحت‌تأثیر قرار می‎گیرند. در طول داستان با گفت‌و‌گویی که بین سه مرد جوان، میان‌سال و پیر، رد و بدل می‎شود، مشخص می‌شود که اولین نفری که به این گودال رفته، چه کسی بوده است و چرا نامش را اسماعیلی گذاشته‌اند.

نعلین‌های آلبالویی

معرفی کتاب
کتاب حاضر حاوی هشت داستان کوتاه است. «نعلین‌های آلبالویی»، نام یکی از این داستان‌هاست. در این داستان، «کمال»، «یونس»، «مهرداد» و «ساسان» به زیارت مقبرۀ عارفی به‌ نام «شیخاب» می‎روند، آن‌ها ابتدا راه را گم می‎کنند و درنهایت در مکاشفه‌ای شبانه قرار می‌گیرند؛ اما این مکاشفه برای هرکدام از آن‌ها متفاوت است. ساسان که درگیر اسفل مراتب طبیعیات است. مهرداد مهری به دل دارد و عاشق است. او آن ‌شب محبوبۀ خود را با نعلین آلبالویی می‌بیند که کنار آتش نشسته و چای می‌ریزد. یونس آگاه‌تر از ساسان و مهرداد، درگیر اموری ورای وجود خود در طبیعت و زیبایی‌های آن است و نگاهی عقلانی و گه‌گاه علم‌زده دارد؛ اما کمال از آنجا که معنای ولایت را می‌داند، دل به شیخ می‎دهد.

قرار مهنا

معرفی کتاب
«ابوفاضل» با هماهنگی حاج «سیدجواد» به سوریه آمده بود و در ساختمانی نزدیک حرم حضرت زینب(س)، مستقر شده بود؛ اما به جز نگهبانی بالای همان ساختمان، کار دیگری نمی‎کرد. او از سیدجواد خواسته بود او را جایی بفرستد که بتواند از تخصصش استفاده کند؛ چون او یک تک‎‌تیرانداز بود. ابوفاضل در دو سه سالی که در سوریه بود، سه بار به «ادلب» رفته بود. ارتش به زحمت منطقه «تل‌المسطومه» و «سیطره‌المسطومه» را حفظ کرده بود تا مردم عادی و غیرنظامیان، بتوانند از آنجا خارج شوند و حالا دستور رسیده بود باید از آنجا عقب‎نشینی کنند؛ اما....

سایه‌های باغ ملی

معرفی کتاب
حوادث این داستان، در تهران و سبزوار شکل می‌گیرند و به نوعی منعکس‌کننده فضای مبارزات سیاسی دانشجویان در آن دوران است. قهرمان اصلی داستان، دانشجویی است که علاقه‌مند به دیدگاه‌های دکتر شریعتی است؛ اگرچه در پس‌زمینه این حوادث، فضای عمومی کشور پس از کودتای ۲۸ مرداد بازخوانی می‌شود. اگر رکورد و بیکاری بعد از پایان جنگ دوم جهانی، «احمد» را وادار به مهاجرت نمی‏‌کرد، او همچنان در سبزوار می‎ماند و هرگز با صمد آشنا نمی‎شد. احمد اسم جبهه ملی را نخستین‌بار از دهان او شنیده بود و... .

سدا

معرفی کتاب
این کتاب حکایت زندگی زن و شوهری است که سال‌هاست در آرزوی بچه هستند. زن همه گوشه و کنایه‌ها را تحمل می‎کند، حتی تلاش خواهر و خاله شوهر را برای زن دادن شوهر تا اینکه متوجه می‌شود از طریق لقاح مصنوعی شاید در این سن هم بتواند باردار شود. خواهش و التماس‌های زن شروع می‌شود؛ اما به نظر شوهر از سن آن‌ها گذشته است. سرانجام مرد راضی می‌شود؛ اما دقیقاً وقتی به آرزویشان می‌رسند؛ مرد از دنیا می‎رود و طلبکارها تمام دارایی‌ زن را می‎گیرند. او که فکر می‎کند بچه بدقدم است، تصمیم می‎گیرد بچه را از بین ببرد و....

وضعیت بی‌عاری

معرفی کتاب
کتاب حاضر داستان عشقی است بین دو فرهنگ و دو دین که به دور از تمام مشکلات، انسانیت را جست‌وجو می‌کنند. داستانی که از زبان ۱۱ راوی روایت می‌شود و استیصال مادری را روایت می‎کند که بین میهن و شعائر دینی و فرزندانش باید یکی را انتخاب کند. «رام» شوهر «حلیمه» به دریا می‎رود و دیگر باز نمی‏‌گردد. حالا حلیمه مانده است و دو پسرش و «احلام»، مادر رام. جنگ شروع شده و همه خانه‌ها خالی است؛ اما آن‌ها مانده‌اند؛ چراکه احلام دل رفتن ندارد. پسرها هوایی شده‌اند و می‎خواهند به جنگ بروند و حلیمه تمام تلاشش را می‎کند تا جلوی آن‌ها را بگیرد؛ اما کار سختی است، تا کی می‎تواند به این کار ادامه دهد؟

من پناهنده نیستم

معرفی کتاب
کتاب حاضر داستان خانواده‌ای فلسطینی را روایت می‌کند که به علت حمله اسرائیل از سرزمین خود کوچ می‌کنند. راوی داستان زنی به نام «رقیه» است. روایتی که از مصیبت مردم این سرزمین و اجبار آن‌ها برای خروج از کشورشان آغاز می‌شود و با زندگی تلخ در نقاط مختلف جهان، به امید بازگشت به وطن و پشت سر گذاشتن وقایع ادامه می‌یابد و سرانجام با دیدار رقیه با پسر و نوه‌اش، پشت سیم‌های خاردار، در مرز جنوب لبنان و فلسطین به پایان می‎رسد؛ پنجره‌ای رو به آینده... .

تحریر دیوانگی

معرفی کتاب
این کتاب داستان زندگی مردی است که از زبان خود او روایت می‌شود. هنگامی‌که او پسربچه کوچکی است، بر اثر بمباران، تمام افراد خانواده‎اش را از دست می‎دهد و خودش زیر آوار می‎ماند. او بعد از دو روز از زیر آوار بیرون می‎آید و راهی پرورشگاه می‌شود. پسر کوچکی که مدام سرفه می‎کند و از درد استخوان به خود می‎پیچد. پسری که هیچ‌کس به فرزندی قبولش نمی‎کند.... سال‌ها بعد وقتی از کار اخراج می‌شود، همسرش او را ترک می‎کند. مرد جوان همچنان درگیر سرفه‌های مداوم است و تنهایی عذابش می‌دهد تا اینکه باخبر می‎شود شخصی به نام «سالار افخم» که نسبت دوری با او دارد، از دنیا رفته و تمام اموالش به او رسیده است! بعد....

پس از بیست سال

معرفی کتاب
«سلیم» همراه دو فرزندش در تاریکی شبِ دهم محرم، به دیدار برادرش، «زید»، می‎رود؛ چراکه او درخواست ملاقات با سلیم را کرده است. زید نیز همراه پسرش، «ابراهیم» است. «عبیدالله» به زید وعده داده است که اگر برادرش را از سپاه حسین(ع) جدا کند، نزد «یزید»، جایگاه ویژه‌ای دارد. زید و سلیم پسران یکدیگر را در آغوش می‎گیرند و برای لحظه‌ای فراموش می‎کنند که فردا در همین دشت خون یکدیگر را می‎ریزند. زید به سلیم می‎گوید که اگر از حسین دست بکشد، در امان است؛ اما سلیم چنین حیاتی را ننگ می‎داند و....