Skip to main content

باغ طوطی

معرفی کتاب
این کتاب زندگی «میثم تمار» است. او در نوجوانی اسیر شده و به زنی به نام «ماجده» فروخته می‌شود که شوهرش در جنگ با ایرانیان ناپدید شده است. ماجده نام پسر نوجوان را «سالم» می‌گذارد و با گذشت زمان و آرام‌آرام، نگاه‌های نفرت‌انگیزش به سالم کم می‌شود و رنگ می‌بازد. با گذشت روزها، سالم با اینکه حرف‌های ماجده را نمی‌فهمد؛ ولی متوجه لحن مادرانه او می‌شود. روزی که چادرها آتش می‌گیرند، سالم خود را به دل آتش می‌زند تا ماجده و پسر کوچکش را نجات دهد. او در مقابل چشمان شگفت‌زده مردم، همراه ماجده و پسر ک، از آتش بیرون می‌آید. آری سالم آن‌ها را نجات داده است؛ اما او یک جوان عجم است!

نخلستانی از فانوس

معرفی کتاب
اتفاقات این داستان در صدر اسلام رخ داده است. «ابودحداح» در نخلستانش مشغول رسیدگی به قنات باغ است که اسبی وارد باغ می‌شود. ابودحداح خود را به اسب می‌رساند و اسب را زخمی و غرق در خون می‎بیند؛ اما خبری از سوار اسب نیست. ابودحداح رد سمّ اسب را می‌گیرد تا به مردی می‌رسد. مرد زخمی است و با آخرین نفس‌هایش از او می‎خواهد که دخترش را نجات دهد که به دست راهزنان اسیر شده است. شب از راه رسیده است؛ اما ابودحداح موفق می‌شود «غزاله» را نجات دهد و... . ابودحداح از غزاله می‌خواهد که با او ازدواج کند و غزاله دو شرط دارد. شروطی که پذیرفتنش برای ابودحداح کار راحتی نیست.

باد و کاه

معرفی کتاب
موضوع این داستان درباره حوادث پیش از پیروزی انقلاب است. فصل خرمن‌کوبی است و «سلیم» همراه پدرش، «مش‌جلیل» به سختی مشغول کار است. مش‌جلیل در حالی که پادرد، امانش را بریده است، به پسر بزرگش، «علی» فکر می‎کند که به سربازی رفته است و ماه‌هاست که خبری از او ندارند. از شهر خبرهایی می‌رسد، اوضاع به هم ریخته و همه‌جا شلوغ است. سلیم تلاش می‌کند تا این خبرها به گوش مادرش، «صفورا» نرسد؛ چون او به شدت نگران پسرش است و هر شب کابوس می‌بیند تا اینکه روزی سر و کله علی پیدا می‌شود و... . علی برای پدر و مادرش تعریف می‌کند که از سربازی فرار کرده است و... .

هزار و چند شب لیالی

معرفی کتاب
این کتاب حاوی چهارده داستان کوتاه است. «اِن دو برای دندان شماره سی و هشت»، «آینه فراموش نمی‌کند... حتی اگر رفته باشی»، «به وقت میزان» و «اندوه، سیگار و چند خاطره» نام برخی از این داستان‌هاست. «به وقت میزان»، درباره مردی است که در بیمارستان نیشابور، در بخش «سی‌سی‌یو» بستری است. او نماینده امور وقف آستان قدس در این شهر است. نیمه‌شب مسئول بخش سی‌سی‌یو با راننده این مرد تماس می‎گیرد و می‌گوید حاج‌آقا می‌خواهند که او هر چه سریع‌تر خودش را به بیمارستان برساند... . حاج‌آقا خوابی دیده و حالا می‌خواهد همان موقع به حرم برود. راننده به هر زحمتی است او را با آمبولانس راهی می‌کند و در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده است از حاج‌آقا می‌خواهد که شفاعت او را هم بکند؛ ولی او حتی به ذهنش هم نمی‌رسد که چرا حاج‌آقا همان لحظه می‌خواهد در حرم باشد!

لبه آب

معرفی کتاب
کتاب حاضر داستانی است که در دو زمان مختلف روایت می‌شود. بخشی از حوادث داستان در سال ۱۳۹۶ رخ می‌دهد و بخشی از اتفاقات به سال ۱۳۶۲ بازمی‌گردد. در ۱۳۹۶ چند روز از حمله تروریستی به مجلس ‌می‌گذرد؛ اما «سوری» هنوز نگران و بی‌قرار است. دیروقت است و «الیاس»، پسر سوری، هنوز به خانه بازنگشته است. عکسی از الیاس به همراه دو نفر دیگر، نشان می‌دهد که روز حمله، او جلوی مجلس بوده است و... . در سال ۱۳۶۲، «حبیب‌الله» و «رباب»، زوجی هستند که یکی از پسرانشان را در جنگ از دست داده‌اند و پسر دومشان، «حامد» هم ناپدید شده است. شبی که باران به شدت می‌بارد، جوانی زخمی به خانه آن‌ها می‌آید و در حالی که نام حامد را به زبان می‎آورد، بیهوش می‌شود.

شبح قنات

معرفی کتاب
این کتاب حاوی ده داستان کوتاه است که نام بعضی از آن‌ها به این ترتیب است: «دزد نامرئی»، «سوگند گل سرخ»، «غول‌های قبرستانی» و «شبح قنات». داستان «شبح قنات» درباره قناتی است که وقف امام حسین (ع) است؛ اما مردم حرمت آن را نگه نمی‌دارند و کنار آن ظرف و لباس می‌شویند و حمام می‎کنند. به تازگی آب قنات کم شده است و شب‌ها شبحی با بره‌اش اطراف آن پرسه می‌زند. «حسن» یکی از اهالی روستا به فکر می‎افتد تا راه‌حلی برای این مشکل بیابد.

بانوی کوچه زغالی

معرفی کتاب
این کتاب مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه است. «سودوکو»، «بانوی کوچه زغالی»، «رویاهای سپید» و «گل‌های صحرایی» نام برخی از این داستان‌هاست. داستان «بانوی کوچه زغالی» درباره زن جوانی است که به زیارت امامزاده صالح در تجریش رفته است؛ اما دختر سه‌ساله‌اش را گم می‌کند. کاسب‌های اسم و رسم‌دار بازار همه‌جا دنبال بچه می‌گردند؛ ولی هیچ اثری از او نیست. زن جوان در حالی اشک می‌ریزد و بی‌تاب است، به کوچه «زغالی» تجریش می‌رسد و جلوی در چوبی خانه‌ای متروکه، روی سکویی می‌نشیند تا نفسی تازه کند. ناگهان در باز می‌شود و زن جوان، صدای پیرزنی را می‌شنود که او را به داخل خانه دعوت می‌کند!

آدم‌شویی

معرفی کتاب
این کتاب حاوی شش داستان کوتاه است. «سهم من از جنگ»، «فرمانده»، «خط مقدم» و «آدم‌شویی»، نام برخی از این داستان‌هاست. قهرمانان داستان «آدم‌شویی»، «کاوه» و «رئیس» هستند. آن‌ها سال‌ها همسایه، دوست و هم‌کلاس بوده‌اند و هر دو با هم به جبهه می‌روند؛ اما رئیس دنبال درس و مدرک و عاقبت‌اندوزی می‌رود و کاوه در خط مقدم می‌ماند و می‌جنگد. او در کانال «کمیل»، ماسک خود را به صورت یکی از بچه‌های اطلاعاتی می‌زند و خودش گرفتار گاز خردل می‌شود. حالا بعد از گذشت سال‌ها، دیگر کپسول اکسیژن هم کارساز نیست. کاوه که با جمع کردن کیسه‌های بازیافتی زندگی را می‌گذراند، به اداره‌ای می‌رود که دوست قدیمی‌اش رئیس آن است تا شاید کاری برای او داشته باشد.

بهشت آدم

معرفی کتاب
قهرمان داستان، پدربزرگش را در خواب می‎بیند و از او می‌خواهد که مانند دوران کودکی، برایش قصه بگوید. پدر بزرگ داستان آدم و حوا و وسوسه شیطان را تعریف می‌کند و خوردن میوه‌ای را که خداوند ممنوع کرده است و آگاهی آدم و حوا بعد از خوردن میوه. کتاب نُه فصل دارد و هر یک از فصل‌ها داستان‌هایی درباره هبوط آدم و حوا به زمین، داستان هابیل و قابیل، آفریدن انسان به هیبت خدا و جانشینی انسان را روایت می‌کند. در پایان کتاب، قهرمان داستان از خواب بیدار می‌شود و متوجه می‌شود که کسی که در خواب دیده، حضرت آدم است.

هفت روز (خاطرات اسارت)

معرفی کتاب
روایت این کتاب از اتفاقات ساعات آغازین روز اول اسارات نویسنده است که تا ساعات پایانی روز هفتم آن به رشته تحریر کشیده شده است. شایان ذکر است که نویسنده برخی از وقایع و اتفاقات نابهنجاری را که در طول این هفت روز به وقوع پیوسته، بازگو نکرده است؛ اما تمامی مطالب، خاطرات و حوادث ذکر شده کاملاً حقیقی و بر اساس واقعیت است. نویسنده اول مرداد ۱۳۶۷ به همراه دوازده نفر از هم‌رزمانش به اسارات نیروهای عراقی درمی‌آید و... .