جنگاوران جوان: جادوگر شمال
معرفی کتاب
ویل در نخستین مأموریت خود به جنوبیترین منطقه پادشاهی میرود تا تنها تفنگدار آنجا باشد. در منطقه جدید، همه چیز آرام است و همه اهالی به جز یک نفر با او کنار میآیند. در ادامه و طی رویدادهایی، ویل متوجه میشود که برای پیدا کردن راز جادوگری خطرناک، باید در هیئت نوازندهای دورهگرد به سرزمینهای شمالی برود. کتاب پیش رو شرح ماجراهایی است که برای او در این مسیر اتفاق میافتد.
حماسه؛ سرآغاز
معرفی کتاب
کتاب پیش رو جلد اول از یک سهگانه و در بر دارنده داستانی است که بر اساس زندگی اشو زرتشت، پیامبر ایران باستان نگارش یافته است. در این جلد، پادشاهی به نام «پتش خوآرگر» ماجراهایی را رقم میزند. در کالبد رمان بازآفرینی فضاهای کهن و داستانهای اوستا وجود دارد. در انتهای کتاب نیز درباره برخی نامها و واژهها توضیحاتی درج شده است.
جنایتکار اعتراف میکند
معرفی کتاب
خواننده این کتاب، دفترچه یادداشتی را پیدا کرده است که در آن، نویسنده از مخاطب تقاضای کمک کرده است. نویسنده این دفترچه امیدوار است که خواننده آدم ترسویی نباشد چون با خواندن صفحههای این دفترچه، حوادث عجیب و غریب و ترسناک زیادی وارد زندگیاش خواهد شد. بنابراین، مخاطب با آغاز مطالعه این رمان، یک اثر خوفناک را مطالعه خواهد کرد.
رئال مادرید
معرفی کتاب
سودای مسابقه با تیم نوجوانان رئال مادرید، نوجوانان ماجراجوی آبادانی را به امارات و دبی میکشاند. در غربت اما رؤیاهای آنها تبدیل به کابوس میشود. در این میان یکی از فوتبالیستهای قدیمی به فریادشان میرسد و بچهها به زمین مسابقه میرسند، اما در ادامه با رویدادهای دیگری مواجه میگردند. کتاب با زبانی ساده و روان نوشته شده است.
آقای هنشاو عزیز
معرفی کتاب
یادداشتهای روزانه و نامه نوشتن دو راه ساده برای تمرین نویسندگی به شمار میرود. این داستان ماجرای نامهنگاریهای پسر کوچکی به نام لی باتس است که با مادرش زندگی میکند و شاگرد جدید مدرسه است. معلم لی برای پیشرفت بچهها در نامهنویسی، از آنها میخواهد به نویسندهای نامه بنویسند. لی هم تصمیم میگیرد برای نویسنده محبوبش، آقای هنشاو نامه بنویسد. زبان اثر ساده و روان است.
مسافران سرزمین خورشید
معرفی کتاب
کوهپری دختری است که در تصادف یک دستش فلج شده، صورتش سوخته و مادرش را از دست داده است. او پدرش را مقصر میداند و از او متنفر است. کوهپری به شدت افسرده و گوشهنشین شده و حتی به مدرسه نمیرود. پدرش، منوچهر، او را به خانه مادرش در روستا میبرد تا آب و هوایی عوض کند و حالش بهتر شود؛ اما اتفاقات جدیدی برای او رخ میدهد.