Skip to main content

قارقالاردا اؤلورلر!

معرفی کتاب
این داستان صحبت‌های پدر و پسری است که با هم به کوه‌پیمایی رفته‌اند. پدر، قهرمان بازنشسته‌ کُشتی است و پسر می‎داند که پدر غمی پنهانی دارد و چیزی او را می‌آزارد؛ اما او هیچ‌گاه راز درونش را برای کسی برملا نکرده است. به گفته‌ خودش، او مثل کبک می‌خرامید، مانند طاووس پر می‌آراست و مثل عقاب شکار می‌کرد. پدر می‌گوید کلاغ‌ها را دوست دارد، چون نه کسی را گول می‌زنند و نه به دام کسی می‌افتند. پدر از این که جوانان را به میان جمعیت و به تشک می‌کشاند و با خفت بر زمینشان می‌کوبید، دچار عذاب وجدان شده است!

بی‌سرزمین

معرفی کتاب
احمد چهارده ساله در شهری سرگردان است که او را نمی خواهد. بعد از فرار از زندگی ناامن و رنجی که در سوریه می کشید، پدرش را در سفری پرمخاطره در سواحل اروپا از دست داده و تازه وارد بروکسل بلژیک شده است. تقلا می کند تا تنهایی از پس زندگی خودش برآید، نه کسی را دارد نه جایی برای رفتن. امیدش را کم کم از دست می دهد. حالا او چگونه می تواند در دیار غربت سر کند؟

قول شرف

معرفی کتاب
«تونی» و «جوئل» دوران کودکی‎شان را با هم سپری کرده بودند. مادر تونی از وقتی که جوئل شش‌ماهه بود و مادرش سرِ کارش برگشت، نگهداری‌اش را به عهده گرفت. حالا آن‌ها دوازده‌ساله هستند و تقریباً در هیچ‌چیزی اتفاق نظر ندارند. تونیِ بی‌پروا و ماجراجو، تصمیم می‏‌گیرد با دوچرخه تا پارک ملی برود و البته می‎خواهد که حتماً جوئل هم همراهش باشد. جوئل سعی می‏‌کند او
را منصرف کند و حتی به پدرِ خودش متوسل می‎شود و فکر می‎کند پدر هرگز اجازه این کار را نمی‎دهد؛ اما پدر با کلی شرط و شروط اجازه می‌‏دهد و... .

جادوی دژ

معرفی کتاب
«میر‌مهنا» دزد دریایی معروف در زمان «کریم‌خان زند» بود که وارد مبارزه با هلندی‌ها شد. پدرش حاکم ریگ بود و آن زمان دو کمپانی خیلی معروف در خلیج فارس فعالیت می‌کردند. کمپانی هند شرقی متعلق به انگلیسی‌ها بود و هلند شرقی متعلق به هلندی‌ها. درواقع هلندی‌ها برای رقابت با انگلیسی‌ها و کمپانی هند شرقی، کمپانی هلند را راه‌اندازی کردند و با پدر میرمهنا وارد مذاکره شدند و جزیره خارک را در اختیار خودشان گرفتند. به همین علت، میرمهنا وارد مبارزه شد، قدرت را در بندر ریگ به دست گرفت و... .

دخترخاله‌ها

معرفی کتاب
داستان این کتاب درباره دو خواهر است که پدرشان برای آن‌ها دو خانه‎ کنار هم ساخته‎ است، خانه‎ای که حیاط مشترکی دارد. خواهرها هرکدام یک دختر دارند و دخترخاله‎ها هم میانه خیلی خوبی با هم دارند. آن‎ها به یک مدرسه می‌روند، سر یک کلاس می‌‏نشینند و با هم درس می‏‌خوانند. همه‎چیز خوب است تا اینکه روزی، وقتی که برای پدر خدابیامرزشان آش می‌‏پزند، با هم دعوا می‏‌کنند و کار به قهر می‏‌کشد! همه فکر می‏‌کنند که چند‌روز بعد آشتی می‏‌کنند؛ اما موضوع به همین سادگی نیست و... .

یاس در دیار دروغگویان

معرفی کتاب
یاس پسری است که با بچه های هم سن و سالش فرق دارد. صدای یاس آنقدر بلند است که می تواند مثل گردباد بپیچد، پنجره ها را بشکند و خرابی به بار بیاورد. بالخره یک بار ناخواسته با صدایش کاری می کند که میوه ها از درخت می افتند و مردم عصبانی روستا با القابی مثل جادوگر، شیطان و .. او را آزار می دهند. یاس روستا را ترک می کند. می رود و می رود تا از دیار دروغگویان سر در می آورد؛ سرزمینی که همه چیز در آن وارونه است، حتی حیوانات هم نمی توانند صدای واقعی خودشان را به زبان بیاورند و .... آیایاس می تواند این طلسم شوم را از دیار دروغگویان بردارد؟ آیا صدای جادویی اش می تواند به کمکش بیاید؟

اتاق تاریک

معرفی کتاب
این داستان درباره جنگ ایران و عراق است. «نرگس» دختری هفده‌ساله و ساکن تهران است که برادری به نام «مهرداد» دارد. مادرشان تحمل شنیدنِ مداوم و پی‌درپی صدای آژیر قرمز را ندارد. به همین علت، تصمیم می‌گیرند به روستای پدربزرگ و مادربزرگشان بروند. کل فامیل نیز آنجا هستند. همگی از این باهم بودن خوش‌حال هستند و از طرفی نگران خانه‌هایشان در تهران که هرلحظه ممکن است ویران شود. پسرخاله نرگس چشمانش در جنگ آسیب دیده و هرلحظه ممکن است کور شود... .

سایبانی برای زمین

معرفی کتاب
عنوان این کتاب کاملاً محیط زیستی است که با حال و هوای تهران بزرگ ارتباط دارد، به روزهای پر از دود و آلودگی که ساکنان تهران چندسالی است با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند. نویسنده واقعیت دردناکی را درباره تخریب باغ‌های پربار و باارزش کمربند سبز تهران، در قالب رمانی ماجراجویانه برای مخاطبانش به تصویر می‌کشد و از نوجوانی می‌گوید که به دلیل مشکل فراموشی ناگهانی پدربزرگش، درگیر مسئله تخریب باغ قدیمی و خانوادگی‌شان می‌شود و در این راه ماجراهایی برایش پیش می‌آید.

بهمن65

معرفی کتاب
کتاب حاضر حاوی پنج داستان به هم پیوسته است. راوی داستان دختر نوجوانی است که برادرش، «عباس»، به جبهه رفته است. او خواهربزرگ‌تری هم به نام «معصوم» دارد که البته میانه خوبی با هم ندارند و مرتب در حال جر و بحث هستند. معصوم به خواهر کوچکش می‌‏گوید بالاخره روی دست مادر می‌‏ماند؛ اما راوی داستان می‏‌خواهد نویسنده شود و اصلاً برایش مهم نیست که خانه‌داری و آشپزی بلد نیست. هروقت جایی بمباران می‎شود، داداش عباس زنگ می‌‏زند؛ ولی این‌بار تماس نگرفته است. پدر می‎رود تا سری به او بزند و... .

وقتی در آغوش کوه بودیم

معرفی کتاب
«میترا» دختر نوجوانی است که با بازگشایی مدارس، به کلاس دوم راهنمایی می‎رود. او تمام وسایلش را خریده و همه‌چیز برای فردا، اول مهر، آماده است؛ اما خبر حمله عراق به ایران، همه‌جا می‎پیچد و میترا و دوستانش، «راضیه» و «گلنار»، را نگران می‏‌کند. جنگ بر تمام ابعاد زندگی دخترها تأثیر گذاشته است، بر مدرسه رفتنشان، غذا خوردن و خوابیدنشان و حتی تفریحشان! پدر روی شیشه‎ها را چسب می‌‏زند و پتوی سربازی‎اش را با میخ به پشت پنجره می‏‌کوبد... . چند روزی است که راضیه مثل همیشه شاد و شنگول نیست و میترا فکر می‏‌کند با او قهر کرده است؛ اما چرا؟