Skip to main content

مرد بهاری

معرفی کتاب
روستای «آق‌کند»، در برف محاصره شده است و روزهاست که هیچ‌کس نمی‌تواند به شهر یا روستاهای دیگر برود. «فرج» و «جمشید قصاب»، با کمک تفنگدارهای «سرخای» به جان مردم افتاده‎‌اند و هرکاری دلشان بخواهد، می‏‌کنند. دهدار مرده است و مردم منتظر دهدار جدیدند. یک روز غریبه‌ای با پای پیاده از کوهستان‌های برف‌گیر از راه می‌رسد و زمام امور روستا را برعهده می‌گیرد. او با قیه فرق دارد و تصمیم دارد همه کسانی را که به مردم ستم ‌کرده‌اند، تنبیه کند.

راهنمای تربیت تک‌شاخ

معرفی کتاب
«پیپ» می‎تواند حرف‌های حیوانات جادویی را بفهمد؛ گرچه هیچ‌کس باور نمی‎کند. او آرزو دارد در برنامه سه‌گانه «تریدنت» شرکت کند؛ اما نمی‎خواهد به پدر و مادرش اصرار کند تا او را به این برنامه ببرند؛ چون می‎داند آن‌ها علاقه‌ای به حیوانات ندارند. حالا پیپ می‎تواند با خاله «اِما» که مثل خودش عاشق حیوانات است، تابستان را در درمانگاه موجودات جادویی «کلاورتن» بگذراند و این فوق‎العاده است. پیپ در قفس راسوی بزرگ رنگین‌کمان است و مشغول سر و کله زدن با او که صدایی می‌شنود. وقتی بیرون می‎رود، خاله اِما را می‎بیند که بسیار دستپاچه است. چه اتفاقی افتاده است؟

راهنمای موجودات جادویی

معرفی کتاب
امروز روز معرفی مشاغل است و همه پدر و مادرها می‎خواهند شغلشان را معرفی کنند. برنامه در پارکینگ مدرسه اجرا می‎شود. پدر و مادر «پیپ» زمین‌شناس هستند؛ ولی پیپ عاشق اسب‌های تک‌شاخ است. خانواده «بارِرا» هشت اسب تک‌شاخ دارند. گوشه‌ای از پارکینگ مدرسه، عتیقه‌فروشی، ماشین قدیمی و عجیب و غربیش را گذاشته است، در گوشه دیگری، پدری گل‌فروش، یک عالمه گل چیده و در طرف دیگر، یکی از پدرها که آشپز است، بند و بساطش را پهن کرده است و... . پیپ اول از همه، به سراغ اسب‌های تک‌شاخ می‌رود. او می‎تواند با موجودات جادویی حرف بزند؛ ولی هیچ‌کس باور نمی‎کند. صبحت کردن با تک‌شاخ‌ها پیپ را به دردسر بزرگی می‎اندازد.

مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد، لطفاً مجدداً شماره‌گیری بفرمایید

معرفی کتاب
داستان این کتاب، داستانی تخیلی است درباره آلودگی محیط زیست و کره زمین. آلودگی آن‌قدر زیاد شده است که در تهران، هوا پر از موجودات ناشناخته شده است و پر از دانه‌های سیاه پرنده! مگس‌ها هجوم آورده‌اند! قهرمان داستان، دختر نوجوانی به نام «مریم» است. وقتی مریم شیر آب را باز می‎کند، منفجر می‌شود و به جای آب، حباب‌های آتش فواره می‎زند. تلویزیون اعلام می‎کند که متخصصین علت جرقه‌های آتش در آب را، نفوذ گاز «متانِ» حاصل از زباله‌های شهری می‎دانند و... . مریم به مرکز تحقیقاتی خود، یعنی کافی‌نت می‎رود! تا در این باره تحقیق کند و... .

سیمرغ پدر بزرگ من بود

معرفی کتاب
«سارک»، دخترخاله «پرستو»، تلفنی به او خبر می‎دهد که مرغ عشقش مرده است. پرستو در کمال ناباوری متوجه می‌شود که مرغ عشق او نیز مرده است! پدربزرگ همه ‎پرنده‌هایش را آزاد می‎کند؛ ولی این دو مرغ عشق را به سارک و پرستو می‎دهد و حالا هر دو در یک زمان مرده‌‏اند! آن‎ها می‎خواهند مرغ‎عشق‌ها را در باغچه دفن کنند؛ اما همین که هر دو را با هم در چاله می‎گذارند، مرغ‎عشق‌ها پرواز می‎کنند و می‎روند! مثل پدربزرگ که چند روز است رفته است و هیچ‎کس نمی‌داند کجا! آیا بچه‌ها می‎توانند پرنده‌هایشان را پیدا کنند؟ پدربزرگ کجا رفته است؟

سفر پر خطر

معرفی کتاب
اعضای «انجمن سرّی بندیکت»، قرار است در خانه آقای «بندیکت»، یکدیگر را ملاقات کنند. این‌بار درحالی‌که «رینی» و دوستانش برای تعطیلات با کشتی تفریحی به کشور «پرتغال» می‌روند، مأموریتی ویژه دارند. اعضای انجمن باید آقای بندیکت را از چنگ «کرتین» و نیروهای شیطانی‎اش درآورند. رینی و دوستانش با نقشه‌های اعجاب‌انگیز باید دوست عزیز و دستیارش را نجات دهند. آیا آن‌ها موفق می‌شوند؟

فاوست

معرفی کتاب
نمایشنامه «فاوست»، شاهکار «گوته» است و می‌توان آن را آئینه تمام‌نمای تفکرات گوته از سنین جوانی تا سال‌های پایانی زندگی‌اش دانست. شخصیت فاوست ریشه در افسانه‌های آلمانی دارد و بعضاً با شخصیت‌های حقیقی نیز ترکیب شده است. فاوست دانشمندی است که به سطح بالایی از دانش دست می‌یابد؛ اما به دلیل ابهامات بسیار زیادی که در دانش خود می‎بیند، ناامید است و به شادی واقعی نمی‌رسد. به همین دلیل، روحش را به شیطان واگذار می‎کند تا در ازای آن شادمانی و لذت دنیوی را به همراه دانش بی‌پایان به دست آورد.

خواهر عروسکی

معرفی کتاب
کتاب داستان دختری به نام "جینی" است که مادر معتادش(گلوریا) به زندان افتاده و او را به یتیم خانه سپرده اند و بعداً یک خانواده محترم او را به فرزندی قبول کرده اند. بیشتر کتاب به شرح ماجراهایی می پردازد که شخصیت داستان برای کشف هویت واقعی خود به عمل می آورد و برای این کار از خانه فرار می کند و در به دری و رنج های زیادی متحمل می شود.

این کتاب را ممنوع کنید

معرفی کتاب
کتاب مورد علاقه­ ی «امی­­ آن»، ممنوع شده! قهرمان کتاب‌خوان قصه ما، هرچه توی کتابخانه دنبال کتاب مورد علاقه‌اش می­ گردد، آن را پیدا نمی­ کند. کتابدار مدرسه می­ گوید این کتاب را از قفسه‌­ها جمع کرده­‌اند چون مادر یکی از دانش‌­آموزها آن را برای مطالعه بچه‌‌ها مناسب نمی‌داند. همیشه همه­ جای دنیا، آدم‌ هایی هستند که خیال می­ کنند می­ توانند به جای دیگران فکر کنند و تصمیم بگیرند! بچه‌‌های مدرسه، تصمیم می‌گیرند نشان دهند که این برداشت صحیح نیست. این کوشش‌ها، علاقه‌مندی بچه‌ها را نسبت به مطالعه در پی دارد؛ حتی کسانی که به مطالعه علاقه‌ای نداشته‌‌اند...

گل‌جمال: دو عاشقانه از ترکمن صحرا

معرفی کتاب
«ایلیار» در ساندویچی آقا «قهرمان» با «آبای» که یک افغان است، دوست می‌شود. آن‌ها یک‌بار دعوای مفصلی می‎کنند؛ ولی از آن به بعد، تبدیل به دوستان صمیمی می‎شوند. ایلیار عاشق خواهر آبای، «گل‌جمال»، می‌شود؛ اما ایران افغانی‌ها را بیرون می‌کند. پس آن‌ها به ناچار از ایران کوچ می‌کنند. برادرش می‌میرد و در بندر ترکمن دفن می شود. پدر سکته می‌کند و او هم می‌میرد. دَه سال بعد، ایلیار آن‌ها را پیدا می‌کند؛ ولی «گل‌جمال» بعد از نُه سال انتظار، با یک روستایی قزاق ازدواج کرده و... .