Skip to main content

داستان باورنکردنی هارولد

معرفی کتاب
"هارولد می‌تواند با مدادرنگی بنفش خود هر چیزی که می‌خواهد را نقاشی کند. یک شب هارولد وارد باغ سحرانگیزی می‌شود. هیچ چیز در آن باغ نروییده است و اگر هارولد نمی‌دانست آنجا سحر شده است اصلا آن را "باغ" نمی‌نامید. حالا هارولد باید برای حل این مشکل، آن را با پادشاه مطرح کند. پادشاهی که در یک قلعه روی تخت راحت خود نشسته است و تاجی بر سر دارد. این پادشاه را هارولد به کمک مدادرنگی بنفشش باید خلق کند؛ پادشاه و خیلی چیزهای دیگر. حتی همان جادوگری که باغ را سحر کرده است. هارولد تا کجا می‌تواند این داستان باورنکردنی را ادامه دهد؟

هارولد و مدادرنگی بنفش

معرفی کتاب
"هارولد" می‌تواند هر چیزی را که می‌خواهد با مدادرنگی بنفش خود بکشد. او می‌تواند ماه را در آسمان نقاشی کند، مسیری را که می‌خواهد برود ترسیم کند، جنگلی کوچک فقط با یک درخت داشته باشد و اژدهای نگهبان درختش را آن‎قدر ترسناک بکشد که حتی خودش نیز از آن بترسد. اما او در همین کشف‌های جدید، خانه‌اش را گم می‌کند. هارولد دوباره دست به کار می‌شود و با مدادرنگی بنفش خانه‌های زیاد با پنجره‌های بی‌شمار می‌کشد. ولی هیچ‌کدام پنجرۀ اتاق خودش نیستند. باید کمی بیشتر فکر کند، به ماهی که در آسمان کشیده است نگاه می‌کند و چیزی را به خاطر می‌آورد...

خانه‌ی شادی

معرفی کتاب
در خیابانی که خانم "هاریت" زندگی می‌کرد مردم اصلا نمی‌خندیدند. سگ‌ها خوشحال نبودند و گربه‌ها میومیو نمی‌کردند. حتی پرنده‌ها هم آواز نمی‌خواندند. خانم هاریت فکری به ذهنش رسید؛ او خانه‌اش را رنگ کرد، روی سقف خانه‌اش خورشیدی بزرگ کشید، لبخندهای زرد بزرگی روی صندوق پستش نقاشی کرد و چترهایی با رنگ آبی در حیاط خانه‌اش گذاشت. همچنین تابلویی بر در خانه نصب کرد: خانۀ شادی هاریت. مردم از آن روز به بعد به آن‌جا می‌آمدند، در فنجان‌های آبی قهوه می‌خوردند و سگ‌ها و گربه‌ها و پرندگان نیز از کیک‌های خانم هاریت بی‌نصیب نمی‌ماندند. حالا همه شاد بودند. کسی می‌داند چرا هیچ‌کس تا قبل از این اتفاق شاد نبود؟

خواب پیچ‌پیچی

معرفی کتاب
"زی‌زی‌لی" زرافه‌ای کوچک است که برگ‌های پیچ‌پیچی درختان را دوست دارد. امروز که زیر یک درخت خوابیده بود، خواب می‌دید که دارد یک عالمه از این برگ‌ها را می‌خورد. خوابش انقدر سنگین و شیرین بود که اصلا متوجه نشد یک مار بزرگ، آرام‌آرام دارد دور گردنش می‌پیچد...

آش، بی‌آش

معرفی کتاب
"زی‌زی‌لی" یک زرافۀ کوچک است. او یک اخلاق بد دارد: سر هر چیزی زود قهر می‌کند. مخصوصا سر غذا. امشب هم تصمیم گرفته است آش کلمی را که مادرش پخته است نخورد و به جایش به اتاق برود و بخوابد. اما از گرسنگی زیاد به حیاط می‌رود تا از برگ‌های سبز درختان بخورد. او یادش رفته است که پاییز است و تمام برگ‌ها زرد شده و ریخته‌اند...

من زی هستم: دوست زی

معرفی کتاب
"زی" یک بچه قورباغه است. او یک دوست هم دارد که ساعات زیادی را با هم می‌گذرانند. آن‌ها خیلی شبیه هم نیستند. اما همدیگر را دوست دارند و از تفاوت‌های یکدیگر لذت می‌برند. طراحی کتاب به گونه‌ای است که در بیشتر صفحات، دوست زی، در بخشی از صفحه قرار دارد که می‌توان آن را به شکلی جداگانه ورق زد. این طراحی در کنار خواندن داستان، برای کودکان سرگرمی بیشتری فراهم می‌کند.

من زی هستم: بابابزرگ زی

معرفی کتاب
"زی" و پدربزرگش با هم خیلی بازی می‌کنند. پدربزرگ در همین بازی‌ها، چیزهای زیادی به زی یاد می‌دهد. امروز نوبت زبان‌درازی است. این کار اصلا برای قورباغه‌ها بد نیست و در شکار حشرات به آن نیاز دارند. زی، ناگهان زبانش را به خرطوم یک فیل می‌چسباند. واقعا فکر کرده است زورش به فیل می‌رسد؟

من زی هستم: مامان‌بزرگ زی

معرفی کتاب
"زی" یک بچه قورباغه است و مادربزرگش همیشه مواظب اوست. مادربزرگ به او گفته است هیچوقت نباید به ته آب بروی. از آن روز، زی این سوال در ذهنش ایجاد شده است که مگر ته آب چیست؟ شاید مادربزرگ آن‌جا یک گنج قایم کرده است، شاید یک پری آن‌جا زندگی می‌کند، شاید... شاید دلیل مادربزرگ به قشنگی حدسیات زی نباشد. مثلا شاید یک ماهی بزرگ و زشت...

من زی هستم: مامان زی

معرفی کتاب
"زی" و مادرش بعضی روزها به پیاده‌روی می‌روند. مادر زی این کار را خیلی دوست دارد. آن‌ها روزی یک تخم خیلی بزرگ می‌بینند. مادر پیشنهاد می‌دهد که روی آن یک نقاشی بکشند و آن را رنگی و قشنگ کنند. ناگهان تخم می‌شکند و چیزی از داخلش به آن‌ها نگاه می‌کند...

من زی هستم: بابای زی

معرفی کتاب
"زی" یک بچه قورباغه است و شبی تصمیم می‌گیرد همراه پدرش تا صبح بیدار بماند. آخر بعضی از حیوانات شب‌ها نمی‌خوابند؛ مثل وزغ‌ها و سیرسیرک‌ها. آن‌ها در کنار هم، صداهای زیبایی در شب تولید می‌کنند. درست مثل یک گروه نوازندگی. در تمام صفحات کتاب جز صفحۀ آخر، "زی" در قسمتی جداگانه قرار گرفته است که کودک بتواند آن را هم ورق بزند و جذابیت بیشتری برایش به وجود آید.