سلفی با خرابکار
معرفی کتاب
کتاب «سلفی با خرابکار» رمانی برای نوجوانان است. در داستان یونس، یک نوجوان کنجکاو، در یک نمایشگاه عکس انقلابی، تصویر مردی را میبیند که شبیه یکی از اقوامش است. او با دیدن این عکس، به دنبال یافتن حقیقت است و با سوال پرسیدن از خانوادهاش، به نتیجهای نمیرسد. در این میان، معلم پرورشی مدرسهاش به او کمک میکند و یونس با کمک او، عکس را به مادربزرگش نشان میدهد. مادربزرگ با دیدن عکس سکته میکند و یونس که از این بابت ناراحت است، تصمیم میگیرد عکس را از قاب بردارد. در پشت عکس، نامهها و عکسهای دیگری از همان مرد ساواکی پیدا میشود که نشان میدهد او زنده است. یونس با این کشف جدید، ماجراهای بیشتری را تجربه میکند و در نهایت به حقیقت ماجرا پی میبرد.
مغناطیس سیاه؛ فریب جنگل هزارپیچ
معرفی کتاب
کتاب «مغناطیس سیاه: فریب جنگل هزار پیچ» جلد دوم از مجموعه فانتزی شش جلدی «مغناطیس سیاه» است. این کتاب ماجراهای سه شاهزاده نوجوان را روایت میکند که در جستجوی حقیقت و یافتن قندیل مقدس هستند. آنها پا به جنگل هزارپیچ میگذارند، جایی که پر از تلهها و خطرات است و باید با نیروهای تاریکی مبارزه کنند تا حقیقت را کشف کنند. در این جلد، شاهزادهها که به دنبال کلید نجات سرزمینشان هستند، وارد جنگل هزارپیچ میشوند. جنگلی که هزارتوهای پیچدرپیچ و کورهراههای بیانتهایی دارد. آنها در این سفر با چالشها و موانع زیادی روبرو میشوند و باید از دامهای پرخطر عبور کنند. این کتاب به بررسی موضوعاتی مانند حقیقت، تاریکی، انتخاب و فداکاری میپردازد و در عین حال، به لایههای عمیقتری از شخصیتپردازی و جهانسازی میرسد.
مغناطیس سیاه؛ فرمان تاسیوس
معرفی کتاب
کتاب «مغناطیس سیاه: فرمان تاسیوس»، جلد اول از یک مجموعه شش جلدی فانتزی است. این کتاب داستان سه شاهزاده نوجوان را روایت میکند که متوجه میشوند حقیقت در سرزمینشان پنهان شده و در پی کشف آن برمیآیند. آنها سفری پرخطر را آغاز میکنند تا پنج نشانهی نقشهی زرین را پیدا کنند و چراغدان گمشدهای را بیابند که کلید نجات سرزمینشان است. داستان با فرار پیرمردی که حامل رازی مهم است، در جنگلی مهآلود آغاز میشود. او قطرات عرق و نفسهای سنگینش نشان از اضطراب و تلاشی برای حفظ یک راز دارد. در ادامه، مخاطب با سه شاهزاده نوجوان آشنا میشود که در سرزمین تارسیا زندگی میکنند و متوجه میشوند که حقیقت در سرزمینشان پنهان شده و تاریکی همه چیز را احاطه کرده است. آنها تصمیم میگیرند برای یافتن حقیقت، سفری پرماجرا را آغاز کنند و در این راه با نیروهای خبیث و موانع بسیاری روبرو میشوند. در این سفر، آنها باید پنج نشان از نقشهی زرین را پیدا کنند و چراغدان گمشدهای که کلید نجات آنها و سرزمینشان است را بیابند.
کارگاه جادو
معرفی کتاب
کتاب «کارگاه جادو» یک داستان فانتزی و معمایی برای نوجوانان است. این کتاب جلد اول از مجموعه «ماجراهای استوارت هورتن» است. داستان درباره استوارت هورتن، پسری ده ساله است که با پیدا کردن نامهای قدیمی، به کارگاهی مرموز راه پیدا میکند. در این کارگاه، او با وسایل اسرارآمیزی مواجه میشود و متوجه میشود که عموی پدرش، یک شعبدهباز معروف، سالها قبل ناپدید شده است. استوارت باید در این دنیای جدید و پر از رمز و راز، با چالشها و خطراتی روبرو شود و در عین حال از دست سه قلوهای فضول و مزاحم همسایه هم فرار کند.
کوزتهای دهه شصت
معرفی کتاب
کتاب «کوزتهای دهه شصت»، داستانی نوستالژیک و طنزآمیز است که به مقایسه زندگی در دهه شصت و زندگی مدرن امروزی میپردازد. این کتاب، داستان زندگی مادری است که در دهه شصت، با وجود کمبودها و سختیهای اقتصادی، با روحیه امید و تلاش، زندگی را پیش میبرد. نویسنده کتاب، در این داستان، به شکلی طنزآمیز، به ویژگیهای جوانان دهه شصت اشاره میکند و در عین حال، به احترام و اطاعت از والدین در آن دهه نیز اشاره دارد. در مقابل، دختر این مادر، که در نسل جدید زندگی میکند، با دنیای مدرن و چالشهای آن دست و پنجه نرم میکند. این کتاب با زبان طنز، تفاوتهای این دو نسل را در زمینههای مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به تصویر میکشد و حس نوستالژی و زیباییهای از دست رفته دهه شصت را در خواننده زنده میکند.
کشتی پرنده
معرفی کتاب
«کشتی پرنده» یک رمان تخیلی است. این کتاب داستان چهار دوست را روایت میکند که یک کشتی کوچک دارند که میتواند پرواز کند و آنها را به سفرهای خیالانگیز ببرد. کشتی میتواند به قدری بزرگ شود که کودکان در آن سوار شوند و به هر جایی که آرزو دارند سفر کنند و وقتی به آن نیازی ندارند دوباره کوچک شود تا در جیبشان جا بگیرد. این کتاب به مخاطب کمک میکند تا رؤیاپردازی کنند و به کشف دنیاهای جدید بپردازند. در داستان میخوانیم: «کشتی کوچکی است در حدود شش اینچ که با چوبی کهنه و تیره تراشیده شده... «فکر میکنید من میتوانم آن را بخرم؟» سپس پیرمردی حرف عجیبی میزند... وقتی پیتر کشتی کوچک را پشت ویترین مغازه میبیند آرزو میکند از همهی جهان، فقط این کشتی مال او باشد، اما این کشتی، معمولی نیست و پیتر و بقیه را به سفرهای زیادی میبرد، هرجا که بچهها آرزویش را میکنند. آنها دور جهان پرواز میکنند. به گذشته میروند، رابینهود و یکی از فراعنهی مصر را ملاقات میکنند.
دختر گرگها
معرفی کتاب
کتاب «دختر گرگها» داستان دختری به نام جولیا آکیتایاک را روایت میکند که در آلاسکا از خانوادهاش جدا شده است و برای زنده ماندن تلاش میکند. او با یک گله گرگ ارتباط برقرار میکند و با آنها زندگی میکند. میاکس با مشاهده رفتارها و روابط گرگها، درسهایی درباره زندگی، بقا و طبیعت میآموزد و به تدریج با دنیای گرگها عجین میشود. در کتاب میخوانیم: «موهای گردن دخترک سیخ و چشمانش از تعجب گشاد شد. امراک گوشهایش را با عصبانیت جلو داد و دخترک یادش آمد که چشمان گشاد شده از نظر گرگ به معنای ترس بود. خوب نبود که میاکس ترسش را پیش او بروز بدهد. حیوانات به ترسوها حمله میکردند. سعی کرد چشمهایش را تنگ کند، ولی به خاطر آورد که این کار هم درست نبود. چشمان تنگ نشانهی خباثت بود. در اوج ناامیدی به یاد آورد که کاپو وقتی با خطر روبهرو شده بود، جلو آمده بود. وقتی صدای بچه گرگ را که عاشقانه تمنای توجه میکرد، با زوزه و خرخر تقلید میکرد، قلبش دیوانهوار میتپید. بعد دخترک روی شکمش افتاد و با محبت به امراک زل زد. گرگ تنومند جا خورد و نگاهش را از او دزدید. گویا حرف بدی زده بود! شاید حتی به امرک توهین کرده بود. یک اشارهی کوچک که از نظر دخترک مفهومی نداشت، ظاهرا برای گرگ معنای خاصی داشت. گرگ گوشهایش را با عصبانیت جلو داد و به نظر میرسید که کار دخترک تمام شده است...»
فاروق
معرفی کتاب
کتاب «فاروق»، یک رمان تاریخی است که به زندگی محمد فاروق کیانیپور، رقصنده محلی و آیینی اهل تربت جام میپردازد. این کتاب، داستان رشد این هنرمند از کودکی تا بزرگسالی و تجربیات او را روایت میکند. در کتاب میخوانیم: «فاروق از پلهها پایین آمد.روی آخرین پله خم شد تا بند کفشهایش را ببندد...همزمان آمال برای رفتن به مکتب، چادرِ آبیاش را بر سر کرده است و از زینههای آن سمت حیاط پایین آمد. برای رفتن بهطرف دربِ حیاط ناگزیر بود از کنار او عبور کند. آهسته سلامی کرد و رد شد. فاروق که تا آن لحظه متوجۀ او نشده بود، صدایی به زیبایی زمزمۀ جویباری به گوشش رسید. سرش را بهسمت صدا برگرداند... سایۀ دختری همانندِ خیال در هالۀ چادری بهرنگِ آبیِ آسمانی از کنارش عبور کرد. فاروق با رؤیتِ آن نیمرخ زیبا سرش را پایین انداخت و با صدای لرزانی جواب داد: «سلام.» بعد از کمی تأمل دوباره سرِ خود را بلند کرد و به دختری که به زیبایی یک رؤیا درونِ چادر آبی میلغزید و میرفت، نگریست.»
شاید از همین خیابان گذشتند (مجموعه داستانهای کوتاه)
معرفی کتاب
شوپنهاور فیلسوف آلمانی اعتقاد داشت که نویسندگان سه گروهاند. گروه نخست نویسندگانیاند که تأثیری زودگذر پدید میآورند و برای همیشه ناپدید میشوند. دومین گروه درخششی خیرهکنندهتر از ستارگان دارند اما آنان نیز بهسرعت جای خود را به دیگران میدهند و تنها گروه سوم استوار در آسمان ایستادهاند و میدرخشند و تمام قرونِ پس از خود را به تصرف درمیآورند. او میگوید یا نویسندگان حرفی برای گفتن دارند و می نویسند، یا صرفاً بهخاطر نوشتن می نویسند. قاعدۀ نخستِ نوشتن، داشتن حرفی برای گفتن است. این شرط کافی برای نیکو نوشتن است. کتاب «شاید از همین خیابان گذشتند» مجموعه داستانهای کوتاهی است که توسط دانشآموزان عضو واحدهای داستاننویسی مقدماتی و پیشرفته نوشته شده است. این کتاب به قلم گروهی از نویسندگان نوجوان به چاپ رسیده است و داستانهای آن بر اساس حروف الفبا (نام خانوادگی نویسندگان) مرتب شدهاند.
خاطرات یک طوطی بیخطر
معرفی کتاب
کتاب «خاطرات یک طوطی بیخطر» داستان خاطرات یک طوطی از زبان خودش که شرایط و اتفاقات مختلفی با آدمهای مختلف داشته است را بیان میکند. طوطی همدم و همصحبت آدمهای زیادی بوده است و بیشتر آدمها حرفهایی را که به نزدیکترین آدمهای زندگیشان نمیگفتند با او در میان میگذاشتند. آرایشگر، زن و شوهر جوان، رستوراندار و پیرمرد تنها و... صاحبان مختلف او بودند که روایت هر کدام در فصلی جدا بیان شده است.