یک جور خوشبختی
معرفی کتاب
پدر و مادر "فینلی هارت" قرار است از هم جدا شوند و تصمیم می گیرند فینلی را برای تعطیلات تابستان به خانه هارت ببرند، خانهی پدر و مادر پدری اش، در شهری که محل زندگی خانواده پدری اش است. فینلی اولین بار است که خانوادهی پدری اش را می بیند. او غمگین است و هیچ چیز در مورد آنها و راز وحشتناکی که پنهان می کنند، نمی داند.
انجمن یوزهای شریف
معرفی کتاب
کتاب حاضر قصه "سینا" ،" فیروز" و "شریف"، اعضای گروه نینجاهای شریف است که در ادامه ماجراجوییهایشان، تصمیم میگیرند خودشان دست به کار شوند و با جستجوی اطراف روستایشان، درمنطقه حفاظت شده کوه بافق، بچه یوزپلنگی را که مادرش را از دست داده، پیدا کنند و با نگهداری از آن جلوی انقراض این گونه درخطر را بگیرند. البته سینا، راوی رمان، برای پیداکردن این بچه یوز انگیزه مهمتری دارد....
بیهوشی
معرفی کتاب
«چِیس» از پشت بام سقوط کرده است و بر اثر ضربهای که به سرش وارد شده است، هیچچیز یادش نمیآید، هیچچیز! در بیمارستان از خواب بیدار میشود و میبیند مجبور است کل زندگیاش را از اول یاد بگیرد؛ حتی اسم خودش را. وقتی به مدرسه میرود، بعضیها مثل یک قهرمان با او رفتار میکنند و بعضیها از او میترسند! حالا برای چیس فقط یک مسئله وجود دارد. او قبلاً چه کسی بوده و قرار است چه کسی باشد؟
سوفی کوایر و کتابهای شگفتانگیز
معرفی کتاب
«باسلبرگ» شهری بود دستخوش یک دگرگونی بزرگ. این شهر قرنها خانه عجایب و غرایب بیشمار بود؛ موجودات و دستسازهایی که آدم انتظار دارد در قصههای پریان ، شعرهای کودکانه یا افسانهها پیدا کند؛ اما در سالهای اخیر، مردم به این میراث مظنون شده بودند و فکر میکردند این عناصر غریب، جلوی پیشرفت آنها را گرفتهاند. به این ترتیب جنبش «عاقلانه» متولد شد. در این جنبش، هر سال چیزهای جاهلانه سوزانده میشد و امسال نوبت کتابها بود! سوفی و پدرش کتابفروشی کوچکی دارند. او سعی میکند کتابها را نجات دهد؛ اما آیا میتواند کاری از پیش ببرد؟
دختر قصهگو
معرفی کتاب
ماجراهای این کتاب از زبان «بورلی کینگ» نقل میشود. او همراه برادرش «فیلیکس» برای مدتی به خانه عمویشان میروند و همبازی عموزادههایشان، «دن»، «فیلیسیتی»، «سیسیلی»، کارگری به نام «پیتر»، همسایهای به نام «سارا ری» و عمهزادهای به نام «سارا استنلی» میشوند. سارا استنلی همان دختر قصهگوست که داستانهای جالبی از خاندان کینگ را تعریف میکند.
الو... آرزو!
معرفی کتاب
«پوریا» عاشق فوتبال است. او همیشه در دروازه میایستد و کارش را خیلی خوب بلد است. روزی پوریا میبیند یکی از بچهها که اصلاً از فوتبال سر درنمیآورد، پیراهن تیم «لیورپول» را پوشیده است، تیمی که پوریا آن را خیلی دوست دارد. او سعی میکند پیراهن را از پسر بخرد؛ ولی قیمت آن خیلی گران است و پوریا با بهترین دوستش، «امید»، در حال پول جمع کردن هستند تا یک دستگاه «پلیاستیشن» بخرند. بنابراین، نمیتواند بهای پیراهن را بپردازد و... .
عشق در میان مرغها
معرفی کتاب
«جری گارنت» نویسنده داستانهای کوتاه، همراه دوست قدیمیاش، «اوکریج» و همسرش، برای راهاندازی یک مرغداری، از لندن راهی شهرستان میشوند. در بین راه و در قطار، گارنت به دختری دل میبندد و... . راهانداری مرغداری پیش میرود و از طرفی گارنت شب و روز برای به دست آوردن دلِ پدرِ محبوبش، پرفسور عصبی و زودرنج است و... .
پاورقیهای خطخطی
معرفی کتاب
«این کتاب شامل داستانهای کوتاهی است که در یک نگاه و با گذاشتن وقت بسیار کوتاهی، مثل صرف صبحانه، میتوان آن را خواند.» «قضاوت»، «حسود و قبطه»، «تصمیم مهم»، «احساس یک مادر»، «هر زنی زیباست» و «سوال خواستگاری»، نام برخی از این داستانهاست و مضمون آنها ارزشهای اخلاقی است. همچنین نویسنده عشق و محبت را پایه داستانها قرار داده و آنها را به خواننده یادآوری میکند. در داستان «قضاوت»، با آوردن خاطرهای از دکتر «حسابی» گوشزد میکند که هیچوقت، درباره هیچکس نباید قضاوت کرد.
تابع بینهایت و چند داستان دیگر
معرفی کتاب
کتاب حاضر دربردارنده ده داستان کوتاه است. هفت داستان نوشته نویسندگان ایرانی و سه داستان آخر از نویسندگان خارجی است. «دوم خواستگاری»، «سرزمین بوق»، «تالار سایه»، «تو میتوانی» و «تابع بینهایت» نام برخی از این داستانهاست. «تالار سایه» و «تو میتوانی» از نویسندگان خارجی هستند که اولی داستان دختری است که برای مراقبت از کودکان و کار در منزل، به خانهای میرود و... . داستان دوم درباره دختری است که خاطرات زیادی با پدربزرگش دارد؛ اما حالا پدربزرگ بیمار و خسته است و دختر سعی میکند به او کمک کند. داستان «تابع بینهایت» حکایت روزهای مدرسه و معلم و درس و... است.