ماه را دنبال میکنم
معرفی کتاب
این کتاب ماجرای سفر بچهلاکپشتهای سبز از لانه به دریا است. آنها به کمک غریزه فوقالعادهشان و با دنبال کردن نور ماه، به جستوجوی خانه میروند. لاکپشتهای سبزِ ماده بیش از یکصد تخم را در لانههای زیرزمینی ساحلی ذخیره میکنند. بعد از دو ماه، بچهلاکپشتها از تخم بیرون میآیند، زمین را سوراخ میکنند، به سطح میآیند و به سوی دریا میروند. در این کتاب بهطور مختصر اطلاعاتی علمی درباره لاکپشتها به کودکان ارائه میکند.
من آفریده خداوندم
معرفی کتاب
کتاب من آفریده خداوندم با هدف خودشناسی و خودپذیری کودکان نوشته شده است. از جمله نکات برجسته این کتاب تصویرگریهای جذاب و دیدنی است که هنرمندانه در متن کتاب استفاده شده است.
کودکان و نوجوانان با خواندن این کتاب با ویژگیهای منحصر به فرد خود آشنا شده و متوجه میشوند که خداوند هر یک از آنها را با ویژگیها و مهارتهای بی نظیری آفریده است.
کودکان و نوجوانان با خواندن این کتاب با ویژگیهای منحصر به فرد خود آشنا شده و متوجه میشوند که خداوند هر یک از آنها را با ویژگیها و مهارتهای بی نظیری آفریده است.
اوکاپی شلوار گورخریاش را دوست دارد
معرفی کتاب
یک روز شامپانزه به اوکاپی گفت: «فکر میکنم تو شلوار گورخر را دزدیدهای، چون فقط پاهایت شبیه آنهاست»، اوکاپی گفت: «نه، اینها راهراههای پاهای خودم هستند و همیشه آنها را داشتهام». اوکاپی در عمرش یک گورخر هم ندیده بود. او باید واقعیت را میفهمید. باید میرفت و گورخرهایی را که شامپانزه گفته بود را میدید.صبح روز بعد، اوکاپی سفر پُرماجرایش را شروع کرد. دوست وفادارش طوطی هم همراهش رفت.
راز قلب بزرگ
معرفی کتاب
این کتاب داستان پسربچهای به نام ویکتور است. او هر یکشنبه بعد از ناهار، به دیدن مادربزرگش میرود. این یکی از لذتبخشترین لحظات زندگی ویکتور است؛ چون مادربزرگ برای ویکتور داستانهایی از دوران کودکیاش تعریف میکند، روزی مادربزرگ برای ویکتور داستان پدر جَد ویکتور یعنی قلب بزرگ! را تعریف میکند. قلب بزرگ، یک کلاه بزرگ سرخپوستی بزرگ با پَرهای رنگی داشت؛ کلاهِ قلب بزرگ جادویی بود و در دل خودش یک راز بزرگ داشت. باید با ویکتور و مادربزرگش همراه شد تا راز پدر جَد ویکتور یعنی قلب بزرگ و کلاهش را فهمید...
آزادی چه رنگیست؟
معرفی کتاب
کتاب ماجرای پسربچه ای به نام برونو و پدر و مادرش است که در دوران جنگ جهانی دوم، در یکی از روستاهای ایتالیا زندگی میکردند. زندگی در روستا برای برونو و پدر و مادرش خوب و آرام بود تا اینکه یک روز، صداهای ترسناکی از دورترها به گوششان رسید.
خودروهایی بزرگ و ترسناک با سرعت در جادهی آرام و خلوتشان رفت و آمد میکردند. خودروها سربازها را جابه جا میکردند.
سربازها بلند بلند سرودهای حماسی میخواندند. صداهای ترسناک هر روز نزدیکتر میشدند. برونو دیگر اجازه نداشت به پنجره نزدیک شود. جنگ شروع شده بود.
خودروهایی بزرگ و ترسناک با سرعت در جادهی آرام و خلوتشان رفت و آمد میکردند. خودروها سربازها را جابه جا میکردند.
سربازها بلند بلند سرودهای حماسی میخواندند. صداهای ترسناک هر روز نزدیکتر میشدند. برونو دیگر اجازه نداشت به پنجره نزدیک شود. جنگ شروع شده بود.
ماجراجویی در سد بزرگ مرجانی
معرفی کتاب
مجموعه بادی و اولیو یک مجموعه سه جلدی است که شامل داستانی هیجانانگیز همراه با اتفاقات جذاب و خواندنی است.در این کتاب کودکان و نوجوانان با دنیای اقیانوسها و موجودات زنده زیر دریاها آشنا میشوند. مخاطب علاوه بر مطالعه داستانی مهیج و جذاب، با انواع ماهیهای رنگارنگ دریاها، مرجانها، جلبکها، کوسهماهیها و سایر جانوران
اقیانوسها آشنا میشود و پا به دنیای ناشناختهها میگذارد. بادی و اولیو که برای تعطیلات خود در استرالیا به سر میبرند، لباسهای غواصی میپوشند و سفر هیجانانگیز خود را
آغاز میکنند...
اقیانوسها آشنا میشود و پا به دنیای ناشناختهها میگذارد. بادی و اولیو که برای تعطیلات خود در استرالیا به سر میبرند، لباسهای غواصی میپوشند و سفر هیجانانگیز خود را
آغاز میکنند...
خرگوش خانم و کت جادویی
معرفی کتاب
همه حیوانات با خوشحالی در برف بازی میکردند. اما خرگوش خانم بین آنها نبود. او از این همه بخشیدن موهایش به بقیه خیلی خسته شده بود. هنگامی که به حوض نزدیک شد، انعکاس تصویر خود را در آب دید. فریاد زد: «وای نه! چه بلایی سر خودم آوردهام؟ من دوست دارم موهایم را با بقیه قسمت کنم. اما انگار در این کار زیادهروی کردهام. حالا چطور خودم را گرم نگه دارم؟ »
من سیدجلال آلاحمد هستم: خانه پدری
معرفی کتاب
جلال آلاحمد نویسنده بود. هر از گاهی ترجمه نیز انجام میداد اما نویسندگی اوست که باعث شهرتش شده و دلیل معرفی او در کتاب حاضر است. این کتاب زندگی جلال را از زمانی که کودک بود و اتفاقات روزمره که در خانه پدر و مادرش میافتاد را مینوشت، تا زمانی که نوجوان شد و تصمیم گرفت راه ادبیات و نویسندگی را در پیش بگیرد، بازگو کرده است. بخشهایی از کتاب حاضر، از خاطرات خود جلال آلاحمد برگرفته شدهاند و به قلم خود او هستند.
آل احمد در زمینههای گوناگونی همچون علوم حورزوی، ادبیات فارسی، نویسندگی، سیاست و... مطالعاتی داشته و فعالیت کرده است.
آل احمد در زمینههای گوناگونی همچون علوم حورزوی، ادبیات فارسی، نویسندگی، سیاست و... مطالعاتی داشته و فعالیت کرده است.
من مصطفی چمران هستم: مرد روزهای سخت
معرفی کتاب
بسیاری از ما زمانی که به افراد معروف و مشهور فکر میکنیم فراموش مینماییم که تمامی این افراد در کودکی و جوانی انسانهای معمولی بودند که با استفاده از فرصتها و تلاش خستگی ناپذیر توانستند خود را در عرصهای مطرح نمایند و تفاوتهای بزرگ را رقم بزنند. بازگشت به سالهای ابتدایی این افراد و تماشای اولین گامهایی که آنها به سوی پیشرفت و رسیدن به قلههای موفقیت برداشتند میتواند برای کودکان امروز ایران انگیزه بخش و امیدآفرین باشد. ایران مهد دانشمندان و هنرمندان بزرگی است که نام هر کدام به تنهایی برای افتخار ورزیدن به آب و خاک میهن کافی است.
کتاب «من مصطفی چمران هستم؛ مرد روزهای سخت» برشی کوتاه از زندگی سیاستمدار، فیزیکدان و نظامی ایرانی است. دانشمندی که توانست به بالاترین مدارج علمی برسد اما روح پرهیاهوی او آرام نگشت و تلاش کرد با مبارزه و تلاش در راه آزادی و استقلال کشورهای مسلمان پاسخی معنادار برای زندگی خود بیابد. در این کتاب مردی قهرمان را شاهدیم که اصالت از همان کودکی در وجودش ریشه داشته و او را تبدیل به مرد روزهای سخت کرده است. روایتی از بنیان و ریشههای چمران از روحیهای لطیف اما جنگندهاش از همان دوران کودکی، که او را تبدیل به دانشمندی شجاع نمود.
در بخشی از کتاب مرد روزهای سخت میخوانیم: «پیرمرد زیر چراغ برق شهرداری از فکر من بیرون نمیرفت. بنابراین در دل تاریکی شب در آن سکوت پاییزی گذر پامنار، خودم را به پیرمرد رساندم. پیرمرد کنار آتش کوچکی چمباتمه زده بود. به او نزدیک شدم و سلام کردم. او لبخندی زد و با سر سلام داد. من با هراس کنارش نشستم و لقمه را از جیب کت بیرون آوردم و به پیرمرد دادم. او با نگاهی به من نگاهی انداخت و لقمه را گرفت. کنار آتش نشستم تا او لقمهاش را خورد. به بالاپوش نازک قهوهای رنگش با دقت نگاه کردم. لحظههای بعد از جا برخاستم و کت خاکستریرنگی که مادرم دوخته بود را درآوردم و روی دوش پیرمرد انداختم. او برخاست و کت را به تن من کرد و دگمههای آن را بست. چشمان من و پیرمرد در زیر نور چراغ برق به هم گره خورده بود. من چند قدم از دور شدم و شتابان در حالی که اشک میریختم به سوی خانه دویدم...»
کتاب «من مصطفی چمران هستم؛ مرد روزهای سخت» برشی کوتاه از زندگی سیاستمدار، فیزیکدان و نظامی ایرانی است. دانشمندی که توانست به بالاترین مدارج علمی برسد اما روح پرهیاهوی او آرام نگشت و تلاش کرد با مبارزه و تلاش در راه آزادی و استقلال کشورهای مسلمان پاسخی معنادار برای زندگی خود بیابد. در این کتاب مردی قهرمان را شاهدیم که اصالت از همان کودکی در وجودش ریشه داشته و او را تبدیل به مرد روزهای سخت کرده است. روایتی از بنیان و ریشههای چمران از روحیهای لطیف اما جنگندهاش از همان دوران کودکی، که او را تبدیل به دانشمندی شجاع نمود.
در بخشی از کتاب مرد روزهای سخت میخوانیم: «پیرمرد زیر چراغ برق شهرداری از فکر من بیرون نمیرفت. بنابراین در دل تاریکی شب در آن سکوت پاییزی گذر پامنار، خودم را به پیرمرد رساندم. پیرمرد کنار آتش کوچکی چمباتمه زده بود. به او نزدیک شدم و سلام کردم. او لبخندی زد و با سر سلام داد. من با هراس کنارش نشستم و لقمه را از جیب کت بیرون آوردم و به پیرمرد دادم. او با نگاهی به من نگاهی انداخت و لقمه را گرفت. کنار آتش نشستم تا او لقمهاش را خورد. به بالاپوش نازک قهوهای رنگش با دقت نگاه کردم. لحظههای بعد از جا برخاستم و کت خاکستریرنگی که مادرم دوخته بود را درآوردم و روی دوش پیرمرد انداختم. او برخاست و کت را به تن من کرد و دگمههای آن را بست. چشمان من و پیرمرد در زیر نور چراغ برق به هم گره خورده بود. من چند قدم از دور شدم و شتابان در حالی که اشک میریختم به سوی خانه دویدم...»
من سهراب سپهری هستم: اتاق آبی
معرفی کتاب
چه کسی میتواند به یاد لطیفترین و شاعرانهترین خیالها بیفتد و شعرهای سهراب سپهری در ذهنش زمزمه نشوند؟ سهراب کودکی آرام و خیالپرداز بود و انگار زبان طبیعت را خوب میدانست. در این اثر، کودکی سهراب سپهری، از زمانی که دبستانی بوده تا هنگامی که نوجوان بوده و ناچار به خداحافظی با اتاق آبی، روایت شده است.
احتمالاً شما هم عنوان «اتاق آبی» را شنیده باشید اما شاید ندانید که آن چیست و چه اهمیتی دارد. نویسنده در این اثر بهخوبی اتاق آبی را توصیف میکند.
احتمالاً شما هم عنوان «اتاق آبی» را شنیده باشید اما شاید ندانید که آن چیست و چه اهمیتی دارد. نویسنده در این اثر بهخوبی اتاق آبی را توصیف میکند.