Skip to main content

عصر حجر پُر خطر

معرفی کتاب
کتاب حاضر حاوی ده بخش است و درباره زمانی است که انسان‌ها در غار زندگی می‌کردند و با شکار حیوانات زندگی را می‌گذراندند، انسان‌های اولیه‌ای که از پوست حیوانات به عنوان لباس استفاده می‌کردند. در بخش «رخدادنگاری عصر حجر»، از ۳۵۰۰ هزار سال پیش سخن می‌گوید، زمانی که مخلوقاتی به نام «انسان‌نما»، می‌توانستند روی دوپا راه بروند. قد این انسان‌نماها یک متر و بیست سانتی‌متر و حجم مغزشان ۴۰۰ سی‌سی بوده است؛ درحالی‌که انسان‌های امروزی حدود ۱۵۵۰ سی‌سی حجم مغزی دارند. بخش «عقاید عجیب» از زمانی سخن می‌گوید که انسان‌های عصر حجر به نوعی زندگی پس از مرگ معتقد شدند و به همین علت اشیای گرانبها را با مردگان دفن می‌کردند.

سلحشوران سیاه و دژهای دود‌زده

معرفی کتاب
این کتاب قصه سربازانی است که از سال‌های ۱۰۰۰ میلادی تا حدود ۱۶۰۰ سوار بر اسب می‌جنگیدند؛ مردان خطرناک و سلحشورانی سیاه‌پوش. قصه خانه‌هایی که در آن‌ها زندگی می‎کردند یا برای تصرفشان می‎جنگیدند، یعنی دژها؛ البته این داستان بیشتر درباره آقازاده‎های اسب‌سوار است. منظور حقایق خسته‌کننده درباره ساق‌بندها و زانوبندهایشان نیست؛ بلکه مطالب جالب توجهی درباره سنان‌های قلابدار و از جاکندنشان است! «رخدادنگاری»، «خون و خونریزی»، «دژهای دودزده» و «سلحشوران سیاه» نام برخی از بخش‌های این کتاب است.

لطیفه‌های شیرین

معرفی کتاب
این کتاب اقتباسی از کتاب «لطائف‌الطوائف» است که شامل لطیفه‌های طایفه‌ها و گروه‌های مختلف مردم می‌شود؛ حتی لطیفه‌هایی از شوخ‌طبعی پیامبر (ص) و امامان (ع) نیز نقل شده است. «مرد چشم سفید»، «پول زور بده»، «قربون آدم چیز فهم»، «حرف حق» و «سر بریده»، نام برخی از این لطیفه‌هاست.

دختر ماه: روایتی داستانی از زندگی حضرت فاطمه‌معصومه(س)

معرفی کتاب
کتاب حاضر مجموعه داستان‌هایی از زندگی حضرت «فاطمه معصومه» (س) است. مادر ایشان «تُکتم» نام داشت و وقتی وارد خانه امام «موسی‌بن‌جعفر» (ع) شد، نامش را «نجمه» ‌گذاشتند. امام با او ازدواج کرد و در روز یازدهم ذیقعده سال ۱۴۸ هجری، حضرت معصومه به دنیا آمد. از جمله داستان‌هایی که در این کتاب آورده شده است، اشاره به علم و درایت ایشان در زمانی کودکی است. ایشان به جای پدرشان، به سوالات مردم پاسخ می‌دادند.

عصای جنگلبان

معرفی کتاب
نویسنده در قالب داستان، با عصایی چوبین گفت‌وگو می‌کند، عصایی که به نمایندگی از درختان سخن می‌گوید تا تلنگری بر مسئولیت اجتماعی از یادرفته شهروندانی باشد که گاه ناخواسته و ندانسته به طبیعت و جنگل آسیب می‎زنند. راوی که خود نزدیک ۴۰ سال جنگلبان بوده و اکنون بازنشسته شده است، به پارکی در شش کیلومتری جاده «بجنورد» به «اسفراین» می‌رود و به سخنان اقاقیایی جوان گوش می‌دهد و... . هدف از این داستان، ارائه آموزش‌های لازم برای استفاده صحیح بازدیدکنندگان از طبیعت و حفظ سلامت گیاهان است.

ایلیاد

معرفی کتاب
«پاریس» پسرِ شاه «تروا»، «هلن»، همسر زیباروی «منلائوس» را می‌دزدد. پادشاه «آگاممنون»، برادر منلائوس، جنگی را علیه تروا آغاز می‌کند تا انتقام برادرش را بگیرد و تروایی‌ها را تنبیه کند. شجاع‌ترین فرماندهان آگاممنون او را در این جنگ همراهی می‌کنند. این ارتش بزرگ که «آخایوس» نام دارد، حدود نُه سال با ارتش تروا می‌جنگد؛ ولی نمی‌تواند تروا را شکست دهد تا اینکه... .

تام سایر

معرفی کتاب
این رمان شرح زندگی نوجوانی به نام «تام سایر» است که کنارِ رود «می‌سی‌سی‌پی» به دنیا آمده و بزرگ شده است. تام یتیم است و با عمه‌اش زندگی می‌کند و از مدرسه و کار متنفر است. او در حسرت زندگی پسری ولگرد و هم‌سن و سالش به نام «هاکلبری‌فین» است. او و دوست جدیدش، هاکلبری، تصمیم می‌گیرند دزد دریایی شوند. در این مسیر آن‌ها به رازهای وحشتناکی پی می‌برند و درگیر اتفاقات تازه‌ای می‌شوند.

گوژپشت نتردام

معرفی کتاب
«کلودفرولو»، معاون اسقف، عاشق دختری کولی به نام «اسمرالدا» شده است. او سعی می‌کند به کمک «کازیمودو»، ناقوس‌زن کلیسا که قوزی بزرگ روی پشتش دارد و بسیار بدشکل است، اسمرالدا را بدزدد. این دزدی با دخالت کاپیتان «فوبوس» ناکام می‌ماند و کازیمودو دستگیر می‌شود. هنگامی که در میدان اصلی شهر کازیمودو را شلاق می‌زنند، اسمرالدا که قلبی مهربان دارد، به او آب می‎دهد. این کار او باعث می‌شود که کازیمودو عاشق او شود. درحالی‌که اسمرالدا به فوبوس دل بسته است و... .

هاکلبری‌فین

معرفی کتاب
داستان این کتاب درباره پسری بی‌سرپرست، به نام «هاک» است که با دوستش، «تام»، پول‌هایی را که دزدان پنهان کرده‌اند، پیدا می‌کنند و ثروتمند می‌شوند. قاضی شهر، پول‌ها را برای بچه‌ها در بانک می‌گذارد و زنی تنها، هاک را به عنوان پسرخوانده می‌پذیرد. حالا هاک اتاقی مخصوص به خودش دارد و به مدرسه می‌رود؛ ولی سر و کله پدر هاک پیدا می‌شود. او پول‌های هاک را می‌خواهد. او هاک را می‌دزدد و به کلبه‌ای در اعماق جنگل می‌برد. چه سرنوشتی در انتظار هاک است؟

الف از ایران

معرفی کتاب
پدر «سهیل» عکاس است و برای مجله‌های مختلف عکس می‌گیرد. پدر و پسر شهر به شهر می‌گردند و از همه‌چیز عکس می‎گیرند. از یوزپلنگی که در قلب کوهستان، خرگوشی را شکار کرده است تا رُتیلی که وسط کویر خشک و سوزان سرگردان است. همه‌چیز خوب است به غیر چشم‌های سهیل که گاه و بی‌گاه تار می‌شوند و او نمی‌تواند جایی را ببیند. دکتر به پدر سهیل می‌گوید چشم‌های پسرش باید تخلیه شوند و آن‌ها باید برای سهیل چشم بخرند! ولی مگر چشم هم خریدنی است؟