هیچی نخودچی
معرفی کتاب
این کتاب از مجموعه «فکر فکر سه قصه» است و سه داستان کوتاه دارد. « هیچی نخودچی»، «کوفته قلقلی که نبود» و «یک ذره آفتاب»، نام این داستانهاست. در داستان اول، بخشش در روایتی کودکانه از زبان باد روایت میشود. داستان دوم درباره پخت کوفته قلقلی است و داستان سوم، قصه آدم برفیای را بازگو میکند که با «خورشیدخانم» معاشرت کرده و گرما خورده است و «ننهسرما» او را به خانه یخی خودش میبرد.
لولوی پشت شیشه
معرفی کتاب
این کتاب مجموعهای از ده شعر و داستان است. «گاو مامان»، «سفر با بچهدلفین»، «انگشتهایم»، جنگ با غذا» و «لولوی پشت شیشه»، نام برخی از این داستانهاست. در شعر «گاو مامان»، به نظر کودک حیف است که یک گاو کشته شود تا از پوست آن کیف بسازند. در «لولوی پشت شیشه»، کودک در خانه تنهاست. او همبازی ندارد و اسباببازیهایش با پنبه پُر شدهاند، آنها نه مهربان هستند و نه گرم. او آرزو میکند «لولو» راست باشد. کودک پشت پنجره مینشیند تا شاید لولو بیاید و با او بازی کند.
آرزوی پرده حصیری
معرفی کتاب
پرده حصیریِ کهنه، سالهاست که پشت پنجره آویزان است. او فقط یک آرزو دارد، آرزوی پرواز! پرده حصیری از باد میخواهد که او را به پرواز درآورد؛ اما پرده به میخ و قرقرهها وصل شده است. یک روز صبح، وقتی پرده از خواب بیدار میشود، میبیند پشت پنجره، پرده جدیدی آویزان است و درنهایت تعجب، متوجه میشود صاحبخانه قرار است او را دور بیندازد. روز بعد پرده کنار سطل زباله است. او غمگین و ناراحت به این فکر میکند که دیگر هرگز به آرزویش نمیرسد. در همین موقع بچهها به طرف او میآیند و... .
شربت آرزو
معرفی کتاب
جادوگر «دیوون» والامقام، عضو هئیت مخفی جادوگران و خاله جادوگر «پولچاپکن»، دچار مشکل بزرگی شدهاند. آنها با نزدیک شدن به پایان سال، هنوز نتوانستهاند قراردادشان را با «دیو جهنمی» بزرگ به پایان برسانند. دیوون و پولچاپکن، تصمیم میگیرند در ساعات پایانی سال، کمکاریشان را جبران کنند. «مااورتیزیو»، گربه جادوگر دیوون و «یاکوب قارقاری»، کلاغ خانگی خاله «دیروونی»، از نقشه جادوگرها سردرمیآورند و تلاش میکنند آن را به هم بزنند. آیا آنها میتوانند این کار را انجام دهند؟
مرغابی کارلینه
معرفی کتاب
«کارلینه» در کلبهای در حاشیه شهر زندگی میکند و کارش آشغال جمع کردن است. همه به او کارلینه «آشغال جمعکن» میگویند؛ اما از وقتی کامیونهای زبالهبر، شروع به کار کردهاند، دیگر کسی با کارلینه کاری ندارد تا اینکه روزی «امیل» مرغابیایی به او هدیه میدهد که لاغر و بیمار است و کارلینه از مرغابی مراقبت میکند. روزی متوجه میشود دیگر در خانه خوراکی برای خوردن ندارد. در همین لحظه، مرغابی یک تخم میگذارد و... .
در تعقیب اسکناسهای تقلبی
معرفی کتاب
کمیسر «ناگل» ماههاست که شاهد تجارت پول تقلبی در شهر «اشتاین بروک» است. این تجارت هر روز ابعاد بزرگتر و مخوفتری به خود میگیرد. در تمام این مدت، کمیسر دست به هر اقدامی زده، نافرجام بوده و حتی یک حمله موفق هم نداشته است. او مطمئن است که در میان افراد پلیس، جاسوسی وجود دارد که هربار جاعلان اسکناس را از حمله آنها باخبر میکند! حالا کمیسر ناگل فقط یک راه دارد. کمک گرفتن از «ادی ارلیش» و دوستانش، شش خلافکار درجه یک!
خوشتیپترین غول شهر
معرفی کتاب
«جرج» با لباسهای وصلهشده و صندلهای قهوهای، شلختهترین غول شهر است. او نمیخواهد شلخته باشد، به همین دلیلِ، به مغازهای میرودکه تازه باز شده است و برای خودش پیراهن، شلوار، کمربند، شالگردن، جوراب و کفش میخرد. حالا او خوشتیپترین غول شهر است. جرج در راه بازگشت به خانه حیوانات مختلفی را میبیند که هر کدام مشکلی دارند. او با لباسهایش مشکلات آنها را حل میکند؛ اما جرج دیگر لباسی به تن ندارد و از سرما میلرزد. چه اتفاقی برای او رخ میدهد؟
تاریکی
معرفی کتاب
«لازلو» پسربچهای است که در خانهای قدیمی زندگی میکند با سقفی که جیرجیر میکند، پنجرههای سرد و شفاف و پلکانی که به زیرزمین میرود. تاریکی همهجا هست؛ اما بیشتر وقتش را در زیرزمین میگذراند. لازلو از تاریکی میترسد و فکر میکند اگر به اتاق تاریکی نرود، او هم به اتاقش نمیآید؛ اما شبی، تاریکی به اتاق لازلو میرود و از او میخواهد که همراهش به زیرزمین برود. آیا لازلو خواسته تاریکی را قبول میکند؟ در زیرزمین چه اتفاقی رخ میدهد؟
قصههای نقلی
معرفی کتاب
این کتاب دربردارنده سی قصه برای سی شب یک ماه است. «آهوی باهوش»، «آب شیرین و شتر»، «خارپشت تویی»، «اسب سیاه خالدار» و «پلیکان تنبل»، نام برخی از این داستانهاست. داستان اول، درباره آهویی است که میخواهد برای آب خوردن کنار چشمه برود؛ ولی مار بزرگی آنجاست که همه حیوانات را اذیت میکند و... . در داستان دوم، پسر شیرشاه بیمار است و باید از چشمه شیرین آب بخورد. همه حیوانات میخواهند این کار را انجام دهند و... . در داستان سوم، «خسرو» توپش را برای خورشیدخانم پرتاب میکند؛ اما توپ به زمین و زیر درخت میافتد، هنگامی که خسرو میخواهد توپش را بردارد... . داستان چهارم، درباره... .
ماجراهای آقای خرمالو(2)
معرفی کتاب
کتاب حاضر حاوی چهار داستان است، به نامهای «دکتر»، «عروسی»، «پایت را بیاور بالا» و «هواپیما». در داستان اول، آقای دکتر به خانه آقای «خرمالو» آمده است و میخواهد در گوشهای ساکت، مطالعه کند؛ اما آقای خرمالو نمیگذارد دکتر به کارش برسد و مرتب مزاحم او میشود. او به دلایل مختلف از دکتر میخواهد که برایش دارو بنویسد. دکتر نه زیر درخت زردآلو، نه در اتاق، نه در زیرزمین و نه حتی در پشتبام آرامش ندارد. هنگامی که دکتر بالای دکل برق رفته است تا شاید بتواند کتابش را بخواند، آقای خرمالو و به دنبالش از دکل بالا میرود و... .