Skip to main content

حلزون خرگوشی

معرفی کتاب
حلزون کوچولو دلش می‌خواهد بچه خرگوش باشد و مانند خرگوش با سرعت بدود. مامان و بابای حلزون می‌گویند که امکان ندارد پدر حلزون یک خرگوش باشد؛ ولی حلزون به حرف هیچ‌کس گوش نمی‌دهد تا اینکه پدربزرگ حلزون برایش توضیح می‌دهد که اگر داخل صدفش برود و چرخ بخورد، می‌تواند از خرگوش هم تندتر بدود.

هزار تا شکر 2

معرفی کتاب
کتاب حاضر با روایتی داستانی، نعمت‌های خداوند را می‌شمارد و به کودکان می‌آموزد که شاکر هر یک از این نعمت‌ها باشند. بچه‌ها برای برگ‌های رنگارنگ پاییز، برای سبزی و زیبایی بهار و حتی برای آفرینش زنبور عسل، خدا را شکر می‌کنند.

پیشی در انبار

معرفی کتاب
«پیشی» سه تا بچه‌گربه به دنیا آورده و در چند روز گذشته، از جایش تکان نخورده است. بالاخره از شدت گرسنگی تصمیم می‌گیرد به دنبال غذا برود؛ ولی همین که از انبار بیرون می‌رود، درِ انبار بسته می‌شود و پیشی پشت در می‌ماند. او نگران است و نمی‌داند چه‌کار باید بکند که موش از راه می‌رسد.

کتاب جادو

معرفی کتاب
در این مجموعه، داستان موشی و جادوگر را می‌خوانید. این دو، دوست‌های خیلی خوبی برای هم هستند. گاهی جادوگر به موشی کمک می‌کند و گاهی موشی مشکلات جادوگر را حل می‌کند. اما موشی بدون اینکه جادو بلد باشد، همیشه فکرهای بهتری به سرش می‌زند.

نردبان کوچولو می‌خواهد قد بکشد

معرفی کتاب
این مجموعه شامل ده داستان کوتاه است. هر داستان موضوعی ساده و جذاب دارد که بیشتر به بیان احساسات اجسام و حیوانات می‌پردازد؛ برای همین کودک می‌تواند در هر قصه از تخیلش بهره ببرد و به محیط اطرافش توجه بیشتری داشته باشد.

چرخونک و یک ریسه قصه

معرفی کتاب
این مجموعه شامل ده قصه است. قصه‌ها با بهره‌گیری از تخیل کودکان برای فهم ماجرای هر داستان، باعث جذابیت بیشتر کتاب شده‌اند. زبان طنزآمیز، ویژگی دیگری است که به زیبایی و ملموس شدن داستان‌ها کمک کرده است.

گورخر اشتباهی

معرفی کتاب
این مجموعه ده داستان کودکانه خلاق دارد. در هر داستان اتفاقاتی برای شخصیت‌های اصلی می‌افتد که فکرش را هم نمی‌کنید. دوست دارید اول با کدام‌یک از آن‌ها آشنا شوید؟ خر خوش‌خنده، چنگال فراری یا گربۀ شکمو؟

من یک موش هستم!

معرفی کتاب
در این داستان "موشی" می‌خواهد مادرش را غافلگیر کند.خاک و باد و دریاچه هم برای عملی کردن نقشۀ موشی به کمکش می‌آیند. او چه نقشه‌ای در سر دارد؟

منم بازی!

معرفی کتاب
یک روز "موشی" و مادرش به صحرا می‌روند. موشی در آن‌جا دوست‌های خیلی زیادی پیدا می‌کند و با آن‌ها بازی می‌کند. شما می‌توانید حدس بزنید دوستان موشی چه کسانی هستند؟

نه، نمی‌خوام!

معرفی کتاب
در این داستان "موشی" با مادرش قرار است آشپزی کند. او برای اولین بار است که شعله‌های آتش را می‌بیند و صدای سوختن چوب‌های خشک را می‌شنود. موشی با کارهایش به بچه‌ها هم یاد می‌دهد که نباید خیلی نزدیک آتش شوند و فقط از دور، زیبایی‌های آن را ببینند. دوست دارید با موشی بنشینید و به آتش نگاه کنید؟