Skip to main content

استینک و یک شب خوابیدن کنار کوسه‌ها

معرفی کتاب
پدر و مادر «استینک»، برنده یک شب خوابیدن در آکواریم شده‎اند و حالا معلوم نیست این شب معرکه‌ترین خاطره استینک می‌شود یا عذاب‌آورترین شکنجه‌اش... . استینک عاشق کوسه‌هاست؛ اما آیا می‎تواند در همان اتاقی بخوابد که کوسه‌ها در آن شنا می‌کنند؟ او دیوانه چیزهای ترسناک و هیولاست؛ ولی شاید لازم نباشد به یک ماهی مرکب خون‌آشام این قدر نزدیک شود!

استینک و قورباغه عجیب و غریب

معرفی کتاب
«جودی» مثل یک کوسه نقره‌ای شنا می‌کند؛ اما «استینک» به خوبی او نمی‌تواند شنا کند و نفسش را زیر آب نگه دارد... . استینک بچه قورباغه‎ سه پایی پیدا می‎کند و بعد از آن حس قورباغه‌ای در او گُل می‎کند. او کشمش‌هایی می‌خورد که مثل مگس هستند و با کرم‌ها بازی می‌کند. آیا استینک می‌تواند به پسر قورباغه‌ای معرکه تبدیل شود؟

استینک و راه‌پیمایی شبانه زامبی‌ها

معرفی کتاب
چند روز بیشتر به انتشار جلد پنجم کتاب «کابوس در خیابان زامبی» نمانده است. کتاب که چاپ شود، «استینک» اولین نفر در صف است تا هر چه زودتر کتاب را بخرد و به راه‌پیمایی شبانه زامبی‌ها برود. استینک و دوستانش لباس زامبی درست می‌کنند و می‎خواهند رکورد یک میلیون دقیقه مطالعه را به دست آورند؛ اما استینک حرف‌هایی درباره زنده بودن زامبی‌ها شنیده است؛ یعنی ممکن است سر و کله آن‌ها پیدا شود؟

دختر شاه فرنگ

معرفی کتاب
«حسن کچل» با آنکه خیلی جاها رفته و با دشمنان زیادی جنگیده است؛ اما هنوز تنبل است. حسن خیلی غذا می‌خورد و هر روز چاق‌تر می‌شود و مادرش، «بی‌بی گل‌نسا» غصه می‎خورد و هر روز لاغرتر می‌شود. همسایه‌ها به بی‌بی کمک می‌کنند و نقشه‌ای می‌کشند تا حسن را دنبال کار و کسب درست و حسابی بفرستند. نقشه آن‌ها کارساز می‌شود و حسن از تنور بیرون می‎آید و به دنبال کار می‌رود؛ اما نمی‌تواند کاری پیدا کند تا اینکه بی‌بی گل‌نسا پیشنهادی به او می‎کند.

سرزمین دیوها

معرفی کتاب
جلد دوم از کتاب «پهلوان پشه»، حاوی ۱۵ داستان کوتاه به هم پیوسته است. حوصله حاکم سررفته است؛ او روی تختش نشسته است و انگشت شصت پایش را می‌مکد! حاکم از وزیر می‌خواهد تا پهلوان «حسن» را نزد او بیاورد؛ چون می‌خواهد تمام دنیا را فتح کند. حسن چاق و شکمو، در آخرین کارش، کوه دماوند را محکم نگه می‌دارد تا روی سر مردم نیفتد! حالا او تنبل‌تر از همیشه در تنورِ خانه خوابیده است که با داد و فریاد همسایه‎ها بیدار ‌شده و متوجه می‌شود که حاکم او را احضار کرده است. به همین علت فرار می‎کند تا اینکه به سرزمین دیوها می‎رسد.

غول بیابونی

معرفی کتاب
جلد نخست از کتاب «پهلوان پشه»، حاوی ۱۳ داستان کوتاه به هم پیوسته است. «بی‌بی گل‌نسا» روز و شب کار می‎کند تا شکم «حسن‌کچل» را سیر کند. حسن خیلی تنبل است و تن به کار نمی‌دهد و بی‌بی از این موضوع بسیار ناراحت است. همسایه‌ها به کمک بی‌بی می‌آیند و نقشه‌ای می‌کشند تا حسن‌کچل را از خانه بیرون کنند... . حسن به بیابان می‌رود و زیر درختی دراز می‌کشد؛ ولی هفت پشه از راه می‌رسند و یکی‌یکی روی سر کچل حسن، سُر می‌خورند. حسن در یک حرکت، همه آن‌ها را می‌کُشد و همان‌موقع حاکم و سربازانش از راه می‌رسند.

راز لِنا

معرفی کتاب
«لنا» دختر خوبی است و بسیار دوست‌داشتنی؛ البته فقط وقت‌هایی که پدر و مادرش سر به راه هستند و هر کاری که او می‌خواهد، برایش انجام می‎دهند؛ ولی متأسفانه کم پیش می‌آید که مامان و بابای لنا به حرفش گوش کنند. برای همین لنا سراغ جادوگری می‌رود تا پدر و مادرش را با جادو و جنبل به راه بیاورد؛ اما چرا هیچ‌چیز آن‌طور که لنا انتظار دارد، پیش نمی‌رود؟

نوربرت خر‌گردن

معرفی کتاب
«نوربرت خرگردن» کرگدنی است که در دشت‌های آفریقا زندگی می‌کند. او به همه‌چیز و همه‌کس بدگمان است و بسیار زورگوست. هیچ‌کس حریف هیکل قوی و بزرگ او نمی‌شود. حیوانات جنگل که دیگر از دست او خسته شده‌اند، دور هم جمع می‌شوند تا نقشه‌ای بکشند و نوربرت را ادب کنند. هر کدام از حیوانات پیشنهادی می‌دهد؛ اما هیچ‌کدام از روش‌ها قابل اجرا نیست تا اینکه «کارل چنگولی»، پرنده فضول با منقاری سرخ، برای ادب کردن نوربرت به روش خودش عمل می‌کند و... .

جودی دمدمی در دردسر حیوان‌های خانگی

معرفی کتاب
در جلد پنجم از مجموعه «جودی دمدمی و دوستان»، گیاه ونوسِ حشره‌خوار «جودی» که نامش «آرواره‎ها»ست، حال و روز خوبی ندارد و پژمرده شده است. جودی هر کاری می‌کند ؛ اما حال آرواره‌ها خوب نمی‌شود تا اینکه جودی «موشی»، گربه خانواده، را می‌بیند که کاغذی به پنجه‌اش چسبیده است و سعی می‌کند نظر جودی را جلب کند. جودی با خواندن آن کاغذ، راه درمان آرواره‌ها را پیدا می‌کند.

استینک دمدمی در سوپر تُندر

معرفی کتاب
این کتاب جلد چهارم از مجموعه «جودی دمدمی و دوستان» است. «جودی» و برادر کوچکش، «استینک»، در حیاط پشتی خوابیده‌اند و در آسمان دنبال ستاره دنباله‌دار «شرمن هُلم» می‌گردند؛ اما استینک نمی‌تواند ستاره دنباله‌دار را ببیند. جودی برای خوش‌حال کردن او، داخل چادر یک کهکشان کاغذی درست کرده و استینک را با ستارگان و دنیای آن آشنا می‌کند؛ ولی استینک خبر عجیبی می‌شنود، شهاب‌سنگ بزرگی در روسیه فرود آمده است! استینک نگران است که شهر «دریاچه گردن قورباغه» در خطر نابودی باشد و با شجاعت تمام می‌خواهد آن را نجات دهد.