Skip to main content

گفت‌و‌گوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره رنگ‌ها

معرفی کتاب
«رهی» پسری خیال‌پرداز است و علاقه زیادی به داستان‌های علمی ـ تخیلی دارد، مانند داستان‌های «ژول‌ورن». داستان بین دنیای واقعی و دنیای فانتزیِ شخصیت اصلی در نوسان است و نویسنده با ایجاد دو لحن متفاوت توانسته است بین این دو دنیا تمایز ایجاد کند. رهی با الگو‌برداری از شخصیت یکی از داستان‌هایی که خوانده است (ماتیفوی نیرومند)، به جزیره گنج می‌رود تا با پولی که در آنجا به دست می‌آورد، برای خودش یک دوچرخه شیک بخرد. او در عالم رویایی خود، با جادوگر بزرگ آشنا می‌شود و ماجراهای هیجان‌انگیزی را تجربه می‌کند.

وقتی سه‌پایه‌ها به زمین آمدند

معرفی کتاب
«اندی» و «لاری»، به پیشنهاد اندی به این سفر می‌آیند و به اصرار او از سمت چپ رودخانه حرکت می‌کنند که باعث شده راهشان کیلومترها دور شود. وقتی هوا تاریک می‌شود، آن‌ها به مزرعه دور‌افتاده‌ای می‌رسند و تصمیم می‌گیرند شب را در انبار کاه بمانند؛ اما نیمه‌شب با صدای وحشتناکی بیدار می‌شوند. گویی چندین قطار با هم به دیوار انبار کوبیده‌اند! آن‌ها از پنجره انبار چیزی می‌بینند که حتی تصورش را هم نمی‌کردند. نیمکره‌ای بزرگ به رنگ سبز و خاکستری، مانند کاسه‌ای در میان زمین و هوا، واژگون است و چیزی بلند و باریک، مثل پایه‌ای دراز و کشیده در هوا می‌چرخد و روی زمین ثابت می‌ماند!

دختری که می‌دانست: حس ششم

معرفی کتاب
«کتیس» بر اثر تصادف دیگر نمی‎تواند راه برود. او فلج شده است! روزهای اول کتیس عصبانی و غمگین است. او که دختری پرجنب‌و‌جوش است، نمی‎تواند بپذیرد که دیگر هرگز نمی‎تواند راه برود؛ ولی بعد از مدتی، متوجه تغییراتی در خودش می‌شود. مثلاً او می‎تواند حس کند که کسی به زودی وارد اتاق می‎شود و اینکه دقیقاً چه می‎گوید. او حتی می‎تواند مدادی را که روی زمین افتاده است، به حرکت درآورد و آن را به سوی خودش بکشد! او چیزهای زیادی می‎بیند! چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ این احساسات از کجا آمده‌اند؟

سیاه زیبا

معرفی کتاب
راوی داستان، کره اسب زیبایی به رنگ سیاه است. داستان از اولین سال تولد کره اسب آغاز می‎شود، زمانی که شیر مادرش را می‌خورد و در کنار او راه می‎رود. «سیاه‌زیبا» نامی است که صاحبش برای او انتخاب می‌کند، صاحبی مهربان که او و مادرش را بسیار دوست دارد و مراقب آن‌هاست. هنگامی‌که سیاه‌زیبا بزرگ‌تر می‌شود، به او افسار و لگام می‌زنند و به پاهایش نعل می‎بندند و سرانجام او را به مردی به نام « اسکورگوردن» می‌فروشند. حالا او در خانه جدیدش است و ماجراهای زیادی پیش رو دارد.

در تعقیب اسکناس‌های تقلبی

معرفی کتاب
کمیسر «ناگل» ماه‌هاست که شاهد تجارت پول تقلبی در شهر «اشتاین بروک» است. این تجارت هر روز ابعاد بزرگ‌تر و مخوف‌تری به خود می‎گیرد. در تمام این مدت، کمیسر دست به هر اقدامی زده، نافرجام بوده و حتی یک حمله موفق هم نداشته است. او مطمئن است که در میان افراد پلیس، جاسوسی وجود دارد که هربار جاعلان اسکناس را از حمله آن‌ها باخبر می‎کند! حالا کمیسر ناگل فقط یک راه دارد. کمک گرفتن از «ادی ارلیش» و دوستانش، شش خلافکار درجه یک!

ضامن‌های معتبر

معرفی کتاب
این کتاب مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه است. موضوع داستان‌ها، مسائل اقتصادی است و با زبان طنز روایت می‌شود. مسائلی مانند بانکداری در ایران، دلال‌بازی در مسکن، رباخواری و نزول، تنبلی و تن‌پروری اقتصادی، اطاله دادرسی. در داستان «ضامن‌های معتبر»، آقای «ناصری» به دَه میلیون وام بانکی احتیاج دارد؛ اما نمی‌تواند ضامن پیدا کند. وقتی برای دوست قدیمی‌اش، «کاوه»، ماجرا را تعریف می‌کند، کاوه راه‌حلی به او پیشنهاد می‌کند که دیگر نیازی به وام ندارد.

سهم من از درخت سیب

معرفی کتاب
این کتاب مجموعه‌ای از دَه داستان کوتاه است. «صندوقچه»، «گیس‌بریده»، «دخمه»، «گمشده» و «درخت سیب»، نام بعضی از این داستان‌هاست. در داستان «صندوقچه»، مادربزرگ صندوقچه‌ای دارد که به دقت از آن مراقبت می‌کند، درش همیشه قفل است و کلید آن به گردنش. دخترک خیلی دلش می‌خواهد بداند داخل صندوقچه چیست که این‌طور مادربزرگ به آن خیره می‌شود و به خلسه‌ای عمیق فرو می‌رود. دخترک هزار جور نقشه می‌کشد که چطور کلید را از مادربزرگ کِش برود، وقتی مادربزرگ می‌خوابد، وقتی به حمام می‌رود، وقتی سراغ باغچه می‌رود، ... .

مأموریت در قصر

معرفی کتاب
این رمان که حال و هوای تاریخی دارد، به موضوع توجه‌کردن امام کاظم (ع) به یکی از یاران خود (علی بن یقطین) که در کاخ هارون الرشید عباسی نفوذ کرده و منصب وزیر اعظم را گرفته است، می پردازد. رمان در سه فصل روایت می شود. یقطین در عین پرده‌پوشی و تقیه، ارتباط بین خودش و امام و شیعیان را حفظ می‌کند تا بتواند نسبت به انجام وظایف خود در راستای حمایت از شیعیان اقدام کند.

جنون سرعت: ارثیه آقای پامپ

معرفی کتاب
آقای «جان آرچیبالد پامپ»، میلیونر معروف، احتیاج به یک آبدارچی زبده، با توانایی اسکیت‌سواری دارد! یازده نفر برای این کار مراجعه می‌کنند؛ ولی هیچ‌کدام در امتحان اسکیت قبول نمی‌شوند. آقای پامپ، به سرعت علاقه زیادی دارد. او می‎خواهد کارها خیلی سریع انجام شود. او خودش نیز با تمام سرعت کارهایش را انجام می‌دهد و ناهارش را در سه دقیقه می‌خورد! آقای پامپ با ماشین مسابقه‌ای تصادف می‌کند و کشته می‌شود؛ چون در کیلومتر ۲۴۸، لاستیک می‎ترکد. او صد میلیون دلار دارایی به جا گذاشته است و فقط دو خواهرزاده دارد؛ اما... .

مقصد نیویورک: ارثیه آقای پامپ

معرفی کتاب
«ژو»، «زت» و «ژوکو» که با هواپیمای «اچ ۲۲» پرواز کرده‌اند، در جزیره‎ای ناشناس فرود می‎آیند و متوجه می‌شوند جزیره متعلق به دولت فرانسه است. مردی که از طرف این دولت آنجاست، هواپیما را توقیف می‎کند. بچه‎ها به طور معجزه‌آسایی بنزین پیدا می‎کنند و می‌توانند دوباره هواپیما را راه بیندازند. این‌بار برفراز قطب شمال سوخت هواپیما تمام می‌شود و آن‌ها مجبورند فرود بیایند. زت و ژو در سکوت و سرما، صداهایی می‎شنوند و فکر می‌کنند اسکیموها هستند؛ اما وقتی نزدیک می‎شوند... .